Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

پروین اعتصامی

دکتر عفت رحیمی
 

پدیدة پروین اعتصامی از همان زمان كه پدیدار شد شگفتی آفرید. زنده نام، ملك‌الشعرای بهار، دیوان اشعار او را مجموعه‌ای از گل‌های نوشكفته خواند كه روح‌نواز است و دلفریب و مشك‌آگین، و چنان مستی می‌آورد كه دامن از دست می‌رود.
پروین، با همة كم سن و سالی، در دریای شعر كلاسیك ایران، چون شناگری شبان‌روزی، صدف‌های معانی را می‌جست و می‌یافت. شیرین زبانی او، سبك متین، شیوة استوار، شیوائی كلام و لطف دلاویز معانی كه در آثارش عرضه می‌دارد، در بخشی, مخلوق این سیر معنوی بی‌وقفه در شیوه‌های لفظی و معنوی شاعران خراسان چون مولوی، سنائی و ناصرخسرو و سرایندگان عراق و فارس به شمار می‌رود. گرچه سبك مستقل او بر فراز این دریای پرعظمت در پرواز است.
پروین، فراتر از جوهر شعری، دیدگاه یك فیلسوف عارف را دارد كه تراژدی هستی را در مكتب اندیشه خوانده است و می‌كوشد دل خونین مردم دنیا را تسلیتی دهد و خاطر بینوایان را مرهمی گذارد.
در دیوان كم شناختة او راه سعادت و شارع حیات و ضرورت دانش و كوشش، به طرزی دلپسند بیان می‌شود. می‌گوید در دریای طوفانی حیات، با كشتی علم و عزم راه‌نورد باید بود، و در فضای امید و آرزو با پروبال هنر پرواز باید كرد.
پروازگاه این سرایندة جوان ز ملك تا ملكوت است. گاه چون مرغكی آزاد، در كهسارها به پرواز در‌می‌آید و سرمست در چمنزارها و گلزارها می‌چمد، و گاه اندیشه‌گری صبور و دل‌آگاه، از فراز شرایط روز، می‌گذرد، و در این مسیر، ناگهان نغمه‌ای از نغمه‌های عصر خود را به ترنم وامی‌دارد. او پل عبور میان گذشته و اكنون میهن خویش است. نه از گذشته گسسته، و نه حال را واگذاشته است.
پرداخت سروده‌هایی با این زیبائی‌ها، با این یكدستی و فصاحت و روانی، و با این حس نیرومند آفرینش و مضمون سازی‌های بدیع، پروین را به پدیده‌ای در خور ارزش و بررسی بدل كرده است. شاعری كه انسان را می‌شناسد، فضلیت را حرمت می‌نهد و عشق را ارج می‌گذارد. عشقی كه اساس دیوان اوست.
او حقیقت عشق را به گفته بهار مانند میوه پاك و منزهی كه از الیاف خشن و شاخ و برگهای بیهوده و مسموم جدا شده باشد، با صفای اثیری و رخشندگی نور و شفافیت روح برسر بازار سخن رواج می‌دهد.
پروین، زمانی پا به عرصة وجود نهاد كه ایران درگیرودار انقلاب مشروطیت بود و كم و بیش در حال آشنائی با اندیشه‌های غربی، به یك دگرگونی فكری نیز دست می‌یافت. اندیشمندان بزرگ عصر مشروطیت، به آزاداندیشی هموطنان خود یاری‌های بسیار رساندند و بر گنجینة معرفت و آگاهی آنان بسیار افزودند.
پروین، زادة همین دوران بود. او در 25 اسفند 1285 زاده شد و در 15 فروردین 1320، چشم از جهان فروبست. دوران زندگی او، گرچه كوتاه، همة پادشاهی رضاشاه را در برمی‌گیرد. و از آنجا كه در این دوران، هنوز سانسور سازمان یافته، بر روزنامه‌ها و كتاب‌ها و دیوان‌های شعر، حاكم نبود، و راه بر بیان دیدگاههای خردمندان و راهگشا، بسته نشده بود، به برخی از اندیشه‌های ژرف و افكار آزاده‌ای برمی‌خوریم كه با شهامت و دلسوزی، هم از كژی‌ها سخن گفته‌اند و هم راه‌ برون‌رفت از آنها را نشان داده‌اند.
دو روئی و در پرده سخن گوئی، در نوشته‌ها و اشعار این دوره كمتر دیده می‌شود. و سانسور، كلام را در زیر پوشش نمادین، و در پردة ابهام و ایهام پنهان نمی‌سازد. شاعر این دوره، بیشتر از آنكه از خود و از عوالم عاشقانة خود سخن بگوید، به اجتماع، و دردهای مردم اندیشه می‌كند. اندیشمندان این دوره، با برخورداری از دانش عمیق، و بینش وسیع می‌كوشیدند چراغ دانش را در ذهن هم‌میهنان خود برافروزند و كلامشان نه فقط دلنشین، كه آموختنی و درمان بخش بود.
اینكه آثار این دوره، همچنان طراوت خود را حفظ كرده است. از اینروست. اما در میان همة ادبا و فضلائی كه زینت‌بخش عصر رضاشاه هستند، فقط به یك نام زنانه؛ پروین اعتصامی، برمی‌خوریم كه سروده‌های او نه تنها به آسانی با آثار همة سخندانان هم‌زمان خود پهلو می‌زند، كه به شهادت نوشته‌ها و سروده‌های همین بزرگان كه در باره پروین نوشته یا شعر سروده‌اند، آثار او با آثار شعرای نا‌م‌آور كلاسیك ایران مثل، مولوی، سنائی، ناصرخسرو و انوری و سعدی نیز از لحاظ بیان و اندیشه قیاس پذیر است.
یكی از شاهكارهای پروین، شعر زیبای: “مست و هشیار” است با:

محتسب، مستی به ره دید و گریبانش گرفت
مست گفت: ای دوست! این پیراهن است افسار نیست

گفت: مستی, زان سبب افتادن و خیزان می‌روی
گفت: جرم راه رفتن نیست, ره هموار نیست

گفت: می‌باید ترا تا خانة قاضی برم
گفت: رو صبح آی, قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای, آنجا شویم
گفت: والی از کجا در خانة خمار نیست

گفت: تا داروغه را گوئیم, در مسجد بخواب
گفت: مسجد خوابگاهف مردمف بدکار نیست

گفت: دنیاری بدهف پنهان و خود را وا رهان
گفت: کارف شرع, کارف درهم و دینار نیست

گفت: از بحرف غرامت, جامه‌ات بیرون کنم
گفت: پوسیده است, جز نقشی زف پود و تار نیست

گفت: آگاه نیستی کز سر در اففتادت کفلاه
گفت: در سر عقل باید, بی کلاهی عار نیست

گفت: می بسیار خوردی, زان چنین بیخود شدی
گفت: افی بیهوده‌گو, حرف کم و بسیار نیست

گفت: باید حدّ زند هوشیار مردم, مست را
گفت: هوشیاری بیار, اینجا کسی هوشیار نیست

این شعر را پروین، با الهام از شعر: “محتسب و مرد مست” مولوی (دفتر دوم) سروده است.

مطلع شعر مولوی این است:

محتسب در نیمه شب جائی رسید
در بن دیوار، مردی خفته دید

مقایسه این دو شعر، جدا از عظمت بی‌تردید مولوی، صلابت كلام و قدرت بیان پروین را كه همراه با نكته‌های بدیع و روانی و شیرینی اوست نشان می‌دهد.
در مورد دیگر، پروین با الهام از یكی از اشعار انوری با عنوان “گدای شهر” با مطلع:

آن شنیدستی، كه روزی زیركی با ابلهی
گفت: این والی شهر ما گدائی بی‌حیاست؟

شعری با عنوان “اشك یتیم” سروده است، كه مطلع آن این است:

روزی گذشت پادشهی بر گذرگهی
فریاد شوق، برسر هركوی و بام خاست

در اینجا هم، كه قافیه هر دو شعر یكیست و وزن آنها متفاوت است، صحنه‌آرائی و آهنگ كلام، شعر پروین را آراستگی و زیبائی بیشتری می‌بخشد و قدرت شاعری او با انوری، سراسر برابری دارد.
نام پروین اعتصامی، پیش از آنكه دیوانش به چاپ برسد، در محافل ادبی، نامی شناخته شده و پراعتبار بود. زیرا چند سال قبل از چاپ دیوانش، دهخدا، دانشمند، ادیب و شاعر مشهور، در فرهنگ 4 جلدی خود بنام: “امثال و حكم” كه در سال 1303 منتشر شد از همان جلد اول، بعضی از ابیات پروین را در ردیف شاعران نا‌م‌آور معاصر او مثل؛ ملك‌الشعرای بهار، ادیب‌نیشابوری، یحیی‌ دولت‌آبادی و رشید یاسمی، ذكر كرده بود و بعدها هم در “لغت‌نامه” خود شرح حال جامعی در باره پروین اعتصامی نوشت و مقام بلند ادبی او را مورد ستایش قرار داد.
در سال 1308، یكی از نویسندگان بنام: محمد ضیاء هشترودی در مجموعه‌ای از شعر و نثر, بنام “منتخبات آثار” چند شعر از پروین اعتصامی نقل كرده و در تفسیر خود، از او تمجید بسیار كرده بود.
از حدود سال 1300، در ماهنامه “بهار” كه به همت یوسف اعتصام‌الملك، پدر پروین اعتصامی منتشر می‌شد، به تدریج 12 شعر پروین انتشار یافت:
مجله “بهار” نه تنها در میان مجله‌ها و روزنامه‌های بسیار معتبر آن عصر مثل: روزنامة “نوبهار” از ملك‌الشعرای بهار، مجله “كاوه” در برلین به كوشش دانشمند و ادیب مشهور، حسن تقی‌زاده، “صوراسرافیل” از جهانگیر شیرازی با همكاری دهخدا دانشمند و شاعر و ادیب مشهور، “ارمغان” از وحید دستگردی محقق و ادیب نام‌آور، و بسیاری نشریات دیگر، سرآمد بود و آثار و ترجمه‌هایی كه در آن بچاپ رسیده و بیشتر آنها را خود اعتصام‌الملك رقم زده است، تا امروز هم بسیار خواندنی است. كه در میان همه مجلاتی كه تا امروز بچاپ رسیده است نیز كم‌نظیر است. زیرا تمام مطالب آن یكدست در سطح بالای علم و دانش زبان است و با زبانی فخیم ادا می‌شود. اما از لحاظ موضوع بحث ما، یعنی پروین اعتصامی، مجله “بهار” از این لحاظ اهمیت دارد كه چاپ 12 شعر پروین در آن، برای كسانیكه در تهران و بخصوص شهرستانها، از او چیزی نشینده بودند، از ظهور شاعری بسیار جوان و توانا خبر داد و نام او را در تمام محافل ادبی ایران ناگهان بر سر زبانها انداخت. این اشعار از این جهت هم اهمیت دارد كه پروین در دور اول انتشار مجله بهار در سال 1300، پانزده ساله بود و تا حدی تاریخ سرودن این اشعار را كه یا در 15 سالگی و یا قبل از آن سروده شده و تا 25 سالگی كه دور دوم مجله بهار انتشار یافته ادامه داشته است معلوم می‌دارد.
اشعاری كه در دو نوبت در مجله “بهار” از پروین منتشر شده، عبارتند از،

1 ـ ای مرغك

2 ـ ذره

3 ـ گوهر و سنگ

4 ـ صاعقة ما ستم اغنیاست

5 ـ اشك یتیم

6 ـ سعی و عمل

7 ـ كودك آرزومند

8 ـ اندرزهای من (نكته‌ای چند)

ـ از یك غزل

ـ خزان

ـ مادر دوراندیش

ـ اندوه فقر. و یك رباعی

دیوان پروین مدتی بود آماده شده بود. اما پدرش، فقط پس از ازدواج و طلاق پروین كه رویهمرفته، دو ماه و نیم بطول انجامید، اجازة انتشار آن را داد.
پروین با پسرعموی پدرش كه رئیس شهربانی كرمانشاه بود ازدواج كرد. او با اینكه مردی فهمیده و آداب‌دان بود و استعداد ادبی پروین را بسیار ارج می‌گذاشت، اما نا هماهنگی اخلاقی مانع از آن شد كه پروین زندگی زناشوئی‌اش را ادامه دهد.
او درباره این واقعه، فقط این 3 بیت را سروده است:

ای گل! تو ز جمعیت گلزار چه دیدی؟
جز سرزنش و بدسری خار چه دیدی؟

ای لعل دل‌افروز! تو با اینهمه پرتو,
جز مشتری سفله، به بازار چه دیدی؟

رفتی به چمن، لیك قفس گشت نصیبت
غیر از قفس، ای مرغ گرفتار چه دیدی؟!

پروین در 29 سالگی ازدواج كرد. و دیوانش هم در همان سال یعنی 1314، منتشر شد.
شدت علاقه مردم به خواندن شعر پروین بحدی بود كه آقای سعید نفیسی، از فضلا و دانشمندان معاصر، كه از دوستان اعتصام‌الملك بود و از 8 سالگی، اشعار پروین را از زبان خودش شنیده بود، در مقاله مفصلی نوشت: “درسال 1314 كه مرحوم یوسف اعتصامی، نخستین چاپ دیوان پروین را از جانب دخترش بمن داد، هم پروین زنده بود و هم پدرش، و حالا كه ابوالفتح اعتصامی، نسخه‌ای از چاپ سوم این كتاب را برای من فرستاده، 9 سال از آن تاریخ می‌گذرد. در این 9 سال، پروین در فرودین 1320 در 34 سالگی درگذشت، و پدرش، نویسنده معروف مجله “بهار” و مترجم زبردست، 4 سال پیش از آن در سال 1316 رخت از جهان بربسته بود. اما در همین مدت كوتاه، 3 چاپ از دیوان پروین انتشار یافته است و این می‌رساند كه ادبیات ایران هر 3 سال حوصله یك چاپ از این كتاب را دارد. و بیاد آوریم كه از میان سرایندگان زمان ما، و حتی بسیاری از سخن‌سرایان روزگار گذشته، تا كنون كسی این سرنوشت را نداشته است. و همین می‌رساند كه چگونه فارسی زبانان به شعر او اقبال كرده‌اند.”
10 سال پس از انتشار مقالة آقای نفیسی. دیوان پروین برای چهارمین بار در 13 هزار نسخه منتشر گردید و چاپ پنجم آن در آبان 1341 در 25 هزار نسخه منتشر شد. چاپ هفتم، همراه با ضمیمه‌ای است كه شامل مقالات, اشعار و نقطه‌نظرهای همة شعرا, دانشمندان و شرق شناسان، در باره پروین است و در چندین هزار نسخه به چاپ رسیده است. از آن پس بارها. ناشران مختلف، در شكل‌های گوناگون، تا زمان ما این دیوان گرانقدر را منتشر کرده و همچنان هر سال آنرا بصورتی دیگر انتشار می‌دهند.
ملك‌الشعرای بهار، دوست پدر پروین و همكار او در مجله “بهار” كه در محافل خانوادگی اعتصام‌الملك شركت می‌جست و اشعار پروین را از كودكی شنیده بود، مقدمه جامع و مبسوطی سرشار از تحسین و تمجید بر دیوان او نوشته است.
همچنین علامه قزوینی، دهخدا، نصرالله تقوی، اقبال آشتیانی، دكتر صورتگر و بسیارانی دیگر كه دوستان خانوادگی اعتصام‌الملك بودند و پروین را از كودكی می‌شناختند، در مقالات و اظهار نظرهای خود در بارة پروین از تأثیر ارشاد و راهنمائی‌های اعتصام‌الملك در تقویت هنر شاعری دخترش پروین سخن گفته و دیوان او را در ردیف آثار بزرگ ادب فارسی برشمرده‌اند.
و نیز خانم “شولر” مدیر مدرسة آمریكائی تهران، كه پروین تحصیلات دبیرستانی خود را در آنجا گذراند و سپس چند سال در همان مدرسه به تدریس پرداخت، در باره او گفته است كه وقتی پروین وارد این دبیرستان شد معلومات ادبی و عربی و انگلیسی او نسبت به سن او بسیار زیاد بود و در تمام سالهای تحصیل با تفاوتی زیاد نسبت به همكلاسانش همیشه رتبه اول را احراز می‌كرد. او فضائل اخلاقی پروین را هم بسیار ستوده است.
دكتر عبدالحسین زرین‌كوب دانشمند و محقق شهیر معاصر، در باره پروین اعتصامی نوشته است: “با اینكه مجالست معاشران پدر پروین كه جمله از اكابر شعر ادب و عصر بشمار می‌آمدند، و البته دختر نوجوان را در كار شعر و شاعری ارشاد و تشویق می‌كردند.... و نیز اینكه پدرش با تصدی ریاست كتابخانة مجلس و سروكار دائم با مطبوعات تازه و نسخه‌های خطی و چاپی كتب مهم فارسی و عربی در شكفتن قریحه پروین بسیار موثر بود، بخصوص اینكه هروقت به مضمون تازه‌ دیگری در آثار خارجی برمی‌خورد آنرا ترجمه می‌كرد و در اختیار پروین می‌گذاشت تا در بارة آن شعر بسراید،.... مع‌هذا، در آنچه پروین از شیوة فكر، یا بیان قدما تقلید می‌كند، و حتی در آنچه شعر وی ترجمه یا نقل مضمون شاعر بیگانه‌ای به نظر می‌رسد، شعر او بقدری صبغة شخصی دارد كه به دشواری می‌توان نشانه‌ای از اخذ و اقتباس را در كلام او بدست آورد.”
زبان محكم و با صلابت پروین از قدرت شاعرانه‌ای حكایت می‌كند كه بیش از آنكه مدیون انشاء پدرش باشد، از مطالعه و تحقیق خود او در آثار باستانی نشان دارد.
اما 5 مسمطی را هم كه پروین با تقلید از شكل مسمط معروف دهخدا، كه در رثاء دوستش جهانگیر شیرازی، با ترجیح‌بند، “یادآر زشمع مرده یادآر” سروده است، از اصالت و تجربة زندگی روزانه او مایه گرفته و مضامین آن بكر و تازه، و مخصوص به خود اوست. این مسمط‌ها را كه با شكل كلاسیك شعر فارسی فرق دارند، می‌توان تا حدی شعرنو به حساب آورد و عبارت هستند از: ای مرغك، ای گربه، آشیان ویران، نغمة صبح و یادیاران كه این آخری خطاب به یك مجسمه مومیائی شده است و از شاهكارهای پروین بشمار می‌رود.
در قسمت قصاید، كه شمار آنها به 42 قطعه می‌رسد، پروین بیشتر تحت تأثیر ناصرخسرو و سنائی است و مضامین آ‌نها، در عین حال که عرفانی و تحقیقی و اخلاقی است، از ترك دنیا و گوشه‌گیری سخن نمی‌گوید، كه برعكس، سعی و عمل را تشویق می‌كند و جامعه‌ای خالی از ظلم و ستم را به كوشش فرمانروایان دانا و عدالت‌پرور میسر و لازم نشان می‌دهد.
توجه و هم‌دردی عمیق و صمیمانة پروین به طبقات محروم، سبب شد كه پس از شهریور 20، اشعار او مورد توجه خاص نویسندگان نسل جوان قرار بگیرد و مبالغه‌ای كه از این جنبة اندیشه او شد، جهات دیگر افكار و تعلیمات او را كه به تقوی و علم و عمل می‌پرداخت، ظاهرا تحت‌الشعاع قرار داد. در حالی كه توجه به رنجها و محرومیت‌های فقرا نزد پروین به شرح آلام آنها محدود نمی‌شود و او ریشة این ناملایمات را بیشتر نبود سعی و عمل می‌داند، ضمن اینكه استقرار عدالت اجتماعی را هم نتیجة كم بود كوشش و بی‌توجهی مقامات مسئول برمی‌شمارد.
آنچه مطلوب پروین اعتصامی است و عدالت اجتماعی را میسر می‌سازد. محبت نسبت به همنوع و تربیت اخلاقی افراد است كه باید از كودكی در دامان مادران فهمیده و دانا و سپس بوسیلة آموزگاران و استادان در ذهن كودكان نهادینه شود و مانع بی‌تفاوتی به درد همنوع گردد.
از اینرو پروین به تربیت دختران و زنان، و نقش پراهمیت آنها در اجتماع بسیار توجه می‌كند و در اشعار مختلف، زنان را تشویق به آموختن و دستیابی به علم و دانش می‌كند كه از این راه, هم زندگی خود آنها به دور از جهل كه بنیاد بدبختی است، سپری شود و هم موفق به پروردن فرزندان دانا و سعادتمند بشوند، می‌گوید:

اگر فلاتون و سقراط بوده‌اند بزرگ
بزرگ بوده پرستارف خفردی ایشان

همیشه دختر امروز، مادر فرداست
زمادر است میسر، بزرگی پسران

به گاهواره مادر، به كودكی بس خفت
سپس به مكتب حكمت، حكیم شد لقمان

پروین یك شاعر اخلاق و یك مصلح اجتماعی است. و اخلاق او برپایة عرفان قرار دارد. اما عرفان پروین به تصوف اسلامی مربوط نمی‌شود. او در عرفان، به مولوی و سنائی و عطار و حافظ توجه دارد و مثل آنها، روح را محصور در زندان تن می‌داند، و كمال و راهایی آنرا بوسیلة دوری‌ جستن از صفات و افكار و اعمال باطل، و روی آوردن به صفای باطن و تزكیة نفس می‌داند كه در سایه آن، روح نیرومند می‌شود و از پستی‌ها و عادیات رها می‌گردد.
در قطعه‌های جولای خدا، كعبة دل، لطف حق، و پایمال آز این افكار پروین را می‌توان دید.
هنر اصیل و استقلال فكر پروین، بیشتر در تمثیلات و قطعات، كه قسمت مهم دیوان او را تشكیل می‌دهد، متجلی می‌گردد, که شامل 206 قطعه است. در این قسمت كه بیشتر اشعار بصورت مناظره بین دو شخص، یا دو شیئی بیان می‌گردد، از كمال مطلوب انسانی، و راه برون رفت از عادیات، همراه با وارستگی و پاكی و صفای دل سخن می‌رود. در قطعه «پیام گل» می‌گوید:

دل از آرزو، یكنفس بود خرم
تو اندر دل باغ، چون آرزوئی!

چو آب روان، خوش كن این مرز و بگذر!
تو مانند آبی، كه اكنون به جوئی!

سبك پروین مخصوص به خود اوست. و می‌توان آنرا سبك “پروینی”‌نامید. در عصر او، هنوز محیط ادبی، و مخصوصا محیط تربیتی او، پایبند حفظ میراث كهن شعری بود و تصور عصیان علیه آن میراث و گزیدن راهی بجز آن، در ذهن او راه نداشت.
او با مطالعه و تحقیق وسیع در اشعار و دیوان‌های شعر فارسی و دلبستگی به سبك‌های خراسانی و عراقی سبكی بوجود آورد كه تلفیقی از این دو سبك بود. اما مضامین اشعار او، از زندگی روزانه او نشأت می‌گیرد و مخصوصا روش مناظره كه او برای قطعات خود برگزیده است. شعر او را مملو از احساس و عاطفه و شور شاعرانه نشان می‌دهد, و از تازگی اندیشه و اصالت هنر او گواهی می‌دهد.
بدون شك آگاهی به همة رموز و قوائد عروض بی‌هیچ تردید، ظاهر شعر پروین را وابسته به شعر كلاسیك نشان می‌دهد. اما این شعر, ضمن وابستگی و پیوستگی به قواعد کهن شعر فارسی, از لحاظ مضمون و طرز بیان, بقدری تازه و بدیع, و سرشار از اندیشه‌های نو و مسائل روز است که در میان آثار کلاسیک و نیز شعر امروز ایران مشخص و منحصر بفرد جلوه می‌کند.
پروین متاسفانه پس از فوت پدرش كه به او بسیار دلبسته و مانوس بود، نه فقط به درد بی پدری گرفتار شد كه نخستین و بهترین مربی، پشتیبان فكری و روحی و صمیمانه‌ترین و دلسوزترین مصاحب خود را هم از دست داد و گوئی ناگهان چندین نفر با هم او را ترك گفتند. این دردجانسوز را در شعر زیبایی كه در رثاء پدر خود سروده بیان كرده است. که مطلع آن این است:

پدر آن تیشه كه برخاك تو زد دست اجل
تیشه‌ای بود كه شد باعث ویرانی من

و سپس آنقدر دل‌آزرده شد كه گوئی باستقبال مرگ رفت. چون در همان 3 سالی كه بعد از فوت پدرش زنده بود، شعری برای سنگ مزار خود سروده است: با این مطلع

اینكه خاك سیهش بالین است
اختر چرخ ادب، پروین است

و سرانجام براثر ابتلابه بیماری تیفوئید در پایان آن 3 سال حزن‌انگیز، درگذشت.
نام او در كنار جاودانگان شعر فارسی، جاودانه خواهد ماند.

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما