برای جامعهای كه به لحظهها و گذشتههای تاریخ خود نظر دارد، 60 سال تجربه و سابقة حضور فعال سیاستگر، روزنامهنگار و روشنفكری صاحبنظر، در پنهة سیاست و اندیشه و فرهنگ ایران و بر بستر 6 دهه پرفراز و نشیبِ آن، تنها از لحاظ گشایش دریچههایی براین دوران پراهمیت، غنیمتی پربهاست. اما آنچه ارزش این غنیمتِ گردآمده در زندگینامة داریوش همایون ـ صاحب 75 ساله این دفتر 60 ساله ـ را برای “تلاش“ بالاتر و از ابعاد بررسی تاریخ فراتر میبرد؛ روند تغییر دیدگاهِ در اقلیت همایون در گذشته و تبدیل آن امروز به منظرگاه اكثریتی در خور توجه، آن هم در میان نسلهای جوانتر به امر سیاست، جامعه و كشور است. تغییر وضعیت و جایگاه سیاسی ـ نظری دولتمردی از نظام پیشین كه دو دهه و نیم پیش از قتلگاه جمهوری اسلامی گریخت و در “اوج عدم محبوبیت ملی“ زندگی در تبعید را آغاز كرد و در درازی این مدت تنها به یاری قلم، بیان، اندیشه و منش خود به شخصیتی صاحب اعتبار بدل گردید.
امروز بسیاری از صاحبنظران، روشنفكران و فعالین سیاسی و بویژه كسانی كه در فضای باز تبعید در شعاع دیدگاههای داریوش همایون قرار گرفتهاند، او را از سرآمدان میدان سیاست ایران و از انگشتشمار روزنامهنگاران صاحب اندیشه در چندین دهة گذشته میدانند.
موافقین، نوشتهها و گفتههایش را مكانی برای ورزش فكر و پرورش و گسترش دیدگاههای سیاسی دانسته و مخالفین، او را رقیب و هماوردی میدانند كه با توان قلم، منطق بیان و وسعت نگاه، آنان را دائماً به بالا بردن سطح بحث در عرصة سیاست، فرهنگ و اخلاق سیاسی وامیدارد.
گردآوری و ورق زدن این زندگینامة پُر برگ كار آسانی نبود. اگر یارانی نمیداشتیم ــ كه چون دستاندركاران “تلاش“ علاقمندی و فكر ضرورت انتشار ویژهنامهای در مورد داریوش همایون چندی است آسودهاشان نگذاشته ــ و از كمك و همكاریهای آنها برخوردار نمیشدیم، مسلماً كار بهسرانجام نمیرسید. در اینجا شرط قدردانی است كه از بهمن امیرحسینی و یاریهای بیدریغش یادكنیم. او نه تنها در نهایت بلندنظری هرچه را كه برای كارهای در دست تهیه و انتشار خود در مورد داریوش همایون فراهم آورده بود، برای بهرهگیری در اختیارمان گذاشت، بلكه با قلم توانمندش تهیه بخش مهمی از این شماره یعنی تنظیم و ارائه زندگینامة همایون و شرح فشردهای از سفرنامههای وی را برعهده گرفت.
سنگینی كار در مواجهه با زندگیای بود كه دارای ابعاد گوناگون و هر بعُدش حاصل تلاشها، فعالیتها و تأثیرگذاریها، همگی در خور پرداختن! اگر میخواستیم به هریك جداگانه ـ آنگونه كه حق مطلب است ـ بپردازیم، كار از محدودة یك ویژهنامه فراتر میرفت و بیتردید میبایست بیشتر از این تأخیری كه صورت گرفته، كار را به تعویق میانداختیم. اما دیگر آرامی نمانده بود كه آن را خرج شكیبایی كنیم. ناگزیر با همة محدودیتها و كم و كاستیها و با علم به همة اینها، تصمیم گرفتیم دست بكار شویم.
در این دفتر با در نظر گرفت سه عرصة اصلی حضور اجتماعی داریوش همایون یعنی عرصة سیاست، روزنامهنگاری و اندیشه و با روش گزینشی تنها به مركز ثقلهایی بسنده كرده و سعی نمودهایم داریوش همایون و راهی را كه رفته است در آئینة خاطرات، برداشتها، تحلیلها، تأئیدها و نقدهای دیگران نظاره كنیم و از میان همة اینها مجوعهای فراهم آوریم كه از طریق آن انداختن “نگاهی بر سراسر تصویر“ زندگی همایون ممكن گردد.
داریوش همایون در یكی از مقالات خود رابطة میان “سیاست ورزی“ و “اجتماع اندیشی“ انتلكتوئلها را چنین بیان میكند:
“اجتماع اندیش بودن با سیاست ورزیدن یكی نیست... انتلكتوئل به سبب توانائی ذهنی و دلمشغولیهایش اجتماعی و اجتماع اندیش است اگر هم سر درگوشة آزماییشگاهی یا كتابخانهای كرده باشد. ولی از اجتماع اندیشترین انتلكتوئلها نیز نباید انتظار داشت كه حتماً بكار سیاست بپردازند ـ هرچند آنها به سبب دید كلی خود و آگاهیشان به پیوند همه چیز با همه چیز و احساس مسئولیتی كه وادارشان میكند برای هر امر برحق و خوبی تلاش كنند، بهترین سیاستگران خواهند بود.“
هرچه بیشتر در تصویری كه در این دفتر فراهم آمده، نگریستیم در تعیین جایگاه قطعی همایون نامطمئنتر شدیم، كه آیا همایون از برجستهترین سیاستگران است یا اجتماعاندیشترین انتلكتوئلها؟ اما گفتاورد وی در بالا تردیدی برجای نمیگذارد كه او یكی از برجستهترین انتلكتوئلهای میدان سیاست ایران است. سیاستگری كه سیاستِ تهی از اندیشه را عملی نیندیشیده و در اصل “نمایشی از عمل“ دانسته و انتلكتوئلی كه جذابیت سیاست در ایجاد تحول و بهكرد جامعه نزد وی بیش از آن بوده است كه لحظهای مجذوب یك زندگی انفعالی محققانه و دانشمندانه گردد.
|