Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

در این شماره

سردبیر تلاش ـ فرخنده مدرس
 

“آهسته پرسیدم: كی به دریا می‌رویم؟ زیر چشمی نگاهم می‌كردند: می‌رویم، اما نه به این زودی. می‌گفتم: می‌میرد، زیر این همه آب. می‌گفتند: مگر مازنده‌ایم؟....” (منیرو روانی‌پور، از داستان سیریا سیریا)



هیچگاه، در این عمر یك ربع قرنی حكومت اسلامی، به اندازة انتخابات این بار و بر‌آمدن احمدی‌نژاد نیروی‌های مخالف این حكومت را به انداختن نگاهی دوباره به واقعیت‌ها مجبور نساخته است. نگاهی به سراسر تصویر واقعی حضور همة نیروهای اجتماعی، از حكومت گرفته تا مخالفین و از آنها گرفته تا مردم، و تأثیر هریك در پیدایش اوضاع و روند رو به وخامت كشور. چه كسی است كه با نگاهی به سراسر این “تصویر دهشتناك” در خود احساس سربلندی و موفقیت كند؟ چه كسی است كه سایة سنگین ناامیدی و تلخكامی را سنگین‌تر از همیشه حس نكند؟

حاصل این نگاه واقع‌بینانه به میدان عمل، به حضور محدود نیروهای “خواهان تغییر” این وضعیت و به بضاعت اندك ما در برابر سترگی كار، باز هم انتظار است. انتظار برای رسیدن به نقطة تغییر مسیر و جلوگیری از سرآشیب نزول و سقوط كشور، انتظار برآیند پرقدرت نیروهای تغییر. هنوز باید انتظار كشید! با وجود این میشود؛ چشم در چشم این انتظار و مات شده از هراس سهمگینی وظیفه، بی‌عمل ـ یا با “نمایش‌هائی از عمل” ـ به لحظه‌های این انتظار ابدیت بخشید و گذاشت كه در فراخنای راحت انتظار و حرف و حرف و انتظار، لحظه‌های زندگی و دقایق گهربار آن فوت شوند. یا اینكه؛ می‌توان چشم از انتظار برداشت و آن را چون بندی بر گام‌های نابردبارانة یأس‌آفرین، به گوشه‌ای از خاطر سپرد و از ضربه‌های سنگین هشدار واقعیت عزم و آهنگی دیگر ساخت. اما پیش از هر عزم و آهنگی باید دوباره نگاهی به سراسر واقعیت تصویر انداخت.

دراین لحظه‌های تلخكامی حاصل از بیم فرو رفتن كشور در تاریكی آینده‌ای ناروشن‌تر از پیش و در فضای ناامیدی حاصل از مشاهدة ناتوانی نیروها در مهار حكومت اسلامی و بستن دست باز آن در كشاندن ایران از بحرانی به بحران دیگر، تلاش به سهم خویش برآن شد این شمارة خود را به مروری دوباره بر راه‌های رفته توسط مخالفین حكومت اسلامی، گشودن دفتر تجربه های انجام گرفتة آنان و پشتوانه‌های فكریشان اختصاص داده و از طریق گفتگو با تنی چند از چهرها و فعالین میدان مبارزه با جمهوری اسلامی و بررسی جوانب مختلف دیدگاه‌های آنان نسبت به وضعیت امروز ایران و اولویت‌هائی كه برای خود و هم‌نظران خویش قائلند و همچنین پرسش از نظراتشان در مورد اتحاد نیروهای دمكراسی و آزادی، سعی نماید به یاری خود آنها، آن گره‌هائی كه پای رفتن و همراهیشان با هم را بسته است، بیابد. باز با دریائی از پرسش، به سراغ برخی از آنان رفتیم.

از داریوش همایون از دلهرة بردل نشسته از برآمدن احمدی‌نژاد و حیرت و مات‌شدگی نیروهای سیاسی پرسیدیم، این كه؛ آیا نتیجة 25 سال تلاش و كار در راه آزادی و دفاع از حقوق بشر، این است؛ ریختن ده میلیون رأی به نام احمدی نژاد و خواست بازگشت به سالهای نخستین انقلاب؟! از نیلوفر بیضائی پرسیدیم كه چرا می‌گوید كه سالهاست ما در حال بازی در زمینی هستیم كه جمهوری اسلامی هموار كرده است، چه نشانه‌هائی دارد، كه می‌گوید؛ هنوز مخالفین این جمهوری نتوانسته‌اند از فضای فكری طرفداران حكومت دینی بیرون آیند یا به چه دلیل معتقد است كه ما هر طرح سیاسی خود را ـ و همچنین طرح فراخوان رفراندم را ـ عملاف به وسیلة بازی‌‌های سیاسی نظریه‌پردازان حكومت اسلامی بدل می كنیم و به همین دلیل هم همیشه از آنها رودست می‌خوریم. با حسن شریعتمداری در مورد اتحاد جمهوری خواهان و اینكه پس از شكست‌های پی‌درپی و امید بی‌حاصل به اصلاحات و انتخابات حكومت اسلامی چه راهی را در پیش گرفته‌اند، به گفتگو نشستیم. از وی در بارة این كه چرا اتحادها به نتیجه نمی‌رسند و اینكه منظور وی از نقد قدرت‌‌‌‌‌‌‌‌طلبی و قدرت زدگی ما در عین قدرت ستیزی و قدرت گریزی‌امان چیست، پرسیدیم. از اعضای با سابقة سازمان فدائیان خلق ایران اكثریت، بهزاد كریمی و فریدون احمدی پرسیدیم كه در این دوره دگردیسی جمعی در كجای راهند، چرا با وجود پذیرش ارزش‌های جدید و قبول آن كه دیگران نیز در دفاع از این ارزشها همچون آنان مدعیند و پافشار، این چنین در میان جبهه‌های مختلف پراكنده و سرگردانند! آنها را چه میشود كه یارای بیرون آمدن از پیلة ترس و تلخكامی و ناكامی 57 را ندارند؟ چرا قد راست نمی‌كنند. آن استواری و اعتماد به نفس كو؟ چرا در عدم اعتماد به نفس خود به همگان سؤظن دارند؟ مگر نه اینكه پذیرفته‌اند؛ در كشوری كه اقلیت و اكثریت، نیروهای قومی و مذهبی و طبقات گوناگون و سرآمدان آن دائم در ستیز و دشمنی حتی بی‌اعتمادی نسبت به هم بسر برند، دمكراسی راه بدان نخواهد یافت و قادر نخواهد بود تضمین كافی برای تعادل و همزیستی ارائه دهد. مگر نه اینكه روشنفكری و سرآمدان جامعه وظیفه دارند منطق مناسبات دمكراتیك ـ این فرهنگ سیاسی و رفتاری نوین و نا‌آشنا برای ما ـ را در میان نیروهای اجتماعی ـ سیاسی ایران و طریقة رشد و الزامات آن را روشن، بدون لكنت، بدون كج و معوج كردن و شكستن معنای آن، توضیح دهند و بیشتر از آن خود به نتایج آن پای‌بند باشند.

آیا برای نشان دادن پایبندی به این نتایج و عمل به الزامات آن باید منتظر بازگشت به ایران شد. اگر امروز درمیان جمع كوچكتری از ایرانیان تبعیدی فعال در صحنة سیاست و در آرامش سرزمین‌های آزاد نتوانیم دامنة گفتمان و روابط دمكراتیك میان نیروهای طرفدار دمكراسی را گسترش داده، و به تمرین قواعد دمكراتیك در میان خود پرداخته و مفردات اندیشة دمكراسی را در عمل تجربه كنیم، چه تضمینی وجود دارد كه از عهدة این امر خطیر در ایران و در میان دریائی از مشكلات برآئیم؟ اگر امروز در ناباوری و سؤظن به پروسة دگردیسی همة نیروها و ارزشها، تنها به رقابت و حذف یكدیگر بیاندیشیم، بی‌تردید در ایران زیر فشار مشكلات اجتماعی برای از سرباز كردن مشكل وجود رقیب به آسانی تن به حذف و نابودی آن خواهیم داد.

حداقل چند سده‌ایست كه این آگاهی بدست آمده است كه به سیاست گسترده‌ترین عرصه و بالاترین قدرت داده می‌شود تا در آن پردامنه‌ترین تصمیمات اخذ گردند. شاید به دلیل همین مسئولیت خطیر و فراگیری تصمیم است كه اولاف شركت وسیع‌ترین نیروهای اجتماعی و نمایندگان آنان در تنوع و گوناگونی‌اشان در این تصمیم‌گیری اهمیت یافته است و ثانیاف تصمیمات، به ضرورت گوناگونی منافع، باید آنچنان اخذ شوند كه بهترین بستر و شرایط برای همزیستی گروه‌بندی‌های اجتماعی در كنار هم وبا هم را فراهم آورده و مخرج مشترك آنها روند رو به رشد زندگی فرد وجامعه را بنمایاند و در عین حال در هر گام در هم تنیدگی منافع گروههای مختلف را موجب شده و بدین گونه صلح و امنیت اجتماعی و بقای جامعه را تضمین نماید. در صورت روشن شدن این معنا برای ماست كه آنگاه آن “عزم و آهنگی دیگر” كه به درستی در پاسخ‌های نیلوفر بیضائی بیان شده است خود را می‌نمایاند. او می‌گوید:

“امروز زمان آزمون دوباره است برای همة نیروهایی كه در هر صفی كه بوده‌اند، به نوبة خود به بقدرت رسیدن یكی از خطرناكترین و تبعیض‌گراترین حكومت‌های تاریخ ایران یاری رسانده‌اند. این درست است كه دمكراسی‌‌‌خواهی در حرف، هیچ اعتمادی ایجاد نمی‌كند، اما برخورد نیروهائی كه به تغییر و ضرورت تغییر معتقدند، با یكدیگر و با دگراندیشان، محكی است برای تشخیص صحت و سقم میزان باور نیروها به این شعارها.”

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما