افسانه نام نشریهای بوده است كه در سه دوره از آبان ماه سال 1306 خورشیدی تا 1309 گاه منظم و گاه نامنظم توسط موسسه خاور (كلاله خاور) در تهران منتشر میشده و به دو لحاظ اهمیت داشته است؛ اول آنكه در آن سالها كه داستان كوتاه چندان شناخته نبود این نشریه صرفا به انتشار داستان كوتاه میپرداخته است. دیگر اینكه بیشتر نامهای معروف بعدی در زمینه ادبیات، نخستین بار نامشان در این نشریه دیده میشود. دكترصدرالدین الهی روزنامهنگار و استاد روزنامهنگاری كه دورهای ناقص از این نشریه را در اختیار داشته چند سال پیش به یك تكنگاری درباره آن دست زد كه در آن علاوه بر مشخصات نشریه، فضای ادبی ـ فرهنگی سالهای اولیه حكومت رضاشاه به دست داده میشود. در اینجا بخشی از آن مقاله كه مربوط به فضای فرهنگی ادبی آن سالهاست بار دیگر منتشر میشود *
صدرالدین الهی
فلسفة ایجاد و انتشار افسانه
روزبه که ظاهراً نام مستعاری ست برای سردبیر افسانه، در اولین شمارة دورة اول این مجله علت انتشار آن را به این شرح بیان میدارد:
در ادبیات اروپایی اخیراً افسانه اهمیت و پیشرفت مهمی حاصل کرده و رفته رفته جای رمان را میگیرد به طوری که نویسندگان معروف این عصر غالباً به نوشتن افسانه اهمیت میدهند و کمتر رمان مفصل نوشته و منتشر میسازند.
علت این مسئله هم پرواضح است سابقاً نویسندگان برای توضیح و بیان نظریه و مطلبی یک کتاب رمان مینوشتند و برای پروراندن حکایت آن قدر شاخ و برگ و شرح و تفصیل به آن اضافه میکردند که غالباً اصل موضوع در میان آنها مفقود میشد و خواننده برای آن که یک نتیجة اخلاقی یا فلسفی یا اجتماعی به دست بیاورد مجبور بود تمام آن کتاب مفصل را بخواند و از این راه مدتی از وقتش بیهوده تلف میشد.
اما دنیای امروز با پنجاه سال، بیست سال، ده سال و حتی با سال گذشته خیلی فرق کرده است و سیر حرکت مدنیـّت به قدری سریع شده است که مردم اوقات فراغت زیاد ندارند و تلاش و پویه زندگی به آنها اجازه نمیدهد که در روز بیش از یکی دو ساعت صرف تحصیل و مطالعة کتاب کنند.
به همین جهت رمانهای بزرگ در یکی دو سال اخیر از فهرست کتب عمومی که اکثریت مردم آنها را میخوانند رفته رفته خارج و به جای آن افسانههای کوچک روی کار آمده است و واقعاً هم در صورتی که یک مطلب عمده را میتوان در یک قصة کوچک پروراند و نتیجة مطلوب را صاف و مستقیم گرفت چه لازم است که همان مطلب را به وسیلة یک کتاب طویل و مفصل بیان کرد و معانی لطیف و دقیق را در عبارات ممـّل و خسته کننده پوشانید؟
مثلاً عین افکار و مطالبی را که ویکتور هوگو در کتاب معروف خود میزرابل با آن همه شرح و تفصیل بیان کرده است، آناتول فرانس همان مطالب را به طور ایجاز و اختصار در یک قصة کوچک (کرنکوبیل) تشریح کرده و نقائص قوانین اجتماعی و ضررهایی که از آنها به افراد جامعه میرسد در دو سه صفحه به طور کامل مجسم نموده است. گذشته از رمانهای فلسفی و اخلاقی یعنی رمانهایی که مؤلفین آنها خواستهاند نتیجة فکری و اخلاقی از آنها بگیرند، رمانهایی هم که برای تفریح و گذراندن وقت نوشته شده باز اگر مفصل باشد امروز چندان خواننده ندارد و کمتر کسی در پی مطالعة آنها میرود و به همین جهت قصّههای کوچک موپاسان و کونان دویل امروز از رمانهای دوما و بالزاک بیشتر کسب اشتهار کرده و خواننده زیادتر دارد.
٭٭٭
مؤسسه خاور که سابقاً منحصر به کتابخانة شرق و بعد عبارت از کتابخانه و مطبعة شرق با هم و بالاخره در نتیجة کوشش و مجاهدت صاحب آن امروز به یک مؤسسه وسیعتر خوبی مبدل شده است با پی بردن به اهمیتی که افسانه** در دنیای ادبیات امروز حاصل کرده تصمیم گرفته است که هر هفته یک جلد کتاب به شکل مجله با قطع مناسب و در حدود پنجاه تا شصت صفحه به اسم افسانه منتشر نماید و در هر جلد یک یا چند قصة کوچک شیرین از نویسندگان اروپایی ترجمه نماید و یا اگر نویسندگان ایرانی قصههای خوبی نوشته و حاضر داشته باشند آنها را منتشر کند.
