Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

نقشی برتارک همة تلاشها

گفتگو با دکتر شاهین فاطمی
 

تلاش ـ داریوش همایون یکی از یاران رژیم پادشاهی بود که چند ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی به زندان فرستاده شد. اما توانست از چند قدمی قتلگاه رژیم انقلابی گریخته و جان خود را نجات دهد. از نظر بسیاری خیلی طبیعی می آمد, هنگامی که داریوش همایون به خارج آمد و دوباره در میدان سیاست حضور یافت, در جبهه دیگری بغیر از طرفداری از بازگشت نظام پادشاهی و آنهم پادشاهی خاندان پهلوی به مبارزه برخیزد. اما چنین نشد و او از همان سالهای نخست مبارزه در تبعید فعالیت خود را در میان هواداران نظام پادشاهی ادامه داد. فکر می کنید چرا؟

دکتر فاطمی ـ اینكه انتظار می‌رفت داریوش همایون پس از رهایی از چنگ ملایان با آمدن به خارج باید در جبهة دیگری غیراز هواداران نظام پادشاهی به فعالیت بپردازد، سئوال و انتظار واقع بینانه‌ای نیست. زیرا وی با موقعیت و مسئولیتی كه درگذشته داشت چه از دیدگاه شخصیت نویسندگی و مطبوعاتی‌اش و چه از لحاظ مقام و منصب دولتی (هرچند محدود و كوتاه)، اگر پس از انقلاب براه دیگری غیر از این می‌رفت برتمامی شخصیت خود و ثبات عقیده‌اش علامت سئوال می‌نهاد و به نا سپاسی و هواداری حزب باد مورد شماتت قرار می‌گرفت. هرچند از نوشته‌ها و گفته‌هایش در قبل از انقلاب می‌شد گمان برد كه از سرسپردگان بی‌چون و چرای نظام گذشته هم نبوده و می‌كوشیده تا حرف‌هایی را كه داشت با زبانی غیرزننده یا با ایهام بیان كند. از قضا، موضع همایون را در بعد از انقلاب بیشتر می‌توان فهمید و قضاوتی مثبت داشت چون به نوعی دنبالة همان عقاید و آرمانهایی است كه بزعم خود در گذشته داشت و امروز می‌تواند آنها را روشن‌تر و بی هیچ قید و بندی آزادانه اعلام كند. اگر چنین نمی‌كرد آنوقت به نقش وارونه بازی كردن متهم می‌شد كه شماری از دولتمردان و حتی فرهیختگان، بعد از انقلاب دچار آن شدند و رسوایی ببار آوردند.

تلاش ـ از همان آغاز فعالیت در تبعید شما با داریوش همایون از دور و نزدیک همکاریهایی داشتید. بعنوان نمونه نخستین مقالات ایشان در تبعید در نشریه «ایران و جهان» منتشر می شد که مسئولیت آن برعهدة شما بود. در همان زمان بخاطر این مقالات حملات شدیدی از سمت و سوهای مختلف به آقای همایون صورت می گرفت. اما طرفداران سلطنت در این حملات دست بالایی داشتند. علت این مخالفت های شدید آنهم از سوی طرفداران سلطنت چه بود؟

دکتر فاطمی ـ فراموش نكنیم كه در آن زمان یكی از هدف‌های مهم نشریه ایران و جهان ایجاد میدان و فضای باز و آزادی بود تا صاحبان اندیشه و روشنفكران و اهل قلم بتوانند مسائل ایران و تیره‌بختی‌های ناشی از انقلاب اسلامی واپس‌گرا را در همة ابعادش خردمندانه و آزادانه تجزیه و تحلیل كنند. داریوش همایون بی‌شك یكی از آن نویسندگان روشن‌رائی بود كه با نوشته‌های تحلیلی خود آگاهی‌های تازه‌ای به خوانندگان مشتاق این نشریه می‌داد و مورد استقبال قرار می‌گرفت. و این نیز طبیعی به نظر می‌رسید كه همة خوانندگان و از میان آنان صاحبان قلم دیگری به مخالفت با نظرات همایون برخیزند و در عرصة نقد و انتقاد، آنهم با آزادی كامل، دیدگاه‌های متفاوتی از مفهوم سلطنت را مطرح سازند كه با دیدگاه‌های همایون و موازین و معیار‌های او تفاوت داشت. باز نیز طبیعی است كه در این میدان برخورد آراء بود كه خواننده می‌توانست سره از ناسره را باز شناسد و دور از جزم و پی‌ورزی به واقعیت‌های جامعه ایرانی و گرفتاری‌هایش بیشتر آگاه شود. فراموش نكنیم كه در آن شرایط زمانی خاص طرح چنین موضوعاتی و بحث و جدل، در قالب فرهنگی، اجتماعی و سیاسی آن روز هم وظیفه روزنامه‌نگاری و آگاهی رسانی ما بود و هم كاری نه چندان آسان.

تلاش ـ گفته می شود؛ یکی از دلایل مخالفت با همایون این باوراست از سوی سلطنت طلبان که گویا وی عامل اصلی شکاف و تفرقه اندازی در جبهة طرفـداران سلطنت و در نتیجه باعث تضعیف ایـن جبهه است. آیا از نظر شما چنین باوری صحت دارد؟

دکتر فاطمی ـ مشكل می‌توان باور كرد كه یكی از دلایل مخالفت با همایون این باشد كه وی عامل اصلی شكاف و تفرقه‌اندازی در جبهة طرفداران سلطنت و تضعیف آن بوده است. زیرا همایون همانطور كه گفته شد از آغاز فعالیت خط و مشی ثابتی برای خود انتخاب كرده بود و در همان راه تلاش می‌كرد. در این مسیر، ناظران بسیاری بردرستی هدف‌‌ها و تلاش‌های او صحه می‌گذاشتند ولی دیگرانی هم بودند كه شاید پیشرفتهای همایون با آرزو و آمال آن‌ها نمی‌خواند و چون احتمالاً اینان جوان‌تر بودند و جویای نام، حضور همایون را مانع درخشندگی خویش می‌دیدند و نیز به این وسیله خواستند در مبارزه كسب تفوق سیاسی و اجتماعی، رقیب صاحب‌نام و سرسخت خود را از میدان بدر كنند. البته شاید همایون هم از جهات خلقیات و رفتاری مبرا از گلایه نبوده و خلق و خویش در برخوردها مورد طبع و قبول همگان قرار نگرفته باشد و باعث رنجش خاطر این و آن شده باشد. كیست كه بكلی مبرا از این سرزنش‌ها باشد؟ سرزنش‌هایی كه نباید از اصالت تلاش و كیفیت كار بكاهد.

تلاش ـ اما داریوش همایون ریشه پراکندگی در صفوف طرفداران نظام پادشاهی را در جای دیگری می داند. ایشان در یکی از مقالات خود نوشته اند: «کسانی عادت کرده اند شاه را در مرکز و فراز همه چیز ببینند. آنها شاه می خواهند و رهبر, و شاهی که رهبر باشد و ستادی تشکیل دهد و همه کارها از آن ستاد اداره شود.» از نظر همایون امید و تلاش این نیروها برای برقرار کردن رابطة مستقیم با این محور یا مرکز قدرت (یعنی شاه) مانع از آن می شود که آنها «سلسله مراتبی (پایگانی) تشکیلاتی را بپذیرند و تن به کار منظم در سازمانی ریشه دارد و منسجم با برنامه و سخن روشن بدهند.»
شما چقدر به آقای همایون در این انتقاد حق می دهید؟

دکتر فاطمی ـ تجربه گذشته نشان داد كه تمركز قدرت در یك شخص (شاه) و برقراری ارتباط مستقیم با این مركز قدرت اگر پایگاه و تشكیلات منسجم و سلسله مراتبی نداشته باشد به نتیجه دلخواه نخواهد رسید. زیرا در شرایط سلسله مراتب تشكیلاتی است كه پایه‌های قدرت شكل می‌گیرند و در مراتب پایگانی، چگونگی معضل‌ها و ارتباط‌ها تعریف و تاكید می‌شوند و قدرت و اعمال آن دموكراتیزه می‌گردد و میدان عمل وسیع‌تر می‌گردد و گروه‌های بیشتری را برای مشاركت و همیاری به خود جذب می‌كند. در چنین شرایطی بهتر می‌توان هدف و برنامه‌ها و روش‌های اجرائی را تعریف و تسجیل كرد تا در یك مركز و ستاد خاص كه ممكن است از آن بوی تمركزگرائی “اقتدارگرانه“ استشمام شود و بسیاری را بگریزاند. در هر صورت در یک نظام پادشاهی مشروطه شاه مقامیست غیرمسئول و کاملاٌ جدا از قدرت و حکومت.

تلاش ـ پیرو این نگاه انتقادی آقای همایون بخش قابل توجه ای از کارهای روشنگری و فکری خود را به مقابلة قلمی با این فرهنگ و روحیه اختصاص داده اند. نتیجه تلاشهای ایشان تا چه حد مؤثر واقع شده است؟

دکتر فاطمی ـ باز برمی‌گردیم به میدان این مبارزه و اینكه حریف با كدام سلاح مجهزتر و تواناتر است. همه می‌دانند كه همایون به سلاح قلم بیش از هر سلاح دیگری مجهز است و طبیعی است كه در برابر حریفان با مقابله قلمی به میدان آید و ازنظرات خود دفاع كند. و اما اینكه این مبارزات و تلاش‌ها تا چه حد مؤثر بوده، سئوالی است كه پاسخ آن ممكن است نزد گروه‌های درگیر یكسان نباشد. شخصاً من این نوع مبارزه را در شرایط و احوال كنونی موثرتر از دیگر راه‌ها می‌دانم و ضمناً نشانه دیگری است در اعتقاد راسخ به عقاید خویش: چون نوشته سندی است كه برای همیشه می‌ماند و هم قابل استناد و هم قابل نقد و داوری.

تلاش ـ در آشکار شدن جدائی میان مواضع و افکار سلطنت طلبان و طرفداران نظام پادشاهی مشروطه, داریوش همایون چقدر نقش داشته است؟

دکتر فاطمی ـ آنهایی كه این موضوع را دنبال كرده‌اند كم و بیش از اهمیت و تأثیر نقش همایون در تفاوت‌های موجود بین سلطنت‌طلبان و طرفداران نظام پادشاهی مشروطه آگاه هستند. همایون كه بر پادشاهی مشروطه پافشاری می‌كند دلائل خود را از تجربیات تاریخی گذشته ایران از یكسو و از سوی دیگر نظام‌های كنونی مشابه و موجود مانند اسپانیا و بلژیك و سوئد و... نتیجه‌گیری می‌كند. و در بحث و گفتگوهای نظری هم دست بالاتر از هماوردان خود دارد. آنها در رد نظرات و مواضع همایون كارشان بی اشكال نیست. بی آنكه بخواهیم بگوئیم دیكته همایون هم بكلی بی‌غلط است. بقول فرانسوی‌ها آن كس دیكته‌اش بی‌غلط است كه اصلاً دیكته‌ای ننوشته باشد.

تلاش ـ سالها طول کشید تا توسط نیروهای دیگر بویژه از سوی «چپها» وجود یک جریان آزادیخواه و مدافع دمکراسی برای ایران در میان طرفداران نظام پادشاهی به «رسمیت» شناخته شود. امروز بسیاری با خرسندی و تعداد بیشتری با «اکراه» پذیرفته اند چنین جریانی موجود است. فکر می کنید شخصیت داریوش همایون و برخوردها و رفتار و منش وی در این پذیرش چقدر نقش داشته است؟ آیا در این تأثیر نگاه انتقادی ایشان به رژیم گذشته اهمیت داشته یا استقامت و دفاعشان از مجموعه ای از تحولات اجتماعی در دوران پادشاهی پهلوی که در جهت نوسازی جامعه انجام شد و یا در ادبیات گسترده امروز ایشان در دفاع از آزادی, پلورالیسم سیاسی ـ فکری و سایر مفاهیم و ارزشهای دمکراسی؟

دکتر فاطمی ـ همانطور كه اشاره كردید سال‌ها طول كشید تا آنكه امروز از جانب گرو‌ه‌های مختلف بویژه چپ، وجود یك جریان آزادیخواه و مدافع دموكراسی برای ایران در میان طرفداران نظام پادشاهی به رسمیت شناخته شود. این موضوع خود بخود حاصل نشد، بلكه نتیجة تلاش‌ها و برخوردها و نقد و انتقادات بیشماری بود كه با مشاركت روشنفكران و مبارزان معتقد و ثابت قدم صورت پذیرفته بود. برتارك این تلاش‌ها، نقش داریوش همایون بخوبی بچشم می‌خورد و كمتر كسی منكر آن است. تأثیر همایون در این فرآیند هم ناشی از شخصیت و منش و پایداری در عقاید او است و هم تأثیر نگاه انتقادی وی به رژیم گذشته ضمن دفاع خستگی ناپذیر از مجموعة تحولات اجتماعی دوران پادشاهی پهلوی كه در جهت نوسازی جامعه و در نهایت برای دستیابی به پلورالیسم سیاسی ـ فكری و سایر ارزش‌های دموكراسی صورت گرفته است.

تلاش ـ از سالها پیش آقای همایون با هدف بنیانگزاری یک حزب قدرتمند مشروطه خواهی تلاشهای وقفه ناپذیری را آغاز نموده اند. حزبی که بقول خودشان بتواند پرچم مبارزه در راه آرمانهای مشروطه خواهی یعنی «مدرنیته و نوسازندگی» را افراشته نگه دارد و «نیروهای با ارزش را از آفت پراکندگی حفظ نماید.» ایشان خود گفته اند؛ از سال 1988 بطور جدی بدنبال تحقق این ایده بوده اند. ابتدا یک سازمان مشروطه خواه را با یاری تنی چند از همفکرانشان گذاشتند و پس از سالها تلاش و عبور از موانع, مشکلات و جدالهای بسیار آنهم بیشتر با طرفداران سلطنت ـ امروز این سازمان به «حزب مشروطة ایران» بدل شده است , «حزبی با منشور و برنامه ای روشن برای مبارزه امروز و بازسازی فردای ایران.»
با توجه به اینکه شما از نزدیکتر شاهد تکوین و تکامل «حزب مشروطة ایران» بوده اید, این حزب چقدر در نبرد با فرهنگ استبدادی آبدیده بیرون آمده است؟ آیا در راه پیکار برای آزادی و سازماندهی دمکراتیک جامعه می توان روی آن بعنوان یکی از احزاب ریشه دار و دمکرات کشورمان حساب کرد؟

دکتر فاطمی ـ همانگونه كه خود اشاره كرده‌اید “حزب مشروطة ایران“ حاصل تلاش و عبور از موانع، مشكلات و جدال‌های بیشماری است كه داریوش همایون توانسته با پایمردی و ثبات‌قدم، آنرا به ثمر رساند. این سازمان با منشور و برنامه‌هایش كه متكی برمدرنیته و نوسازی جامعه ایرانی و مالاً ایجاد شرایط لازم برای دسترسی به دموكراسی، پلورالیسم اجتماعی و سیاسی و كسب اعتبار و آبروی بین‌المللی برای ایران و ایرانی است. بی‌شك می‌تواند نقش مؤثری در مبارزه امروز و بازسازی فردای ایران ایفا كند. بویژه تجربیات دو دهه گذشته در برخورد و جمع‌بندی نظرات و دیدگاه‌های گروه‌های فكری گوناگون و نقاط قوت و ضعف نمایندگان این افكار آبدیدگی لازم را برای پیگیری هدف‌های خود در پیكار با فرهنگ استبدادی بدست آورده و در میدان كارزار نیز آبدیده‌تر خواهد شد. در نتیجه می‌توان بر روی “حزب مشروطة ایران“ به عنوان یكی از استوارترین احزاب ریشه‌دار و دموكرات كشورمان حساب كرد.

تلاش ـ نفوذ و پایة حزب مشروطة ایران را در میان مجموعة نیروهای طرفدار پادشاهی تا چه میزان ارزیابی می کنید؟ آیا این حزب تنها جریان متشکل و سازمان یافته در میان این نیروهاست؟

دکتر فاطمی ـ در بارة ارزیابی حزب مشروطة ایران در میان مجموعه نیروهای طرفدار پادشاهی و اینكه آیا تنها جریان متشكل و سازمان یافته در میان این نیروها است اظهار نظر جنبه سهل و ممتنع بخود می‌گیرد. سهل است زیرا بآسانی و روشنی می‌توان دید كه این حزب یك شبه و بروی كاغذ بوجود نیامده و محصول تلاش خستگی ناپذیر گروهی است كه با ثبات عقیده و مشكلات بسیار، امروز باعتبار برنامه و هدف‌های روشن و اعلام شده‌ای موجودیت خود را اعلام می‌كند و از هیچ هماوردی در میدان كازار فكری و ایدئولوژیك نمی‌هراسد و خلاصه قد علم كرده و مدعی ایفای نقش مؤثر در نوسازی جامعه از هم پاشیده ایرانی است. ولی پاسخ وقتی مشكل می‌شود كه در برابر این حزب، نیرو و سازمان متشكل دیگری كه حائز خصلت‌های لازم برای ایفای نقش روشن در جامعه و نوسازی همه جانبه آن باشد بچشم نمی‌خورد و یا حداقل من آنرا نمی‌بینم. صرف اعلام شفاهی و یا نشر چند نوشته از جانب اشخاص بصورتی فردی كه مجموعه روشنی را در بیان اهداف و چگونگی تحقق آنها بدست نمی‌دهد، هرچند نمی‌توان وجود آنها را با همه پراكندگی‌شان نادیده گرفت ولی مشكل می‌توانند رقیب و هماورد هم‌طرازی برای حزب مشروطة ایران باشند.

تلاش ـ بی تردید تلاشهای آقای همایون که بنیانگزار و از اعضای مؤثر رهبری حزب مشروطه ایران هستند و کار آموزش گسترده ایشان, به این حزب جوان اعتماد به نفسی را بخشید که بر بستر آن اعضای حزب بویژه کادرهای جوان آن فکر استقلال از «مقام محوری پادشاه» را پذیرفته و ضرورت پیوند هرچه بیشتر با سرچشمه قدرت واقعی یعنی توده های مردم را دریافته اند و تلاش می کنند این فرهنگ نوین را در هر گام سیاسی خود نیز نشان دهند.
آیا می توان از همین میزان «عدم وابستگی» اعضا و مجموعة حزب به برجسته ترین چهره رهبری و بنیان گذار آن یعنی داریوش همایون نیز سخن گفت؟

دکتر فاطمی ـ اگر انصاف داشته باشیم و بپذیریم كه داریوش همایون به عنوان بنیانگزار و از اعضای مؤثر رهبری حزب مشروطة ایران آنچه در توان داشته بكار برده است تا این حزب با هدف‌های روشن و اعلام شده‌اش. جای مناسبی در میان گروه‌های درگیر با فرهنگ استبدادی بدست آورد و از جمله اینكه فكر استقلال از “مقام محوری پادشاه“ را به عنوان یك اصل روشن مورد قبول قرار دهد، اگر روزی براساس همین نظر، موضوع عدم وابستگی اعضای حزب مشروطة ایران به برجسته‌ترین چهرة رهبری و بنیانگزار آن یعنی داریوش همایون مطرح گردد، بی‌شك چیزی از ارزش همایون نمی‌كاهد چون خود او واقف است كه روزی نیروهای جوان باید جای نسل سالخورده را بگیرد و با نوآوری و توان تازه‌ای دنباله كارها گرفته شود. این خود می‌تواند یكی از اصالت‌های حزب باشد و در همه جا همینطور اتفاق می‌افتد. منتها همیشه این اصل نیز از جانب نیروهای جوان و تازه نفس مراعات می‌شود تا از بنیانگزار گروه و یا حزب خود همیشه با احترام یاد كنند و تلاش او را قدرگزارند تا خود وقتی كنار رفتند با ایشان همانگونه رفتار شود. این اصالت عمل را در همه احزاب و سازمان‌های سندیكایی در همه جای دنیای دموكراسی می‌بینیم. و این نكته را نیز فراموش نكنیم كه داریوش همایون وظیفه و ماموریت بنیانگزاری و دوام فعالیت‌های حزب مشروطة ایران را هنوز بپایان نرسانیده و هنوز یاران و همفكرانش از تجربیات او می‌خواهند برخوردار شوند. چون برای بنیانگزار و عضو برجسته رهبری در همه جای دیگر سن بازنشستگی و كناره‌گیری تنها منوط به توان و تلاش وی دارد. كادرهای جوان به ندرت از چنین وجودی فاصله می‌گیرند. به علاوه ارتقاء كادرهای جوان بمراتب بالاتر در رده‌های رهبری و مدیریت، با حضور بنیانگزار، هیچ منافاتی ندارد.

تلاش ـ آقای دکتر فاطمی باسپاس فراوان از شما.

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما