Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

در این شماره

سردبیر تلاش ـ فرخنده مدرس
 

«منافع ملی» یا «خیر عمومی» مفهومی است که در نگرش و فرهنگ سیاسی نیروهای انقلابی سال‌های 57 جایگاهی نداشت. نه اینکه آنها پیش از این به نام میهن سخن نمی‌گفتند یا داعیه دادستانی ملت نداشتند، اما از آنجا که در سرسپردگی به ایدئولوژی‌ها و اهداف گروهی و فردی مرزی نمی‌شناختند، هر آن آماده بودند؛ با توجیهات همان ایدئولوژی‌ها که «تخت پروکوست» منافع کشور، و مکان «قبض و بسط» مصالح ملی بود، تا زیرپا نهادن آن منافع و آن مصالح پیش روند. از سوی دیگر در سایه «اراده معطوف به قدرت» و در رهگذر آن، یعنی فرهنگ مخالفت و ستیز دائمی با حکومت‌های وقت و تلاش در «نابودی آن به هر قیمت»، و در برابر ذهن کور دشمنی‌شان جائی برای تفکیک میان حاکمان و کشور، میان رقابت و نبرد قدرت با صاحبان آن و محافظت از دستاوردها و امکانات فراهم آمده برای ملت، باقی نمی‌ماند. نیروی سهمگین انقلاب برآیند همین ذهنیت و فرهنگ را در هیئت حکومت اسلامی بر اریکه قدرت نشاند. نیروئی را که بیشترین ناسازگاری با نیکبختی و بهروزی ملت و نازلترین پایبندی به منافع مملکت را با خود به ارمغان آورد. حکومت ایدئولوژیک ـ مذهبی که پیامد سه دهه سیاست‌های آن کشور را به نقطه‌ای رسانده است که تصاویر هولناک گوشه‌هائی از آن، به ویژه در عرصه روابط بین‌المللی، امنیت ملی و وضعیت اقتصادی، درمقاله فرهاد یزدی در این شماره بازتاب یافته است.

درج این مقاله در تلاش آن‌هم در مدخل بحث‌های این شماره نه به منظور ترسیم دوباره سیمای اسفبار کشور و بیان مکرر بی‌لیاقتی‌های رژیمی است که ما امروز در صف مخالفت با آن ایستاده‌ایم، بلکه به قصد هشدار خطیر بودن اوضاع و بیدارباش به نیروهائی است، که ترجیع‌بند رویاهایشان برای آینده ایران استقرار دمکراسی و ساختن جامعه مدنی است، بدون آنکه ابتدا به این پرسش بدیهی پاسخ گویند؛ که چگونه؟ با کدام ابزارها و راهکارها، با کدام سیاست و فرهنگ و با کدام نیروی متحد و بسیج شده و سازمان‌یافته دمکراتی که بتواند، در برابر استبداد کهن و سرچشمه‌های فعال بازتولید آن ایستادگی کند؟ ما که هنوز در برابر پذیرش حق حضور دیگری در کنار خود در جبهه مبارزه برای دمکراسی مقاومت می‌کنیم و در تنگنای نظری و تنگ نظری خویش از وسعت میدان عمل نیروهای دمکرات و آزادیخواه کاسته و در عمل از توان خود می‌کاهیم، چگونه خواهیم توانست از سد بزرگ استبداد دینی عبور کنیم که تازه در قیاس با فرهنگ استبدادی خودمان بسیار کوتاهتر است. از این پرسش‌ها نمی‌توان درگذشت، در خیال و رؤیا شاید، اما در واقعیت‌ها نه!

مسئله عمیقتر از آن است که امروز در ناتوانی نبرد پراکنده «ایرانیان آزادیخواه و دمکرات» بر علیه رژیمی خلاصه شود که برای حفظ خود آماده است، هر قیمتی را به هزینه نابودی امنیت و منافع ملت بپردازد و تمامیت ارضی و یکپارچگی و اساساً بقای کشور را بالای آن بدهد. حتا ابعاد مشکل ما فراتر از پاسخ به این پرسش است که آیا نیروهای انقلابی دیروز هر آینه در این تصویر هولناک می‌نگرند، جای پای مسئولیت و سهم خود را در فراهم آمدن این لحظه‌های تیره بازمی‌شناسند یا نه. امروز کیست که فریادهای دلخراش وجدان‌های ناآرام را از هر سو نشنود و دامنه گسترده پشیمانی را نبیند و آرزوی تغییر، اما در مقابل آن احساس دردآور ناتوانی و عجز در دگرگونی وضعیت و در برابر سیل فزاینده سرخوردگی و یأس و ناامیدی همه‌گیر را لمس نکند. دلنگرانی‌ها دیگر اینها نیست، هراس آنجاست که بخواهیم با این ناآسودگی و درد و عجز کنار آئیم، چون از یافتن و افتادن به راه برونرفت از این بن‌بست سرباز می‌زنیم . ناکامی‌های امروز ما در مبارزه برعلیه حکومت اسلامی و بن‌بستی که در آن گرفتار آمده‌ایم، یک بن‌بست اخلاقی و فرهنگی است، آن‌هم نه فرهنگ و اخلاق جامعه و مردم کوچه و بازار، نه! بلکه فرهنگ و اخلاق سرآمدان سیاسی و روشنفکران جامعه!

«مبارزه با جمهوری اسلامی» به گفته داریوش همایون (از مقاله ایشان در همین شماره)؛ «برای جانشین کردن آن با نظام بهتری است...روشن است که با همان رویکردها و روحیه‌های دوران انقلاب، اگر هم برداشتن جمهوری اسلامی امکان‌پذیر باشد جانشین کردنش با سیاست و فرهنگ بهتر امکان نخواهد داشت. فرصتی که در بیرون به ما داده شد ـ به میلیون‌ها ایرانی، در میانشان گل‌های سرسبد جامعه ـ آن بود که سیاست و فرهنگ را بهتر کنیم و نمونه زنده‌ای برای آینده بزرگتر ایرانی در درون، در محیط آزاد غرب بسازیم.»

آیا از عهده این کار برآمده‌ایم؟ آیا گامی از سد عظیم نگرش‌ها و روش‌های پیشین خود عبور کرده و دور شده‌ایم؟ با نگاهی ـ از دید ژرف داریوش همایون در این مقاله ـ به خود است که مجبور می‌شویم در پاسخ مثبت به این پرسش‌ها مکث و درنگ کنیم.

***
بیدارباشی دیگر به آنان که هردم در رؤیاهای خود ایران را در جامة مدنیت مدرن و دمکراتیک می‌بینند! از سیاهترین پیامدهای استقرار حکومت اسلامی در ایران وارد آمدن ضربات اساسی به شالوده یکپارچگی ملی و انسجام و درهم‌تنیدگی فرهنگی، قومی و مذهبی در میهن ماست. در چهارچوب حکومت اسلامی و در روزگار سختی که بر ملت می‌رود، نه تنها احساس طبیعی مدارا میان گروهبندی‌های مختلف ایرانیان بلکه نیاز همزیستی و درهم‌آمیختگی آنها با یکدیگر به چالش کشیده شده است. رژیمی که برمبنای فکری انسان برتر (مسلمان بر غیرمسلمان)، جنسیت برتر (مرد بر زن)، دین برتر (اسلام بر سایرادیان) استوار شده است، خیلی زود و به سادگی، دست و دامن به قوم و نژاد برتر نیز می‌آلاید. کافی است که نارضایتی‌ها در گوشه و کنار ایران از حد بگذرند، و بر بستر آن تحریکات قومی، به شورش و آشوب و درگیری‌های نظامی غیرقابل کنترل بی‌انجامند و رژیم که در جنم و استعدادش هیچ سیاست و درایتی جز به کارگیری خشونت و سرکوب و حیله و فریب و ایجاد تفرقه نیست، نیازمند بسیج افکار عمومی و لشگر وابسته و جیره‌خوارخود در میان اقشار و طبقات اجتماعی گردد، آنگاه بازکردن جائی برای شعارهای «ملی‌گرائی اسلامی» و «ایرانی‌گرائی اسلامی» در کنار آیه‌های قران نقش بسته بر پیشانی بندهای سبز بسیجیان و پاسداران و نمایش‌دهندگان خیابانی، کار چندان سختی نخواهد بود. مسئله تنها افزایش چند سانتی به طول و عرض پارچه است.

در حل مشکلات قومی و رفع ناهمگونی رشد و توسعه در مناطق مختلف ایران، که نوید آزمایش شدة آن را استقرار دمکراسی، تضمین حقوق شهروندی و آزادی‌های فرهنگی در چهارچوب اعلامیه جهانی حقوق بشر و میتاق‌های آن و رشد اقتصادی موزون و فراهم آمدن حداقل امکانات زیستی و معیشتی در خور شأن انسانی می‌دهد، روش‌های حکومت اسلامی قابل پیش‌بینی و شناخته شده است. اما آنچه موجب شگفتی است، راهکارها و برنامه‌های مبارزاتی برخی گروه‌های مخالف حکومت اسلامی است که در نهایت بی‌مسئولیتی و عدم‌حساسیت نسبت به موقعیت خطیری سرهم‌بندی می‌شوند که در رابطه با مسائل قومی و امنیت و یکپارچگی ایران ایجاد شده و برخی محافل بین‌المللی ـ محافلی که عدلان پارسا چنین خشمگین برآنها می‌شورد ـ نیز آگاهانه و در دشمنی با حکومت اسلامی و برای ایجاد «دردسر» برای آن، آماده بهره‌گیری از این موقعیت هستند. راهکارها و اتحادهائی که حشمت رئیسی از آنها تحت عنوان «استراتژی‌ها و اتحادهای غیرهوشمند» نام می‌برد و در گفتگوی اینبار تلاش مشخصه‌ها و دلایل غیرهوشمندانه بودن آنها را شکافته و توضیح می‌دهد؛ که راهکارها و اتحادهائی که نتوانند چشم‌انداز بهینه و واقعی را در برابر آن‌چه تا کنون حکومت اسلامی برای ملت ایران به ارمغان آورده است، ارائه دهند، در درجه نخست محکوم به شکست هستند، زیرا با توجه به تجربه تلخ مردم ایران از انقلاب اسلامی، چنین راهکارها و اتحادهائی مورد استقبال قرار نخواهند گرفت. اما در صورت تحقق، بر بستر شرایطی خاص، آنچه ره‌آوردشان خواهد بود، ازهم‌پاشیدگی کشور است. چه چنین اتحادهائی در میان گروه‌های ناهمگنی صورت می‌گیرد که تعهد نخستین آنان نه به حفظ تمامیت و یکپارچگی ایران و بر محور ایران، بلکه برپایه اراده و میل دستیابی به قدرت سیاسی با اهداف جداگانه است و حلقه پیوند میان نیروهای چنین اتحادی تنها دشمنی با حکومت اسلامی و تلاش در نابودی آن به هر قیمت است و پس از این نابودی، جدال برسر تقسیم «غنائم». از همین روی حشمت رئیسی چنین اتحادهائی را از همین امروز حامل نطفه جنگ و درگیری‌های داخلی آتی در ایران می‌داند و نسبت به آنها هشدار می‌دهد.

جستجو در سامانه


برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما