Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
 

آیا حجاب اسلامی و «روسری» نمادین اسلامیسم و یا بنیادگرایی اسلامی است؟ لودین ـ آزمونی از نمایش قدرت

دكتر حسن كیانزاد
 

پیشگفتار: در واپسین روزهای ماه سپتامبر 2003 دیوان عالی کشور آلمان در شهر کارلسروحه سرانجام رأی خود را به دادخواستی که از سوی خانم فرشته لودین و وکیل او به آن مرکز عالی دادگستری داده بودند, صادر نمود. برپایه ابراز نظر بسیاری از کارشناسان حقوقی و صاحب نام آکادمیک در رسانه های گروهی, این رأی صادره از سوی 8 قاضی شعبه دوم دیوان عالی, نتوانست گره کار را بگشاید و بگونه ای شفاف به مقوله ایکه از سال 1997 در دادگاه های ایالتی و شهری آلمان مورد بررسی قرار گرفته است, خط پایان بگذارد. فرشته لودین 29 ساله که از چهارده سالگی به همراه خانواده اش در آلمان بسر می برد و در این کشور به مدرسه رفته و تحصیل خود را در رشتة آموزش و پرورش به پایان برده و در ایالت بادن ورتمبرگ آلمان با اختیار شغل آموزگاری به تدریس در مدرسه مشغول گردیده است, از آغاز سال 1997 با مسئولین مدرسه که از او می خواهند در مدرسه و سرکلاس درس «روسری» را از سر بردارد, اختلاف پیدا کرده و چون او به این خواست جامعه عمل نمی پوشاند از خدمت در مدرسه منفصل می گردد. از آن هنگام ایشان با پشتیبانی مالی گروه ها و سازمان های اسلامیستی فعال در آلمان با اعتراض بر انفصال از خدمت خود در مدرسه و اینکه او با استناد بر قانون اساسی آلمان و آزادی مذهب حق دارد با روسری در کلاس درس تدریس نماید, به دادگاه های گوناگون شکایت برده است.
همانگونه که در فراز اشاره بردیم, گفتمان پیرامون این مقوله زیر عنوان «روسری» Kopftuch همچنان گرم و فزاینده در رسانه های گروهی و سیاسی و محافل آکادمیک و نهادهای مذهبی کلیسا و مسجد و منبر ادامه دارد و در این راستا بویژه بانو آلیس شوارتزرAllice Schwarzer فمینیست مشهور آلمان در سالهای گذشته نه تنها در نشریه ماهانه خود «اِما» Emma بلکه در گفتمان های رسانه ای بیشمارش در سالها و ماه های گذشته, پیگیرانه حجاب اسلامی را در پوشش های گونه گون اش, شِگردی مردسالارانه زن ستیز و اسارت آور مذهبی بشمار آورده و آنرا نمادین و پرچم ستیزه جویان صلیبی اسلامیستی دانسته, که به عنوان نمونه رژیم خمینی پس از انقلاب اسلامی در سال 1979 به کمک نیروهای پاسدارش بر مبنای شعار «روسری یا توسری» می خواست بر سرزنان ایران با میخ فرو نشاند.
شکی نیست, که آلیس شوارتزر ودیگر صاحب نظرانی که من در این شماره و شماره های آینده تلاش از آنها سخن به میان خواهم آورد, با بازنگری آنچه که در بیست و پنج سال گذشته پس از فاجعه انقلاب 57 در میهن ما رخ داده و همچنین با نگاه به کنش های تروریستی و فاجعه آفرین 11 سپتامبر در نیویورک از سوی القاعده و گروه های اسلامیستی در جهان, ما را برآن می دارد که با چشم باز و آگاه به خیل دکانداران دین و آموزه های چندین دهه گذشته, این حقیقت را بپذیریم, که تحقق یک جامعه مردمسالار, یعنی دمکراسی و حقوق بشر در میهن مان, تنها در پناه جدائی مطلق دین از حکومت امکان پذیر است و نه در آمیزه با هر گونه ولایت مذهبی کاذبی که سلطه گران و متولیان دین بنام خداوند می خواهند بر بندگان حقنه کنند.
پس از اعلام رأی دیوان عالی کشور از جمله رسانه های گروهی که به نقد از آن دست یازیدند, روزنامه راینیشر مرکور Reinischer Merkur بود که در شماره 40 بتاریخ دوم اکتبر 2003 زیر عنوان فرایندهای ناشی از رأی دیوان عالی کشور با طرح این پرسش که, شکیبائی و بردباری Toleranz تا بکجا؟ فردریش گراف فون وستفالن می نویسد: رای صادره از سوی شعبه دوم دیوان عالی در رابطه با مقولة «روسری», پرسش های بسیاری را پیش روی ما می گذارد, که به سادگی بتوان در نگاه نخستین و فوری برایش هم پاسخ هایی را ردیف نمود. زیرا که اکنون ایالات فدرال آلمان باید هر یک, قوانین ویژة استخدامی و حقوقی مربوط به آنرا در رابطه با قدغن کردن «روسری» در مدرسه به گونه ای تغییر دهند, که با دیگر قوانین اساسی و حقوقی و آموزشی همخوانی داشته باشد. این بار هشت قاضی دیوان عالی کشور برخلاف رسم همیشگی جرأت کافی سیاسی از خود نشان ندادند, که با رهنمودهایی روشن و گشایش گر, قوه مقننه را وادار به طرح قوانینی کنند, که هم بتوانند پاسخگوی مشکلات و نیازهای روز جامعه باشند و هم اینکه همخوانی با قانون اساسی کشور را داشته باشند. در رأی دیوان عالی به فرایندهای حساس سیاسی ناشی از آن توجه نشده, بلکه با تکیه بر چگونگی موارد استخدامی کارمندان دولت و در مورد دادخواست ویژه خانم فرشته لودین تصریح می گردد, که این آموزگار مسلمان بواسطه آزادی مذهبی اش می تواند «روسری» را بگونه نمادین مذهب خود برسر گذارد و در کلاس درس تدریس نماید و تا هنگامیکه مسئولین آموزشی حکومت های فدرال قوانین ویژه ای که این مشکل را سامان بخشد, وضع ننموده اند, باید این حق و حقوق را در چارچوب آزادی مذهب و دیگر باورمندی های جهانشمول به رسمیت شناخته و بیطرفی کامل را محفوظ بدارند و در این راستا باشکیبائی و بردباری ناشی از حرمت انسانی, روبرو گردند. لازم است که در این رابطه بیان بداریم, که واتیکان در دومین نشست شورایی خودKonzil آزادی مذهب و پاسداری از آنرا را برخاسته از حرمت انسانی دانسته, که قدرت های حکومتی حق ندارند, این آزادی شخصی و یا گروهی را خدشه دار نمایند. اما واتیکان براین توجیه خود, جمله ای را هم اضافه می کند, که این آزادی مذهب دارای محدوده ایست مشخص و معیین. برپایه این تعریف این پرسش مطرح می گردد, که آیا برخلاف رآی دیوان عالی کشور, آن مرز محدودی که برای آزادی مذهب مترتب گردیده است, در چارچوب یک نهاد کشوری بمانند آموزش و پرورش شناخته می گردد و یا اینکه مطلق و نامحدود است. و سخن برسر این است که, آیا کسی که تصمیم براین می گیرد که به عنوان کارمند دولت (آموزگار) در نهادهای آموزشی بکار و تدریس مشغول شود بمانند دیگر شهروندان بطور یکسان از تمام حقوق و آزادی های اجتماع برخوردار است, یا اینکه آن چنانکه سه نفر از قضات شعبه دوم دیوان عالی (از میان هشت نفر) بیان داشته اند, آنها بخاطر قبول کار در یک نهاد دولتی و آموزشی و مسئوولیتی که در اجرای برنامه های تدریس آن نهاد در مدرسه به عهده دارند, نمی توانند با تکیه و برخورداری از آزادیهای متعارفی که در فراز نام آوردیم, به هر شیوه ای که خود خواستند, آن برنامه و مقررات تدریسی ناشی از آنرا اجرا کنند؟ برپایه توجیه سه قاضی دیوان عالی, یعنی ینچ Jentsch, دی فابیو Difabio و ملینگ هوف Mellinghoffکسی که تصمیم می گیرد در یک نهاد آموزشی دولتی کار کند, اجازه ندارد بی توجه به پرنسیب اعتدال در بیان باورمندیها و بیطرفی حرفه ای, عقاید مذهبی ویژه خود را بنام آزادی مذهب در چارچوب آن نهادهای آموزشی دولتی بردیگران تحمیل نماید. زیرا در جامعه آزاد آلمان بخشی از پدران و مادران و فرزندانشان دارای باورهای مذهبی و جهان بینی های ویژه ای هستند, که با حساسیت در تقابل با دیگر باورمندیهای مذهبی و اجتماعی روبرو می گردند. ازجمله با مقوله «روسری» در مدرسه به عنوان یک نمادین مذهبی, در حالیکه به آنها در حفاظ بیطرفی متداول در نهاد آموزشی این حق داده نمی شود, که به تبلیغ ارزش های نهادینه گشته خود بپردازند. از سوی دیگر با توجه به دانش جامعه شناسی مذهبی, مذهب تنها یک باور شخصی است و نه یک حقیقت مطلق, که باورمندان به آن بخواهند برپایه آزادی فردی چونان مسیونرها متعصبانه به تبلیغ اش همت گمارند و نظم و آرامش آموزشی را به هم بریزند. اگر این چنین نبود, می باید که مسئوولین نهادهای آموزشی از همان آغاز کار, به آموزگاران این اجازه را می دادند, که آنها می توانند آزادانه و به هرگونه که می خواهند در مدرسه و در سرکلاس درس باورهای مذهبی و اجتماعی خود را تبلیغ کنند. اما مدرسه همواره به عنوان یک نهاد دولتی آموزشی برخوردار از یک نظم اداری جبری است و برپایه این تعریف برداشت از آزادی مذهب این نمی باشد, که آرامش و نظم فضای آموزشی بخاطر تبلیغ و نمادین های مذهبی و یا بینشی فردی و یا گروهی آسیب پذیر گردیده و از میان برود. بهمین سبب قضات دیوان عالی کشور در رآی صادره خود می گویند, اگر قرار است که محدودیت در آزادی مذهب و نمادین آن از سوی نهادهای دولتی و آموزشی بوجود آید, باید که این مقصود بگونه قانونی, نخست از تصویب پارلمان بگذرد, که این خود می تواند اصل چهار قانون اساسی, یعنی آزادی مذهب را خدشه دار نموده و به زیر پرسش ببرد. در این میان, ایالات فدرال بادن ورتمبرگ Baden Würtemberg, بایرنBayern, برمن Bremen, نیدرساکسن Niedersachsen و برلین در صدد تهیه قوانین هستند, که استفاده از روسری را در مدرسه قدغن کنند. در ایالات فدرال شرق آلمان یک چنین مواردی هنوز وجود ندارد که نیاز به یک چنین ترتیبات قانونی باشد. از سوی دیگر نخست وزیران دولت های فدرال کوشش می گردد, که در این رابطه قانونی را تهیه و تصویب کرده که در تمام کشور یکسان رسمیت یابد. ناگفته نباید گذارد, که ابراز نظر و گفتمان پیرامون مقوله «روسری» در آلمان, تنها یک مساله مورد نظر محافل و یا احزاب محافظه کار (Konservativ) نبوده, بلکه کارشناسان و سیاستمداران سوسیال دمکرات, لیبرال و سبزها هم در دو جبهه موافق و مخالف مواضع خود را شفاف و آشکار بیان می دارند. کارین ولف Karin Wolf وزیر آموزس و پرورش آیالت هسن Hessen از حزب دمکرات مسیحی CDUمی گوید, به مقوله «روسری» در آلمان نباید تنها بگونه یک نمادین سنتی و یا هنری بومی (فولکلور) و یا ساده پوششی نگریست, زیرا که در این میان, این معضل در جامعه ما به گونه یک نمایش و تظاهر وابستگی بنیادگرایانه درآمده است, که جایی در مدرسه و کلاسهای درس نمی تواند داشته باشد و بهمین سبب هم باید قدغن گردد. همکار او در برلین کِلاس بورز Klaus Böser از حزب سوسیال دمکرات SPD این نظر را تأئید کرده و می گوید «روسری» تظاهر یک باور مذهبی است و آموزگاران روسری بر سر نمی توانند و نباید در مدارس دولتی به تدریس گمارده شودند. کارین ولف می گوید قانون اساسی کشور ما, بنیان اش برسنت های دمکرات مسیحی قرار گرفته, که برخوردار از یک سیستم ارزشی انسانی است که آموزگاران در نهادهای آموزشی باید به آن توجه داشته و پاسداری نمایند. اما مقوله روسری امروز در جامعه ما از سوی سازمانها و گروههای مذهبی اسلامی بگونه یک سمبل سیاسی مذهبی کاراکتری تحریکی پیدا کرده است, که نباید به آن میدان گسترش داد. برمند بوزِمن وزیر آموزش و پرورش ایالت نیدرزاکسن می گوید, بیطرفی مذهبی باید در مدرسه رعایت شود و در قوانین و مقررات استخدامی تصریح گردد. مدرسه جایگاه تظاهرات مذهبی سیاسی نیست. خانم آنته شاوان Annette Schawan وزیر آموزش و پرورش ایالت بادن ورتمبرگ که پنج سال پیش تقاضای خدمت دائمی خانم فرشته لودین را که حاضر نشد روسری خود را در کلاس درس از سر بردارد, در مدارس این ایالت رد نمود, می گوید مدرسه مکان حساسی است و باید از هرگونه عامل تحریکی مذهبی و سیاسی که آرامش و نظم آموزشی را از میان ببرد, بدور ماند, و از «روسری» که در مدرسه از آن بگونه یک ابزار تبلیغ و تظاهر و قدرت نمایی مذهبی سیاسی از سوی بنیادگرایان اسلامی بهره گرفته می شود, باید جلو گیری و آنرا قدغن نمود. رئیس یک مدرسه ابتدائی در برلین, که در آن از سوی یک مرکز اسلامی درس اسلام داده می شود, می گوید ما با نگرانی مشاهده می کنیم, که روز به روز بر تعداد دخترانی که روسری بر سر می گذارند, افزوده می گردد و پسران هم بیشتر از پیش مردسالاری (نره مردی Macho) خود را به نمایش می گذارند. در این میان بسیاری از پدران و مادران آلمانی و ترک های لیبرال, فرزندان خود را از این مدرسه بیرون برده اند. فرشته لودین که نمی خواهد بدون روسری در کلاس درس حاضر شود و آنرا نقض آزادی مذهبی اش بشمار می آورد, می گوید اگر هم به این کار اقدام ورزم و روسری را در برابر شاگردان از سر بردارم, هرهنگام که بزرگسالانی پا به کلاس بگذارند, روسری را برسر خواهم نهاد. حال باید به این پرسش پاسخ داد, که چگونه دختران ترک که بیشترین شان با حجاب اسلامی و روسری مخالف هستند, در روبرویی با یک چنین شیوه رفتاری, می توانند حس اعتماد و اتکاء به نفس را در خود پرورش داده و رشد و تکامل یابند و باور براین بدارند که آنها با پسران از حقوق یکسان برخوردارند. خانم شاوان وزیر آموزش و پرورش بادن ورتمبرگ. می گوید مشکل ما با خانم فرشته لودین از سالها پیش آغاز شد, زیرا که با اجازه کارآموزی او در مدارس مخالفت می شد. من با وجود همه مخالفت های نهادهای اداری, آموزشی و سیاسی, ترتیبی دادم که این خانم بتواند دوره کارآموزی آموزشی اش را به انجام رساند و تحصیل اش را به پایان برد. در آغاز, مدارس بسیاری از قبول ایشان در مدرسه به سبب اینکه حاضر نمی شد روسری را از سر بردارد, امتناع می نمودند تا اینکه سرانجام یک مدرسه در شهر رمستال Remstal, که در آن چند دانش آموز از خانواده های مسلمان درس می خواندند, او را پذیرفتند. بسیاری از پدران و مادران آلمانی با این تصمیم مدرسه مخالفت کرده, اما شکایت بجایی نبردند. گفتمان پیرامون رآی دیوان عالی کشور از 24 سپتامبر 2003, نه تنها قطع نشده, بلکه حتی روزهای تعطیل عید مسیح و سال نو از آن بدور نمانده است. از جمله ابراز نظر آقای یوهانس را Johannes Rau رئیس جمهور آلمان, که در صورتیکه «روسری» در مدرسه قدغن گردد, باید نمادهای مذهبی مسیحیان هم برپایه موازین یکسانی حقوق مذاهب, از مدارس برداشته شود, از سوی محافل رسمی مذهبی کلیسا او از جمله کاردینال ژوزف راتسینگر Josef Ratzinger در کلیسای دُمDom شهر رگنزبورگ سخت مورد انتقاد قرار گرفته و آقای راتسینگر می گوید ما در این باره نیازی به درس و آموزه و راهنمایی از آقای رئیس جمهور را نداریم و اضافه می کند, که من مخالفتی با اینکه یک زن مسلمان روسری بر سر بگذارد ندارم, اما اینکه اگر مقوله «روسری» از سوی دولت های ایالات فدرال در مدرسه قدغن شد, معنایش بر پایه آن سخنان این باشد, که ما صلیب را که نشانی است رسمی از فرهنگ صلح و آشتی از جامعه مسیحیت بدور گذاریم, بمانند این است که ما یکی از سرچشمه های همزیستی مسالمت آمیز را میان کلیسا و جامعه و سیاست خشکانده ایم. صلیب نه موجب توهین به کسی است و نه وسیله ای برای سرکوب دگراندیشان. همچنین نخست وزیر ایالت سارلاند Sarland آقای پِتر مولر Peter Müller با انتقاد از رئیس جمهور می گوید, آنهائیکه همزمان با قدغن کردن روسری در مدارس, برداشتن نمادهای مسیحیت را از جامعه و مکانهای رسمی و دولتی و آموزشی توجیه می کنند, باید از نظر بدور ندارند, که پاسداری از حقوق بشر و حرمت انسانی بخشی از میراث انسانی و مسیحیت اروپا بشمار می رود. خط و مرز جدایی از میان اسلام و مسیحیت نمی گذرد, بلکه این خط جدایی میان شکیبائی و ناشکیبائی است (Toleranz , Intoleranz) و میان بنیادگرایی مذهبی و بهره یابی از آزادی با مسئولیت.
دکتر ادموند اشتیبر Edmund Stoiber نخست وزیر ایالت بایرن می گوید «روسری» تنها یک سمیل سیاسی است که آن را به نام مذهب برای کسب قدرت سیاسی بکار گرفته اند. همچنین وزیر دادگستری ایالت زاکسن درشرق آلمان توماس دمییزیرThomas de Maiziere می گوید که رآی دیوان عالی کشور مشکل را حل نمی کند, زیرا که با توجه به اصل تساوی حقوق در قانون اساسی, در صورت قدغن نمودن «روسری» در مدارس, اگر قرار براین باشد که نمادهای مسیحیت هم از مدرسه برداشته شوند, آن هنگام همزیستی مسالمت آمیزی که میان کلیسا و حکومت وجود دارد, آسیب پذیر گردیده و با تنش آفرینی مواجه می شود. آقای ولفگانگ تیرزه رئیس پارلمان آلمان هم نظر رئیس جمهور را رد کرده و می گوید در رابطه با قدغن کردن روسری در مدرسه درست نمی دانم که نهادهای صلیب و مسیحیت از نهادهای رسمی و دولتی و آموزشی ما حذف گردد. صریح ترین و شفاف ترین گفتمان را در این باره خانم آنیته فولمرAntje Vollmer یکی از معاونین پارلمان آلمان از حزب سبزها ارائه داده و می گوید من موافقم که مقوله روسری در مدرسه قدغن شود, زیرا که, از هنگام روی کار آمدن رژیم خمینی در ایران «روسری» به گونه یک سمبل سیاسی جنبش های اسلامیستی در آمده و نمادین نظامی است که در آن زنها باید به زیر فرمان مردان درآیند. یک چنین تظاهر سیاسی ـ مذهبی نباید در نهادهای آموزشی ما جا بازکنند, هرکس می تواند بیرون از مدرسه به این سمبل تظاهر کند, اما نه در مدرسه. مدرسه برای بسیاری از دختران از خانواده های اسلامیست, تنها مکانی است که آنها این شانس را خواهند داشت که آزاد اندیشیدن را بیاموزند. این سخنان صریح خانم فولمر, پاسخی است به یک بیانیه که در آن بیش از 70 نفر از زنان صاحب نام در مخالت با قدغن کردن روسری, نظر داده اند. خانم فولمر می گوید. خانم فرشته لودین در برابر دیوان عالی کشور گفته است, اگر من روسری را از سر بربدارم خود را لخت و عریان حس خواهم نمود, پس ایشان در مورد زنانیکه روسری بر سرندارند, لابد فکر می کنند, که آنها بی حرمت اند و با زنان روسپی یکسان. و با این توجیه من از خود می پرسم, که یک چنین موضع گیری رادیکال از مدرسه چه می خواهد؟ و چگونه در یک چنین فضای آموزشی ناسالم ارزشهای انسانی, مهر و شکیبائی, که ما خواهان پویائی آن می باشیم, می توانند آموخته گردند ورشد نمایند؟ روسری یک نمادین مذهبی نیست و در قران هم از آن نامی در میان نیست. من براین باور نیستم, که مخالفین قدغن نمودن روسری در مدرسه, انگیزه شان شکیبائی مذهبی است, بلکه آنها بنام و به بهانه مذهب می خواهند به گسترش یک ایدئولوژی بنیادگرای سیاسی مذهبی, همت گمارند. میلیونها زن در سراسر جهان آزادانه روسری را بر سر برنگزیدند, بلکه آنها را بزور بزیر لچک بردند. خانم فولمر که خود تحصیل الاهیات (تئولوژی) را به پایان برده, می گوید من خود دراز هنگام مخالف قدغن کردن روسری در مدرسه بودم, اما با دیدارها و گفت و شنودهائیکه با زنان مسلمان در این کشورها داشتم, دریافتم که آنها از زیر فشار و سلطه مردسالارانه اسلامیستی رنج می برند و از آن هنگام من در موضعم تجدید نظر کردم. در الجزیره اسلامیست و بنیادگرایان مذهبی پای زنانی را که دامن کوتاه بر تن کرده بودند با چاقو پاره کرده و در ایران به زنان همه گونه ستم و توهین و بی حرمتی روا داشتند, اگر که چادر و روسری بر سرنداشتند. اندیشه وران راستین اسلامی باید جدی به دفاع از اسلام, برخاسته و از ارزشهای انسانی و اخلاقی آن که از سوی اسلامیست ها با کنش های شبه فاشیستی و سلطه گرایانه و مردسالارانه, مورد دستبرد و تهاجم قرار گرفته, پاسداری نمایند. زنان در الجزیره و ایران از ما پرسیدند, که چرا زنان در غرب از ما یاد نمی کنند و ما را تنها گذارده اند؟

جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما