Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

داریوش همایون: الگو و سرمشقی برای آزاداندیشی و مسئولیت روزنامه‌نگاری

ایرج ادیب زاده
 

نوشتن در بارة داریوش همایون آسان نیست. او یكی از قله‌های استثنائی روزنامه‌نگاری ایران، و یكی از چهره‌های برجسته و تأثیرگذار سیاسی كشور ما، در سال‌های دشوار و بحرانی آن است.
امّا چرا در باره‌اش می‌نویسم؟ نخست ارج‌گذاردن به كار “تلاش“ كه “ویژه‌نامه“ را بیشتر از “سوگنامه“ دوست دارم. دیگر این كه او یكی از كسانی است كه زندگی من ـ به ویژه زندگی حرفه‌ای من ـ با الهام از او و روش لیبرال و آزادمنش وی، معنای درستش را پیدا كرد.
من كار جدی روزنامه‌نگاری ـ حرفه‌ای كه همچنان به آن عشق می‌ورزم ـ را در جایی آغاز كردم، كه داریوش همایون مدیر، رئیس و بوجود آوردنده و خلاصه روح اصلی آن بود: روزنامه آیندگان.
داریوش همایون با منش لیبرال و آزاداندیشی خود، محیط مأنوسی را در این روزنامه بوجود آورده بود, كه من از نخستین روز حضور در آنجا جذب آن شدم. در رفتار عمومی روزنامه‌نگاران آیندگان، الگوهایی دیدم كه بدون شك از آزادمنشی همایون سرچشمه می‌گرفت. نیز احساس مسئولیت و كنجكاوی و دنبال كردن خبر كه نفس روزنامه‌نگاری است.
آنچه كه نخستین بار با مطالعه آیندگان نظرم را به شدت جلب كرد، نثر زیبا و مستدل و استفاده از واژه‌های اصیل فارسی در خط خط آن بود. كه از افكار همایون و تسلط وی به زبان فارسی، سرچشمه می‌گیرد.

همة این ویژگی‌ها مرا به سوی آیندگان جلب كرد. در آن زمان در رادیو و تلویزیون ملی ایران در گروه خبر، رپرتاژ ـ گزارش‌های كوتاه و بلند خبری و نیز نگاهی به رویدادهای فرهنگی، اجتماعی و ورزشی فعالیت می‌كردم. گفتم نخست, زبان ویژه آیندگان بود که مرا به خود جلب كرد. اگر به زبان مطبوعاتی امروز روزنامه‌ها در ایران توجه كنید، می‌توانید به اهمیت كاری كه “آیندگان“ و مدیر آن، به آن همت گماشتند، پی ببرید.
زبان مطبوعاتی امروز ایران، معیوب و بیمار است. پر از كلمات نامأنوس عربی، پر از واژه‌ها و تركیب‌های ساخته شده، توسط عوام كه به روزنامه‌ها راه یافته اند، این طرز نگارش، به ویژه برای كسانی كه دور از ایران زندگی می‌كنند و این روزنامه‌ها را می‌خوانند، اغلب نامفهوم است.
در اینجا به زبان بی‌مایه و گاه مسخره‌ای كه مسئولان رژیم و علما و امام‌جمعه‌ها، و دیگر دست‌اندركاران جمهوری اسلامی در سخنرانی‌های رسمی خود، به كار می‌برند، كاری نداریم، كه اغلب باعث خنده و شوخی مردم ما است.
اگر به روزنامه‌های سال‌های دورتر نگاه كنیم، می‌بینیم زبان ساده‌تر و بی آلایش‌تری داشتند. جنبش مشروطه به زبان تبلیغی بی‌پیرایه‌ای نیاز داشت كه دردها و آرزوهای مردم را به زبانی ساده و بی پیرایه بیان كند.
آیندگان یك روزنامه روشنفكری بود، بدون صفحه حوادث و بدون مسایل حاشیه‌ای و عوام پسند. چنین روزنامه‌ای به زبان زیبا و مستدل نیاز داشت، كه همایون الهام بخش آن بود.
اما آنچه كه این روزنامه را یك سروگردن بالاتر از روزنامه‌های دیگر به ویژه دو غول مطبوعاتی آن زمان، كیهان و اطلاعات قرار می‌داد، خط فكری و حضور همه جانبه افكار مختلف اجتماعی در میان روزنامه‌نگارانش بود.
داریوش همایون، مدیری آزاداندیش و راست لیبرال بود و هست، كه از طریق تفكر به آن رسیده بود. نویسندگان روزنامه را آدم‌هایی با ذهنیت‌های چپ و راست و میانه تشكیل می‌دادند. همین مساله باعث شده بود، كه آیندگان با توجه به برخورد افكار مختلف، جای خود را به عنوان یك روزنامه مستقل در محافل سیاسی، هنری، اجتماعی و البته روزنامه خوان‌ها بازكند.
شیوه خبرنویسی، زبان ویژه ـ مطبوعاتی ـ با پرهیز از لغات عربی نا مأنوس و ادبیات به اصطلاح سوسیالیستی كه برخی از چپ ها در نوشته‌های خود به كار می بردند، حضور روزنامه نویسان صاحب سبك كه از فكر و شخصیت همایون سرچشمه گرفته بود، آیندگان را به روزنامه ای مطرح مبدل نمود.
گفته همایون همیشه این بود: “روزنامه‌نگاری باید همواره با احساس مسئولیت همراه باشد، هرگز نباید قلمزنی و كار مطبوعاتی را به عنوان یك كاسبی دیگر یكی بگیرند، باید پا به پای خبر پیش رفت که موتور دگرگونی جامعه در راه پیشرفت است.“
همین سرمشق همایون تا آخرین روزهایی كه آیندگان منتشر می شد و هنوز خار چشم انقلابیون و واپسمانده‌های ارتجاع نشده بود، در این روزنامه رعایت می‌شد.
نخستین مقاله‌ها و هشدار به مردم, در مورد خطری كه با آمدن جمهوری اسلامی و ارتجاع ملاها در پیش بود, در آیندگان چاپ شد. در روزهایی كه تب انقلاب خیلی‌ها را در خود فرو برده بود. همین امر باعث شد كه آن لعبت طناز, آیت‌اللهی كه خیلی‌ها می‌خواستند كاریكاتور گاندی از وی بسازند و چهره او را در ماه تماشا كنند، در یك سخنرانی گفت: “من آیندگان نمی‌خوانم.“
همین سنگ آغاز حمله به روزنامه‌ها، كتابفروشی‌ها و همه نهادهای فكر و اندیشه در ایران بود. همه می‌دانیم تأثیر جمله معروف: “من آیندگان نمی‌خوانم“ چه بود! صف‌های طولانی فردای آن روز در تهران و شهرستان‌ها در مقابل روزنامه فروشی‌ها، برای خرید این روزنامه آیندگان!‌
من برای نخستین بار داریویش همایون را در دفترش در آیندگان دیدم. از نقش رو به پیشرفت و توجه ورزش در پیشبرد جامعه و عاملی به عنوان دگرگونی و حركت جامعه گفتم. از علاقه‌ام به پیوستن به روزنامه‌نگاران آیندگان گفتم. با علاقه حرف‌هایم را گوش داد. از پیوستن من به روزنامه‌ای كه به آن علاقمند بودم استقبال كرد. بزودی دوقلوی روزنامه‌نگاری‌ام، مانوك خدابخشیان هم به ما پیوست.
سال بعد از آن آیندگان نخستین روزنامه در ایران بود كه ویژه‌نامه‌ای همراه روزنامه منتشر كرد به نام آیندگان ورزشی. پیش از آن آیندگان ادبی به خوبی جای خود را در میان محافل روشنفكری باز كرده بود كه به دستور ساواك تعطیل شد. آیندگان ورزشی نیز، با حرف‌های تازه و متفاوتش، بزودی در دنیای ورزش ایران جای خود را باز كرد.
“آیندگان ورزشی“ درخشان‌ترین دوران خود را در جریان بازی‌های المپیك مونرال 1976 به نمایش گذاشت. این نخستین بازی‌های المپیك دوران حرفه‌ای من نیز بود. ایران، بزرگترین كاروان تاریخ ورزش خود را به بازی‌های المپیك مونرآل فرستاده بود. انتظار مردم بعد از موفقیت‌های درخشان ورزش ایران در بازی‌های آسیایی تهران بسیار بالا بود. با این همه لیاقت و كاردانی مسئولان ورزشی در اندازه‌های این انتظار نبود.
اشتباهات و ندانم كاری‌ها بسیار بود. همه این‌ها، به صورت خبرهای اختصاصی و دست اول در آیندگان ورزشی منتشر شد. نتیجه آن كه كاروان بزرگ تقریباً دست خالی برگشت. شاه فقید كه خود از دوستداران ورزش بود، بیش از همه برآشفت. سازمان تربیت بدنی منحل شد.
در بازگشت از سفر كانادا، روزی آقای همایون، من و مانوك را به دفترش دعوت كرد. ضمن اظهار رضایت از فعالیت گروه ورزش آیندگان، از ما دونفر خواست كه فردا به نخست وزیری برویم به دیدن آقای فریدون مهدوی، سرپرست موقت تربیت بدنی و مشاور نخست وزیر. فردای آن روز با پیشنهاد آقای مهدوی غرق در شگفتی شدیم. وی پیشنهاد می‌كرد كه هركدام از ما سرپرستی یك فدراسیون ورزشی را به عهده گیریم. پاسخ ما این بود: ما روزنامه‌نگاریم، هرگز كار اجرایی نكرده‌ایم.
آقای همایون به روزنامه‌نگارنش اطمینان كامل داشت.
بالا گرفتن موج انقلاب و هجوم نیروهای انقلابی به روزنامه‌ها و رادیو تلویزیون و اعمال سیاست‌های بلشویكی بعد هم اسلامی، به تعطیلی آیندگان و پاكسازی روزنامه‌نگاران، از رادیو تلویزیون انجامید.
در سفر به پاریس برای اقامت در این شهر و ادامه تحصیلات پسرم، با دیدن نام داریوش همایون بر بالای یكی از مقالات روزنامه ایران و جهان نامه‌ای به وسیله این روزنامه برایش فرستادم و نوشتم كه: «معنای درست كار حرفه‌ای و زندگیم را در جایی یافتم كه وی مدیر آن بود. راه و روش او همچنان سرمشق من و بسیاری از روزنامه‌نگاران شد، كه در آیندگان آغاز كردند و هنوز هم در اینجا و آنجای جهان به فعالیت ادامه می‌دهند. به لطف كار در این روزنامه بود كه به 5 قاره جهان سفر كردم و هرچه توانستم آموختم.»
در همین سال‌ها داریوش همایون، می‌خواست باردیگر تجربه آیندگان را تكرار كند. من از نخستین كسانی بودم كه با علاقه به این روزنامه پیوستم. اما به قول خود آقای همایون، زمان آن روزنامه گذشته بود.
داریوش همایون در این سال‌ها، همچنان به عنوان یك روزنامه‌نگار و شخصیت برجستة سیاسی به كارش ادامه می‌دهد. به عنوان چهره برجستة مشروطه خواهان به چهره‌های سیاسی چپ و غیرچپ درس مدارا می‌دهد و با همه گفت و گو می‌كند. نوشته‌هایش از نظر محتوا، گستره و ژرفای دید و تجزیه و تحلیل درست مسایل امروز و استفاده از زیبایی‌های زبان فارسی در سطحی بسیار بالا، خوانندگان فراوان خود را دارد.
در نوشته‌هایش دشمن واپس‌ماندگی و بنیادگرایی است كه نمونه آن, نظام جمهوری اسلامی است كه كشوری آباد را به ویرانه‌ای مبدل كرده است. در مقاله در چشم توفان و برلب آتشفشان كه در نیمروز چاپ شد، می‌نویسد:
“ اصطلاح تروریسم بین‌المللی كه نام دیگر تروریسم اسلام بنیادگرا یا به گفته خودشان اسلام راستین است، پس از 11 سپتامبر 2001 وارد واژگان سیاسی شد و هر چه می‌گذرد، هم با مسماتر است و هم چهرة اسلامی راستین خود را بهتر نشان می‌دهد. پس از كشتارهای كوری كه از بالی تا ریاض و استانبول صدها كشته و زخمی، عموماً مسلمانان، برجای گذاشته، این چهره واقعی را چنین می‌توان تصویر كرد:
جهان با جنبشی روبروست كه هزاران جنگنده، و صدها هزار بلكه میلیون‌ها هوادار در میان مسلمانان دارد. این جنبش می‌خواهد كفر را از روی زمین بردارد و كفر برایش هرچه جز خود اوست. غیر مسلمانان و مسلمانانی كه با آن‌ها نشست و برخاست دارند یا شیوه زندگی آن‌ها را پذیرفته‌اند، حكومت‌های جامعه‌های اسلامی كه شریعت نبوی را بی هیچ گذشت و تعدیل عمل نمی‌كنند؛ و حكومت‌های جامعه‌های اهل كتاب كه تسلیم فرمانروایی اسلامیان راستین نمی‌شوند، كفر جهانی را می‌سازند. شیوه برقراری مدینه‌النبی نبرد مسلحانه است. از آنجا كه شمشیر مدتهاست جز به درد تشریفات نمی‌خورد و كتاب به خرج كسی، حتا بسیاری از مردمان جامعه‌های اسلامی، نمی‌رود، حكم حق را باید به وسایل دیگری جاری كرد مردم عادی در كوچه و خیابان و كافه و بانك و اداره فراوان‌اند و مایه‌اش مقداری مواد منفجره و چند اتومبیل ساخت همان دنیای كفر است و چند تنی از جان گذشته كه اگر هم در زندگی به جایی نمی توانستند برسند، می‌توانند خود یا اتومبیل خود را به هرجا كه جمعیت بیشتری است، برسانند.“
و حرف آخر، من به عنوان روزنامه‌نگاری كه 40 سال است، این حرفه را با عشق ادامه میدهم همچنان از او می‌آموزم. از داریوش همایون، مردی كه با سختكوشی، پافشاری اما با آرامش و قدرت ذهنی و اخلاقی یك فرد مسئول، یك رژیم سراپا فساد را به چالش گرفته است.
زندگی من از او و با او, معنای درستش را پیدا كرده است.

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما