سلام
شاید برخی از شما مدتی باشد که از من نامهای دریافت نکرده باشید و یا مقالهای از من نخوانده باشید. قریب به دو سال و چندی است که عطای به اصطلاح فعالیت سیاسی را به لقایش بخشیدهام. اما امروز حسی که همواره نسبت به آن میبالیدهام که همان میهنپرستی است، مرا وادار نمود تا سطوری را برای لااقل دوستانم بنگارم و از آنان بخواهم که آن را به هر تعداد ایرانی ایران دوستی که میشناسند ارسال دارند. شاید از من بپرسید چرا نامه خود را برای انتشار روانه سایتهای اینترنتی نکردم که در پاسخ شما باید بگویم که دیگر تحمل به انتظار نشستن برای چاپ مطلبی از خود بنا به صلاحدید ابله و کجاندیشی که سایت را مدیریت میکند ندارم. از سوی دیگر ارسال ای میل و پیامهای کوتاه تلفنی در میان ایرانیان رایجتر از مطالعه جراید و سایتها میباشد. و اما مطلب...
پیش از خواندن مطلب پیشرو از شما میخواهم که فتیله چراغ تحمل خود را بالا بکشید و نوشته را تا انتها به دقت بخوانید حتی اگر آن را سراپا هجو بدانید. تمامی شما چه علاقمند به سیاست باشید چه نباشید، اخبار خاورمیانه را به دلیل کثرت تکرار آن اگر دنبال نکرده باشید لااقل شنیده، دیده یا خواندهاید. همه میدانید که پس از یازدهم سپتامبر دو هزار و یک میلادی در منطقهای که خاورمیانه مینامند چه گذشته است. همه میدانید که بنیادگرایی اسلامی، تروریسم و هزاران لفظ مد روز چه میباشند. من درباره این مطالب نمیخواهم با شما سخن بگویم، من به دنبال دعوت شما به هواداری جناحی از جناحهای درگیر در این ماجرا نمیباشم. حتی به دنبال تشویق شما در دخالت در عالم سیاست هم نمیباشم. هدف من تنها سخن درباره تهدیدی است که متوجه کشور محل تولد همه شما میباشد. شاید در انتها تمامی گمانهای من را یک تئوری وهمآلود آمیخته با تئوری توطئه بدانید اما اگر حتی آن را هم فرض محال بدانیم، باز وقوع آن محال نیست.
سخن را با وضعیت کنونی خاورمیانه آغاز میکنم:
- وضعیت در افغانستان رو به وخامت است و شرایط برای بازگشت دوباره طالبان روز به روز مهیاتر میشود. (برای اطلاع از این امر نیازی نیست شقالقمر نمایید، اگر تنها لینک افغانستان در سایت فارسی بی بی سی را مطالعه کنید یا اخبار مربوط به افغانستان را در شبکههای جهانی غیرامریکایی دنبال نمایید میتوانید سر از ماجرا در بیاورید.) ناتو دامنه عملیات خود را در سرتاسر افغانستان گسترش داده است و همواره هزاران سرباز در افغانستان، سرزمین هزارپاره نتوانستهاند ملا عمر و اسامه بنلادن را بیایند. در حالیکه صدام حسین به طرفهالعینی به دنبال تعیین جایزهای برای محل اختفای او به دام افتاد. براستی چرا برای آنان چنین جایزهای تعیین نمیگردد؟ این مردان نامرئی در سرزمینی که به برق سکهای آدم میفروشند، هنوز تندرست و بالنده سرگرم گذر ایامند و هر از گاهی هم نواری برای انبساط خاطر علاقمندان به مدد شبکه جهانی الجزیره منتشر مینمایند؟!
- وضعیت در عراق روز به روز بحرانیتر میگردد. تا کنون بنا به آمار 655 هزار عراقی جان خود را از دست دادهاند. ایالات متحده به دنبال ترک تدریجی عراق است و کارشناسان تحقق این امر را به معنای تجزیه عراق میدانند. کردها در آرامش خاطر، پرچم کردستان را برافراشتهاند و روز به روز دهانی کجتر به دولت به اصطلاح مرکزی عراق نشان میدهند.
- مناقشه اتمی ایران و قدرتهای بزرگ به مدد ندانم کاریهای دولت ایران و سیاست امریکا یار آنان روز به روز بحرانیتر میگردد. تا کنون رئیس جمهور پیامبر ایران هر آنچه که یاران در آنسوی مرزها از او میخواستند انجام داده است. ایران باید تهدیدی جدی برای اسرائیل میبود، که دم از محو اسرائیل زد. ایرانیان باید افراطیترین مسلمانان جهان شناخته میشدند، فلان سفارت را سنگباران نمودند و فلان سفیر را برای چهار تکه نقاشی احضار نمودند. خلاصه هر آنچه که شما برای ارائه تصویری مخوف از ایران نیاز دارید برایتان ارائه نمودند. نوش جان و گوارای وجود.
و اما اصل داستان...
فکر نمیکنم که هیچ یک از شما نام Ralph Peters را شنیده باشد. حق هم دارید. در تلویزیون فارسی صدای امریکا، بی بی سی فارسی، پیک نت، سیمای آزادی، ایران امروز و گویا و یا هر آنجایی که قبله عالم رسانهای شما میباشد نامی از او برده نمیشود. چرا؟ زیرا آنان کارشناسان خبره خود و مسائل ارزشمند خود را دارند. اما این آقای گرامی کیست؟ یک تحلیلگر و نظامی سابق ایالات متحده که پای ثابت نشریات و تلویزیونهای زیر میباشد:
- Parameters
- Military Review
- Armed Forces Journal
- US Today
- The Wall Street Journal
- The Washington Post
- New York Post
- Newsweek
- Weekly Standard
- The Washington Monthly
- Army Magazine
- PBS Television
- Fox News
- CNN
البته این آقای محترم پیش از بازنشستگی از خدمت ارتش در بخش اطلاعات نظامی بوده است. نگاهی به رسانههایی که وی در آنان قلم میزند و گرایش سیاسی آنان (جمهوریخواه) خود مبین اعتبار ایشان در نزد سیاستگذاران است. ایشان اخیرا کتابی تحت عنوان’Never Quit the Fight’ منتشر نمودهاند که چکیدهای از آن را در مقالهای در Armed Forces Journalآوردهاند. در طرح ایشان مرزهای موجود در خاورمیانه که جنگافروز میباشند تحقق صلح در منطقه را غیرممکن مینماید و به همین منظور نقشهای جدید برای خاورمیانه ترسیم نمودهاند که دست بر قضا دولت ایالات متحده هم در صدد اجرای آن است، جدا چه حسن تصادفی!!!!!
در این نقشه عراق فعلی به سه کشور و یک دولت شهر(بغداد) تقسیم میگردد. البته این کشورهای جدید بخش قابل توجه از قلمرو خود را از همسایگان خویش میگیرند. برادران کرد دوستان آزادیخواه چپ و راست ایرانی که همواره دوشادوش آنان با نظام حاکم بر ایران جنگیدهاند و مثل مار در آستین از مرحلهپرتهای ایرانی پرورش یافتهاند با دریافت بخشهایی از ایران، ترکیه، عراق و سوریه و برخورداری از منبع نفت در وسعتی پهناور قد علم میکنند تا صحهای برشعار خود یعنی خودمختاری برای کردستان و دمکراسی برای ایران بگذارند!!!! البته شاید بهتر باشد مردانه هدف اصلی استقلال برای کردستان و تجزیه برای ایران را جایگزین آن نمایند، خوشبختانه ادعای مردانگی آنان که دنیا را کر نموده است. البته شاید شما به این امر اشاره نمایید که رئیس جمهور کرد عراق در جمع خبرنگاران در ایالات متحده عنوان نموده است ما به دنبال استقلال نیستیم چون اگر ادعای آن را نماییم ایران، سوریه، عراق و ترکیه نیازی به جنگ با ما ندارند و تنها مرزهای خود را به روی ما ببندند ما حتی نمیتوانیم نفت خود را صادر نماییم. اما باید بدین سیاستمدار کرد متذکر شد که آن که ابله پنداشته تنها خود اوست. دوستان امریکایی وی فکر آنجای آن را هم کردهاند. جدایی آذربایجان ایران و پیوستن به جمهوری آذربایجان راهحل مشکل است. آنوقت آنان میتوانند به راحتی از خط لولهای که ایالات متحده برای صدور قمری نفت و گاز آذربایجان در دست احداث دارد نفت آنان را هم صادر نماید. دوستان آذری هم که در زیر یوق شاهان فارس غزنوی، سلجوقی، صفوی و قاجار قرنها استثمار کشتهاند طعم آزادی را چشیده و به برادران آزاد گشته توسط روسیه تزاری خود میپیوندند. فقط من نمیدانم چرا ما به اشتباه در تاریخ خود این سلسلهها را ترک نامیدیم. البته این از همان سوءنیتهای ما میباشد که از تاریخ خود کشور آزاد کردستان را که توسط ما فتح گردیده و در آن نسل کشیها انجام گشته محو نمودهایم. حتی جمهوری دمکراتیک کردستان و آذربایجان را که در آب گلآلود اشغال متفقین به مدد شوروی در صدد تجزیه ایران بودهاند، تجزیهطلب میدانیم.
اما برادران شیعه عراقی هم به مدد دوستان خود در ایران و امریکا هم لقمه دلچسبی را به دندان خواهند کشید. خوزستان، بخشهایی از عربستان صعودی و بوشهر هم از آن آنان میگردد. این بخت برگشتهها هر چه نفت در آن خطه است صاحب میشوند. عراقیهای سنی هم میتوانند به شمارش ریگهای اراضی خود بپردازند.
در آنسوی ایران بخشهایی از افغانستان که ویرانه است به ایران عودت داده میشود تا مشکل اشتغال کارگران افغان در بخش ساختمانی ایران مرتفع گردد و دیگر پیمانکاران نیاز به پنهان نمودن هموطنان جدید خود نباشند. بلوچستان هم که به انضمام بلوچستان پاکستان میشود یک کشور. اما سایر کشورها:
- اردن به مدد نمکزارهای عربستان سعودی بزرگ میگردد تا جا برای اسکان الباقی فلسطینیان که در اسرائیل موی دماغ هستند مهیا گردد. شاید بگویید باز این اسرائیل بخت برگشته را محکوم نمودید. اما جالب این است که بخش کرانه باختری در دستان فلسطینیان در نقشه پیشنهادی به عنوان تعریف نشده آمده است. یعنی الان از آن صحبتی از میان نباید بیاید. البته شاید کسی بداند چرا اسرائیل به کردها در کردستان عراق آموزش نظامی میدهد؟ برای رضای خدا؟ یا انتقال دانش ایجاد کشور در خانه دیگران؟
- یمن هم به یمن کوچک شدن عربستان صعودی بزرگتر میگردد و شهرهای مقدسه مسلمانان با درآمدی میلیاردی ناشی از گردشگری و بازرگانی تمتع و عمره کشوری مستقل میگردد.
- لبنان از شمال میگیرد تا اینقدر در جنوب وز وز نکند.
اما منفعت این امر چیست؟
زمانی شاه فقید ایران را برای خیرهسری در تثبیت بالای قیمت نفت کلهپا نمودند، و امروز با کثرت اعضای OPEC تشدد آراء و انسجام را بر هم میزنند. اینکه عربستان سعودی هزار پاره باشد یا یک قاره اهمیتی ندارد. اینکه پاکستان کوچکتر گردد هم مهم نیست چون به احتمال قوی چنین امری اصلا تحقق نمییابد، که اگر یابد به مدد حداقل 10 سال جنگ است آمار فروش اسلحه را بالا میبرد. البته نباید نگران ساحت مقدس اماکن مقدسه عربستان باشید، کسی به دنبال انسداد جریان سرمایه نمیباشد، این بازرگانی هم که خود جای خود را دارد. ترکیه هم اما و اگر بسیار دارد. او عضوی از ناتو است و اعلام جنگ به او به معنای اعلام جنگ به ناتو میباشد. حال چقدر کردها جگر این کار را دارند خدا داند. البته ترکها به سبب مسلمانی خود و اینکه غربیان اصولا آنان را آدم حساب نمیکنند نباید اینقدر دل به این امر خوش کنند. اما در هر حال تصاحب بخشی از خاک آنان ضرورتی ندارد.
در این میان تنها ایران است که مهم است. براستی چرا ایران نباید انرژی هستهای داشته باشد؟ شاید میگویید اگر آخوندها بمب اتم داشته باشند دیگر از جایشان تکان نمیخورند. اما من نمیدانم چطور شوروی که ذخایر هستهای آن برای پنجبار نابودی دنیا کافی بود از هم پاشید! من حتی نمیفهمم که ایران چطور میتواند سوخت اتمی لازم برای بمب را که همه کارشناسان معتقد به تولید آن ظرف ده سال آینده میباشند در عرض یکسال تولید کند. البته شاید من ذاتا احمقم. البته این مساله را هم که یک نیروگاه غیرنظامی بوشهر چه منفعتی برای آلمانها، ژاپنیها، چینیها و روسها تا بحال داشته است را در نظر نباید گرفت. اصلا اگر ایران سوخت اتمی تولید کند و این انرژی را به همسایگان خود صادر نماید دیگر نفت چه بهایی دارد. کلا آخوند را چه به انرژی هستهای مردم آزادی و شغل میخواهند، مگر نه آنکه منتخب محرومترین بخش جامعه که درآمد نفت را به سفرهها سرازیر نموده است اصلا به دنبال انرژی هستهای نیست و گرانی را هم مهار کرده است!!!!
دوستان من واقعیت آن است که نظام ایران چه خوب چه بد، بر ایران حکم میراند و آزادی و دمکراسی به بهای ویرانی خانه به پشیزی نمیارزد. البته میدانم که در میان شما افراد بسیاری هستند که با من موافق نمیباشند و حاضرند برای سرنگونی این نظام حتی نامی از ایران نماند. به طور کلی دیگی که برای من نجوشد در آن سر سگ بجوشد. اما من روی سخنم با آنان نیست. من روی سخنم با آن دسته از ایرانیان سیاسی و غیرسیاسی است که به ایران عشق میورزند و یکپارچگی آن را خواستارند. در آرزوی آن هستند که ایران با تمامی اقوامش طعم آزادی را چشد. ممکن است یک درصد هم حرفهای من تحقق نیابند، اما اگر بیایند چه؟ آیا شرایط برای آن مهیا نیست؟
من نه نژادپرستم نه طرفدار خودکامگی و جنایت، اما میدانم آوارگی و بیخانمانی دردی بی درمان است. حفظ ایران، اکنون بر هر چیز مقدمتر است. حتی بر آن نان شب، دمکراسی و آزادی که ندارید.
با سپاس
|