قصههای مزبور لازم نیست همه در یک رشته و یک نوع معینی باشد و تصمیم ناشر بر آن است که قصههایی که فقط رمان و برای تفریح خوانندگان است تا افسانههایی که جنبه فلسفی و اخلاقی هم دارد همه را در این سلسله انتشارات بگنجاند تا نفع آن عاید کلیة خوانندگان بشود و هر کس به فراخور ذوق و سلیقة خود استفاده از آن بنماید.
اینک اولین جلد افسانه که انتشار مییابد عبارت از دو قصة کوچک از دو نفر نویسندة مشهور اروپایی کونان دویل و ولتر است که مترجم آنها آقای سلطانحمیدخان امیرسلیمانی به وسیلة ترجمه و انتشار آنها برای اولین بار قدم به حوزة مطبوعات و ادبیات میگذارند و در همین قدم اول حسن سلیقه و ذوق خود را معرفی میکنند و با این حسن انتخاب و انشاء سلیس و روانی که در ترجمة این دو قطعه به کار بردهاند میتوان امیدوار شد که در آتیة نزدیکی در ردیف مترجمین خوش ذوق ما قرار بگیرند.
ضمناً لازم است این نکته را هم متذکر گردد که تراجم احوال مختصری که از هر نویسنده در ابتدای قصه ترجمه شده و طبع میشود بر قیمت و نفاست سلسله انتشارات «افسانه» میافزاید (روزبه).
از مطالعة این مقدمه یا به اصطلاح روش نامة افسانه نکات جالبی را میتوان دریافت و بازنوشت:
الف ـ زبان روان مقدمه نویسی که خود را «روزبه» نامیده است نزدیکی فراوان به نثر مرحوم سعید نفیسی دارد که شاید در هنگام انتشار افسانه از مشوقان مرحوم رمضانی بوده است و بعداً هم مدیریت مجلة شرق او را به عهده گرفته و اداره کرده است. خاصه آن که در دورة دوم این مجله سعید نفیسی هفت داستان کوتاه به نامهای «ریش گروف گیس»، « طوق لعنت»، «پس از مرگ پسرش»، «شهوت کلام»، «سیل تمدن»، «فرنگی مآبی»، و «خانة پدری» نوشته است که زبان این داستانها از یک سو شبیه زبان روشنامه است که آمد و از سوی دیگر شباهتی تام به داستانهای کوتاه او در مجموعة ستارگان سیاه دارد.
ب ـ نویسنده برای اولین بار هدف از چاپ افسانه را معرفی داستانهای کوتاه (که او معادل فرانسویاش را «نول» (nouvelle) و انگلیسیاش را «شورت استوری» (short story) خوانده، عنوان کرده است و پیداست که این نوع ادبی از داستان نویسی در آن سالها کم کم مورد توجه مردم قرار گرفته بوده است و همین توجه است که با فاصلة چند سال به اقبال خواص به داستانهای کوتاه صادق هدایت منجر میشود و چنان که خواهیم دید حتی خود هدایت یکی از کوتاهترین داستانهایش را در همین مجموعه مینویسد.
پ ـ توجیه علاقة مردم به داستان کوتاه و گرفتاری روزمرّه نشانة دیگری ست که با استقرار رضاشاه بر تخت سلطنت (25 آذر 1304) حیات اجتماعی ایران وارد مرحلة تازهای شده است که در آن:
اولاًـ حرکت و فعالیت اجتماعی طبقات شدت یافته.
ثانیاًـ مطبوعات اندک اندک از مسیر مطبوعات عقیدتی تغییر جهت داده و به سوی مطبوعات سرگرم کننده و ادبی حرکت کردهاند و انتشار اولین شمارة افسانه در 13 آبان ماه 1306 یعنی دو سال بعد از آغاز سلطنت رضاشاه پهلوی مؤید این تحول مطبوعاتی است.
ت ـ نویسندة «روشنامه» همچنان با انتخاب دو ترجمه از سلطان (سروان) حمیدخان امیرسلیمانی و اظهار این امیدواری که افسانه در آینده محل بروز و ظهور استعدادهای تازه در زمینة ترجمه و تصنیف خواهد بود کاملاً توجه نشریه را به نسل جوان آن روز میرساند.
ث ـ نویسنده در عین حال تأکید بر آن دارد که این نشریه تنها برای چاپ آثار فلسفی و اخلاقی منتشر نمیشود بلکه به انواع دیگر داستانهای ادبی که برای تفریح و وقت گذرانی نوشته شده است توجه خواهد داشت و به این طریق میبینیم که آغاز گرایشی به سوی داستانهای مردمپسند در ادبیات روز آن زمان مشاهده میشود و با دیدن اسامی کسانی که بعدها در صحنة روزنامهنگاری ایران چه از طریق این کار حرفهای و چه از جهت داستاننویسی مردمپسند شهرتی یافتهاند به خوبی آغاز جنبش داستاننویسی مطبوعاتی را مشاهده میکنیم. نامهای کسانی چون عبدالرحمن فرامرزی، حسینقلی مستعان، م. دهاتی (محمد مسعود) در میان اسامی اولین نویسندگان دورة اول افسانه دیده میشود.
ج ـ به موازات این امر نام کسانی که بعدها در زمینة داستاننویسی معاصر و ادبیات دوران پهلوی صاحب آوازهای هستند، پشت جلد افسانهها دیده میشود و پرویز ناتل خانلری، مسعود فرزاد، بزرگ علوی، و صادق هدایت از این گروهند.
چ ـ در مقدمه، وعده داده شده است که به هنگام چاپ هر اثر، مخصوصاً آثار ترجمه به معرفی نویسندة اثر نیز توجهی بشود تا خوانندگان آن نویسندة غیر ایرانی را بهتر بشناسند. اما به این وعده فقط تا شمارة چهارم دورة اول عمل شده است و سپس این کار به طور منظم متوقف مانده و در دورة دوم به علت کم شدن تعداد صفحات به کلی متوقف گردیده است.
ح ـ از مقدمة شمارة اول بر میآید که بر خلاف گفتة آقای محسن رمضانی که مدعی ست «این مجلات هیأت تحریریه و هیچ کمکی نداشت و همة کارها را خود پدرم یک تنه انجام میداد از تهیه مطلب گرفته تا چاپ و تصحیح و نشر و توزیع و فروش»(1) چندان درست به نظر نمیرسد و همان طور که خود ایشان بعداً اصلاحی در عبارت خود کرده و مدیریت شرق را به دشتی و فلسفی و نفیسی منسوب داشته است، باید فکر کرد که ذهن آگاه و آشنایی به مسایل ادبیات آن روز جهان در پشت فکر ایجاد مجلة افسانه وجود داشته است و همان طور که اشاره شد صاحب این فکر به احتمال قوی جز سعید نفیسی کسی دیگر نمیتوانست باشد. زیرا هنگامی که از آناتول فرانس Anatole France (1844-1924) سخن به میان میآید تازه در آن سال (آذر 1306/ نوامبر 1927) از مرگ پادشاه نثر فرانسه و برندة جایزة ادبی نوبل 1921 سه سالی بیش نمیگذشته است همچنان که سفر آرتور کونان دویل Sir Arthur Conan Doyl (1859-1930) خالق و آفرینندة شخصیت پلیسی شرلوک هولمز هنوز در قید حیات بوده و صیت شهرت این دو به گوش دست اندرکاران آشنا به ادب و داستان نویسی آن روز اروپا رسیده بوده است.
خ ـ از مقدمة جلد اول دورة اول بر میآید که در آن سال تحولی در کار مؤسسه خاور پیدا شده و همان طور که فرزند آقای رمضانی اظهار داشته است چاپ سنگی که اساس کار چاپخانة خاور بوده به چاپ سربی تبدیل گردیده است.
بررسی کوتاه مطالب دوره های اول و دوم افسانه
الف ـ دورة اول
همچنان که اشاره شد دورة اول افسانه قرار بود با تعداد صفحاتی بین 50 تا 60 صفحه به مدت شش ماه، آن هم به طور هفتگی منتشر شود. اما اگر انتشار شمارة اول آن به تاریخ شنبه 13 آبان ماه 1306 است، دهمین و آخرین شمارهای که از دورة اول در اختیار این بنده است تاریخ اسفند ماه 1307 را دارد و این نشان میدهد که ناشر برخلاف آرزوی قلبی و برابر پیشبینی قبلی که به آن اشاره شد در طول مدت 16 ماه نتوانسته است بیش از ده شماره از مجلهای را که آرزو داشته به صورت هفتگی منتشر سازد، به چاپ برساند. به عبارت دیگر او از 64 شمارة پیشبینی شده فقط به چاپ ده شماره توفیق یافته است.
نام مترجمان و مؤلفان ایرانی ده شمارة اول از این قرار است: سلطان حمید امیرسلیمانی، عطاءالله دیهیمی، آقاشیخ موسی نثریهمدانی، پویان صدیقعمایی، حسینقلی مستعان، عبدالرحمن فرامرزی، محسن صبا، و امیرهوشنگ نیـّرنوری.
از نویسندگان خارجی نیز این اسامی در شمارههای دورة اول دیده میشود: ولتر، تولستوی، موپاسان، کونان دویل، جیمس ولز و بالاخره دکتر زامنهف خالق مشهور زبان بینالمللی اسپرانتو که در آن روزگار شهرتی عالمگیر داشته است.
از جهت تحقیق در سیر داستانهای تخیـّلی علمی در ایران ذکر این نکته در خور توجه است: در شمارة سوم این دوره داستانی به نام «طی زمان» به چاپ رسیده است که نویسندة آن موسیخان نثریهمدانی ست در این داستان که شاید نویسندة آن متأثر از داستانهای تخیلی آخر قرن نوزدهم فرانسه است قصة خود را بر مبنای سفر یک محقق به 24 قرن قبل قرار داده و قهرمان داستان او که به علم هیأت و فیزیک و مخصوصاً نور علاقهمند است میخواهد که با کمک دستگاهی که اختراع کرده مردمان 24 قرن قبل را به زمان حاضر بیاورد.
نویسندة دیگری که در این دوره، داستانی در 52 صفحه نوشته حسینقلی مستعان است که داستانی مقتبس از افسانههای قدیمی را به صورت یک داستان بلند در 16 فصل و یک خاتمه نگاشته و در جلد هشتم دورة اول در اردیبهشت ماه 1307 منتشر ساخته است. به نظر میرسد که این اولین کار مستقل و طولانی مستعان پاورقینویس پرکار سالهای بعد باشد. مستعان در جلد هفتم همین دوره نیز ترجمة داستانی را بدون ذکر نام نویسنده و فقط با قید آن که داستان نوشتة یکی از نویسندگان اخیر فرانسه است با عنوان «عنتر شجاع عرب» ترجمه و به چاپ رسانیده است. با سابقهای که از نوع کار مستعان در اقتباس و دوباره نویسی داستانهای اروپایی در دست است معلوم نیست که او این داستان را واقعاً ترجمه کرده و یا مانند داستان «ماجرای دل» از خود نوشته است.
عبدالرحمن فرامرزی سرمقاله نویس و روزنامهنگار مشهور ایران هم در جلد نهم افسانه که به تاریخ آبانماه 1307 منتشر شده داستانی در 45 صفحه به نام «سرگذشت یک بدبخت» نوشته است که خود او در پایان داستان تصریح کرده که «این افسانه را بنده هفت سال قبل نوشته بودم و برای نمونه از انشاء هفت سال قبل بدون حک و اصلاح به طبع آن اقدام نمودم».(2) فرامرزی بعدها نویسندة داستانهای عاشقانة تاریخی بود که زیر عنوان کلی «داستان دوستان» به چاپ میرسید و هواداران بسیار داشت. از یاد نباید برد که همان طور که در شمارة اول دورة اول وعده داده شده بود داستانهای سرگرم کننده و مخصوصاً داستانهای پلیسی شرلوک هولمز از کونان دویل و داستانهای کارآگاه خصوصی امریکایی نات پنکرتون در این دوره به چاپ رسیده است. همچنین در پشت جلد بعضی از شمارههای این نشریه نام کتابهای همگانپسند آن زمان با ذکر تعداد مجلدات و بهای آن به چاپ رسیده است و در حقیقت این کتابها از انتشارات مؤسسة خاور بوده که ناشر برای تبلیغ فروش آنها به پشت جلد مجلة خود متوسل میشده است. از جمله نامهایی که در پشت جلد شمارة نهم افسانه میتوان دید باید از آرسن لوپن در 13 جلد، رکامبول از جلد پنجم تا جلد یازدهم، پسر پارایانها در 14 جلد و ... یاد کرد. کتابها به نرخ روز نسبتاً گران است و فرضاً بهای 13 جلد آرسن لوپن 70 قران معیـّن شده.
ب ـ دورة دوم
افسانه از آغاز دورة دوم به صورت منظم روزانه منتشر میشود. در روی جلد مجله این جمله داخل کادر به چشم میخورد: «این کتاب ماهی بیست جزوه همه روزه سوای جمعه و دوشنبه و ایام تعطیل منتشر میشود. هرکس پنج قران به مؤسسة خاور بفرستد 20 جزوه در یک ماه مرتباً فرستاده خواهد شد».
از شمارة 13 به بعد دورة دوم، ناشر با جایگزین کردن کلمة «افسانه» به جای «کتاب» اذعان میکند که نشریة او کتاب نیست اما از اطلاق نام مجله نیز بر این نشریه امتناع می ورزد.
از شمارة چهل و نهم دورة دوم ناشر اعلام میدارد که «دورة افسانه صد جلد است که در پنج ماه منتشر میشود». یعنی همچنان به تعهد 20 جلد در ماه پایبند میماند. در همین زمان قیمت اشتراک پنج ماهه را نیز پشت جلد بیست و پنج قران اعلام میدارد. در داخل جزوة هفتاد و چهار، ناشر تصریح میکند که عمر دورة دوم در 80 جلد در اسفند ماه 1309 به پایان خواهد رسید و دورة سوم آغاز میشود.
در دورة دوم شعار:
فسانه گشت و کهن شد حدیث اسکندر
سخن نو آر که نو را حلاوتی ست دگر
که از شمارة اول دورة اول تا شمارة هفتم بر بالای مجله بود، سپس جای خود را به
فسانه ها همه خواب آورد، فسانة من
زدیده خواب رباید فسانة عجبی ست
به کلی حذف میشود و جای آن ناشر ابتکار تازهای میکند به این معنی که هر شماره از مجلة خود را به نام یکی از مشترکان افسانه به چاپ میرساند و نام این مشترک در داخل جلد در بالای صفحه چاپ میشود و روز بعد نام مشترک دیگری به جای مشترک روز پیش در صفحة داخل جلد میآید. اولین مشترکی که شمارة اول دورة دوم افسانه به نام او منتشر شده است «آقای میرزا حسنخان انصاری عضو محترم وزارت پست و تلگراف و تلفن» است. بدیهی است که نظر ناشر در چاپ اسامی این مشترکان تشویق هر چه بیشتر خوانندگان به اشتراک نشریه است تا مگر کسانی با دیدن نام خود در داخل جلد افسانه نوعی احساس درآمیختن با فضای ادب روز را پیدا کنند. در عین حال پیداست که بعضی از مشترکین این نشریه از علاقهمندان داستان و ادبیات بودهاند و ما به نامهای آدمهای سرشناس همان روزگار یا روزگار بعد برخورد میکنیم. فرضاً جزوة شماره 75 به نام میرزا شهابخان کرمانی پدر دکترمظفر بقایی سیاستمدار معروف و جزوة 78 آن به نام حسامزاده پازارگاد که بعدها به نام دکتر پازارگاد در پیشاهنگی ایران و سپس روزنامهنگاری پرآوازه شد منتشر گردیده است.
در همین دورة دوم است که آگهی انتشار شمارة اول مجلة شرق به سردبیری سعید نفیسی را میبینیم و همکاران این مجله و موضوعات مقالات آنها را میخوانیم. در آگهی پشت جلد افسانه، جزوة سیام دورة دوم به تاریخ شانزدهم آذر 1309 انتشار قریبالوقوع شرق مژده داده شده است که این مجله از اول دی ماه مرتباً همه ماهه منتشر خواهد شد و آن گاه در جزوة چهل و سوم به تاریخ پنجشنبه 6 دی ماه 1309 خبر انتشار مجلة شرق با ذکر نام همکاران و مقالات آنها آمده است که از جمله نام این اشخاص در زمرة همکاران مجله دیده میشود: سعید نفیسی، سیدجلالالدین طهرانی، عباس اقبالآشتیانی، ملکالشعرای بهار، دکتررضازادهشفق، رشید یاسمی، نصرالله فلسفی، رهنما [ظاهراً زینالعابدین]، میرمحمد حجازی، شادمان [ظاهراً دکترسیدفخرالدین]، عبدالحسین میکده، و مسعود فرزاد.
غرض از ذکر این مختصر بار دیگر تأکیدی ست بر این که به احتمال قریب به یقین مجموعة افسانه زیر نظر سعید نفیسی منتشر میشده است چه جز این که خود او دراین دورة دوم و پیش از چاپ شرق هفت افسانه برای مجموعه نوشته است، نویسندگانی چون مسعود فرزاد و سلطان محمدعلیخان صفاری [سرتیپ محمدعلی صفاری رئیس شهربانی و سناتور دوران محمدرضاشاه] ترجمه و نوشتة خود را به سعید نفیسی اهداء کردهاند و مسعود فرزاد در مقدمة داستان «سیل بجنورد» شمارة 56 افسانه آن را با این عبارت به سعید نفیسی تقدیم کرده است «تقدیم به سعید نفیسی اولین مشوق من در ادبیات. م. ف.».
افسانه در دورة دوم گاه پشت جلدهای خود را به معرفی فروشندگان این نشریه نیز اختصاص داده است و با نگاهی به این صورت نمایندگان به خوبی دیده میشود که این نشریه از دزدآب [زاهدان] در شرق بلوچستان تا قصرشیرین در منتهیالیه غرب کشور و از تبریز در شمال تا بندرلنگه در جنوب توزیع میشده است و در شهرهای مهم مثل تبریز، مشهد، رشت، شیراز گاه دو تا سه فروشنده در مغازههای خود آن را توزیع میکردهاند.
همچنین در این دورة دوم است که ناشر دست به ابتکار تقریباً بیسابقهای میزند و در جزوة شصت و نهم به تاریخ سهشنبة پنجم اسفندماه 1309 بیست صفحه را به تبلیغ و معرفی کتب و مجلات مؤسسه خاور، چاپ فرم اشتراک برای دورة سوم افسانه، مجلة شرق، کتاب و نیز شاهنامة فردوسی که به صورت جزوه و به طور ادواری منتشر میشود اختصاص داده است.
در همین جزوه است که ناشر فهرست کلیة آثار منتشره دورة دوم را ـ حتی با ذکر نام پانزده جزوه که در آینده منتشر خواهد شد ـ به دست میدهد و هم به لطف این فهرست است که این بنده به دو نکته که متأسفانه به علت کسری دورة دوم به آن دسترسی نداشتهام بر میخورم.
اول ـ برای نخستین بار اسم خانم مترجمی به نام جمیلة فرخ در شمار نویسندگان و مترجمان دورة دوم افسانه آمده است و نشان میدهد که زن مترجمی هم در این سالها (1309) میتواند در سلک مردان مترجم درآید.
دوم ـ خام فرّخ سه جزوه از این دوره را به ترجمة سه اثر معروف ویکتور هوگو با نامهای نود و سه، کارگران دریا، مردی که میخندد اختصاص داده است. البته آشنایان با این سه رمان معروف به خوبی میدانند که هر کدام از این داستانها با حجمی متجاوز از 300 صفحه نوشته شده و بنابراین ترجمههای خانم فرخ حتماً از روی جزوههای آسان شده و تلخیص شدة این سه اثر صورت گرفته است که در آن روزگار این کار در ادبیات اروپایی به ویژه فرانسوی برای مردم فهم کردنف آثار ادبی (vulgarisation) به اصطلاح آن دوران و (popularisation) به اصطلاح نقد امروز کار بسیار متداول بوده است و نیز بسیاری از ایرانیان از طریق این صورت تلخیص شده با آثار ادبی آشنا میشدهاند.
از مجموع 80 نسخة دورة دوم افسانه در مجموعة این بنده به تفاریق زمانی 17 نسخه کسری وجود دارد، اما با نگاهی به آنچه در اختیار است میتوان سیمای دگرگون شده و تحول یافتة دورة دوم را به نسبت دورة اول کاملاً تشخیص داد.
پ ـ دربارة نویسندگان و مترجمان دورة دوم
اولین نام مشهوری که در شمارة دوم دورة دوم افسانه دیده میشود نام پرویز ناتلخانلری ست که با ترجمة طوفان اثر معروف شکسپیر قدم در ساحت مطبوعات آن روز نهاده است. او در این ترجمه نام خود را به این صورت نوشته است « پ. ناتل. خانلری».
این بنده در جایی دیگر متذکر شدهام که نخستین آشنایی من با نام دکترخانلری از خواندن همین افسانهها آغاز شد. بعدها در طی مصاحبهای طولانی که با استاد درگذشتهام داشتم هرگز او را راغب به ذکر جزئیات همکاریاش با این نشریه ندیدم و چنین به نظرم میرسید که دکترخانلری این کار را در حقیقت سیاه مشقی برای کارهای مطبوعاتی ادبی دورههای بعدش در مجلة موسیقی و سپس سخن میدانسته است. او در تمام این مدت فقط یک بار آن هم به اشاره اظهار داشت که عبدالرحمن فرامرزی معلم ادبیات او در دارالفنون وی را به نوشتن مقاله و ترجمة آثار خارجی برای مطبوعات آن روزگار تشویق کرده است و با در نظر گرفتن این نکته که فرامرزی از نویسندگان دورة اول افسانه است بعید به نظر نمیرسد که هم به توصیه او دکترخانلری به کار کردن در افسانه روی آورده باشد. اما محصول کار دکترخانلری در دورة دوم افسانه در خور اعتناست. او در این دوره مجموعاً ترجمة 12 داستان کوتاه و 2 قطعه شعر را در افسانه به چاپ رسانیده است. در میان ترجمههای او گی دو موپاسان Guy de Maupassant (1850-1893) داستاننویس فرانسوی که داستانهای کوتاهش شهرت جهانی یافته بود مقام اول را دارد. خانلری همچنین با ترجمة دو شعر: «کریستین» از لوکنت دویل Leconte De Lisle (1818-1894) و «پدر» از فرانسوا فکپه Francois Copee (1842-1908) این دو شاعر ناشناخته را به فارسی زبانان معرفی کرده است.
در دورة دوم افسانه است که یاران بعدی خانلری، مسعود فرزاد و بزرگ علوی نیز به این مجله روی میآورند. بزرگ علوی با ترجمة داستان کوچکی بنام «شبی در پائیز» از ماکسیم گورکی Maxime Gorki (1868-1936) این نویسندة روسی آغاز انقلاب روسیه را به ایرانیان معرفی میکند.(3)
مسعود فرزاد نیز با نگارش یک نمایش تک پردهای کمدی به نام «معلم کم آزار» در افسانه کار خود را آغاز مینماید.(4) فرزاد سپس به ترجمة از انگلیسی میپردازد و هم اوست که برای نخستینبار با ترجمة شعر «قوش» هنری لانگفلو Henry Longfeloow (1807-1882) شاعر امریکایی را به جامعة ادب ایران معرفی مینماید.
متأسفانه دورة سوم افسانه که صادق هدایت با آن همکاری کرده است در اختیار بنده نیست اما بر اساس مندرجات کتاب نوشتههای پراکندة صادق هدایت،(5) هدایت جمعاً چهار داستان، سه ترجمه، و یک تصنیف در شمارههای یازده، بیست و سه، بیست و هشت، و سی و یک دورة سوم افسانه به چاپ رسانیده است که اولین آنها در 28 اردیبهشت 1310 و آخرین آن در 3 مرداد همان سال در افسانه منتشر گردیده است.
اما به جز هدایت و یارانش در میان همکاران دورة دوم افسانه نامهای آشنای دیگر نیز به فراوانی دیده میشود که همه بر اثر وجود چنین نشریهای به شور و شوق نوشتن و ترجمه آمدهاند از جمله محمدمسعود روزنامهنگار معروف و مقتول با امضای مستعار م. دهاتی داستان «قاتل کیست» را نوشته است.(6)
پژمان بختیاری شاعر سرشناس که افسانة اساطیری یونانی پسیشه Psyché را در این مجموعه خلاصه و معرفی نموده است.(7) و نیز داستان «گربة سیاه» اثر ادگار آلنپو Edgar Allan Poe (1809-1859) شاعر و نویسندة امریکایی را به فارسی برگردانده است.(8)
نایب اول فرهاد دادستان (اولین فرماندار نظامی بعد از 28 مرداد) داستان «امیدواری در یک شب تیره» را نوشته است.(9)
از میان نویسندگان خارجی که آثار آنها در افسانه منتشر شده است مقام اول را گی دو موپاسان دارد که جمعاً 9 داستان کوتاه از او در افسانه به چاپ رسیده است. نام نویسندگان و شاعرانی چون آلفرد دوموسه، ویکتور هوگو، آلفونس دوده، هانریش هاینه، و چخوف در شمار نویسندگان و شاعران مورد اقبال مترجمان روز است.
ترجمه از عربی و مطبوعات عربی نیز در همین زمان مورد توجه نویسندگان و مترجمان افسانه است و یکی از مترجمان این مجله به نام اشراق خاوری که معلمی در محمره (خرمشهر) بوده است و طبعاً به نشریات عربی دسترسی بیشتری داشته با ترجمههایی از مجلات عربی آثار خود را در افسانه به چاپ رسانیده است. از جمله داستان «درس مفید» که از مجلة العصور قاهره توسط او به فارسی ترجمه شده است.(10)
فارسی نویسی نویسندگان و مترجمان افسانه
زبان ترجمه در جزوههای افسانه به اعتبار دو عامل آشنایی به زبان خارجی و تسلط به زبان فارسی پست و بلند بسیار دارد. فرضاً ترجمههای دکترخانلری از موپاسان که نثر فرانسة آرام و روانی دارد به خوبی و راحتی قابل خواندن است هر چند فارسی خانلری در این ترجمه، پختگی و کمال آثار بعدی او را ندارد. معهذا میتوان آن را به عنوان یک نمونة خوب ترجمه به خوانندة امروز ارائه داد. قسمت پایانی داستان «پدرکش» از این نویسنده به ترجمة دکترخانلری مؤید این ادعاست:
آن وقت از فرط خستگی به زمین نشسته دراز کشید و خوابش در ربود. چون طلیعة صبح ظاهر شد یکی از همسایگان در را باز دیده داخل گشت. ژرمی روی خاک افتاده فخر فخر میکرد و در اطراف او خردههای یک صندلی ریخته بود. در بستر نیز تودهای از گوشت و خون به نظر میرسید.
20 دی ماه 1308 ـ پ. ناتل. خانلری.(11)
در مقابل عده ای از مترجمان نیز به چشم میخورند که زبان را فرضاً از راه شنیدن فرا نگرفتهاند و صرفاً از طریق خواندن آموختهاند از جمله محمود هدایت برادر بزرگ صادق هدایت داستان کوتاهی از بالزاک با نام «گرنادیر» ترجمه کرده است که هم به ترجمة کلمه موفق نشده و هم نام بالزاک را به املای غلط به قیاس خواندن نوشته است. اسم داستان به فرانسه Grenadier که R آخر آن تلفظ نمیشود و معنای انارستان است و باید گرنادیه نوشته شود زیرا «گرنادیر» به فانوسقة جای نارنجک اطلاق میگردد. مرحوم محمود هدایت همچنین نام اول بالزاک یعنی Honore را که H اول آن غیرملفوظ است ملفوظ پنداشته و به جای اونوره دو بالزاک حتی لقب اشرافانهای را که بالزاک به زحمتی برای خود خریده بود، یعنی de را از اسم او حذف کرده و نوشته است «هونوره بالزاک»
زبان نوشتهها هم به اعتبار نویسندگان پست و بلند بسیار دارد.
محمد مسعود (م. دهاتی) در تنها داستانی که برای دورة دوم نوشته است نثری ساده و قابل فهم و بدون دست انداز دارد:
حضار یقین داشتند که محکمه متهم را محکوم به اعدام خواهد کرد. اضطراب و تشویش غریبی در قلب تماشاچیان ایجاد شده بود زیرا قیافه و وضعیت متهم در روح آنها تأثیر مخصوصی نموده و حس میکردند که قانون باز هم با پنجة قوی و لایشعر خود میخواهد بیگناهی را فدای ابهت موهوم خود نموده و بر عدة بیگناهانی که در راه خطای او محو و معدوم شدهاند بیفزاید.(12)
در حالی که اغلب نوشتههای نویسندگان دیگر دارای ویژگیهای بارز نثر آن روزگار یعنی آوردن مترادف، استعمال واژگان غیر مصطلح فارسی و عربی به منظور فضل فروشی، عدم رعایت تطابق زمانها در صرف افعال است.
بررسی دقیق این مجموعه محتاج در اختیار داشتن همة نسخ آن و یک مطالعة محتوایی کامل است به این جهت این تکنگاری را با این نتیجهگیری تمام میکنم.
8 ـ نتیجه
اول ـ انتشار مجلة افسانه از جهت رشد فن داستاننویسی و ترجمه در 73 سال پیش یک واقعة ادبی در خور اعتنای تمام است.
دوم ـ حضور بسیاری از شاعران، نویسندگان، و مترجمان آن روزگار در این مجله نشان میدهد که مجله تا چه اندازه از محبوبیت زمانی برخوردار بوده است.
سوم ـ صورت انتشار مجله به ویژه از دورة دوم به این طرف یگانه است. زیرا در تاریخ مطبوعات ایران ما هرگز مجلهای روزانه ویژة داستان نداشتهایم.
چهارم ـ قطع مجله در روزگار انتشار قطع نوینی بوده است که بعدها نشریات عمومی دیگر ـ و نه حتی یک نشریة تخصصی ـ به آن اقبال کردهاند و در حقیقت مجلة جیبی در ایران با افسانه به عالم مطبوعات پا نهاده است و بعد در سال 1329 مجلة روزنه با همکاری احمد شاملو و فرهنگ فرهی به عنوان یک مجلة ادبی ـ فرهنگیف هفتگی، و سپس مجلة ذرّهها در حدود سالهای 1331 یا بعد از آن ـ متأسفانه هیچ مأخذی برای ذکر تاریخ دقیق انتشار این مجلة اخیر ندارم ـ به صورت یک مجلة عمومی روزانه و به مدیریت فرهاد هرمزی مدیر بعدی سازمان تبلیغاتی فاکوپا از جمله اولینهای مجلات جیبی ایران بودند و این مجلة اخیر با شعار «هم در جیب آقا جا میگیرد و هم در کیف خانم» به بازار آمد. بعدها تنها مجلة داستانی که در قطع جیبی منتشر شد کتاب هفتة کیهان به سردبیری احمد شاملو بود که در مهرماه 1340 در تهران انتشار یافت. اما فضل تقدم یک مجلة روزانة داستانی همچنان با افسانه باقی مانده است.
پنجم ـ از جهت بازاریابی و ارائه و پخش این نشریه نیز باید حق نوآوری و دوراندیشیهای مرحوم رمضانی را در این جا محفوظ داشت.
برکلی، کالیفرنیا
مردادماه 1379
یادداشت ها
* ـ این تكنگاری نخستبار در مجله ایران شناسی، سال دوازدهم، شماره 2، تابستان 1379 چاپ شده است.
** ـ مقصود از افسانه، قصههای کوچک است که به فرانسه «نوفل» و به انگلیسی «شورت استوری» میگویند، و ما در فارسی کلمة «افسانه» را برای آنها انتخاب کردهایم.
1 ـ بخارا، شماره 7، ص 285ـ286
2 ـ افسانه، دورة اول، جلد نهم، آبان 1307، ص 34.
3 ـ همان، دورة دوم، جزوة پنجاه و هشتم
4 ـ همان، دورة دوم، جزوة پنجاه و سوم
5 ـ نوشتههای پراکندة صادق هدایت، با مقدمة حسن قائمیان ـ چاپ دوم با تجدید نظر کامل، 1344، تهران، ص 9.
6 ـ افسانه، دورة دوم، جزوه های چهارم و پنجم.
7 ـ افسانه، دورة دوم، جزوههای پنجاه و چهار و پنجاه و پنج
8 ـ همان، جزوة چهل و چهارم
9 ـ همان، جزوة هفتاد و چهارم.
10 ـ همان، جزوة شصت و چهارم.
11 ـ همان، جزوة ششم، پنجشنبة هشتم آبان 1309، ص 16.
12 ـ همان جزوة چهارم، سه شنبة ششم آبان 1309، ص 10.
|