جاداشت در صفحة " در این شماره " سخن خود را به نقطه نظراتی که هر یک از منظرگاهی به گشایش زوایای جدیدی در موضوعات مورد توجه تلاش یاری رسانده و به کیفیت و بضاعت فکری در پاگذاشتن به عرصه گسترده تری از اندیشة نوین می افزایند , اختصاص می دادیم .
بـه نقطـه نظـراتی چـون دیـدگاههای دکتـر جـواد طبـاطبـائـی کـه آثـارش همچون آئینه ای , تصویری روشن از گوشه های تاریک تاریخ کشورمان می نمایاند . به سخنانی که اینبار در گفتگو با تلاش برعرصة جدیدی که باید از مکانهای اصلی جدال فکری ما باشد , پرتوی افکنده و نگاه را به یک معادلة تاریخی معطوف می دارد که در یک سوی آن " ادعای " بزرگ اهل دیانت مبنی بر سلطه و اقتدار دین برهمة اجزاء زندگی اجتماعی ایرانیان و در سوی دیگرش باور ما به گسترة این اقتدار و مرعوب شدنمان در برابر این ادعاست به گفته هائی که هم آن " ادعا " و هم این باور را به چالش می طلبند .
یا به سخنان مهشید خانمِ امیرشاهی که شاه بیت های کـم نظیری هستند در نمـایـان ساختن ضعفها و قـوتهـای جنبش اجتماعی نوپائی چون جنبش زنان . به گفته هائی در اهمیت مفهوم استقلال و آزادی فردی برای زنان ایران از سوی بانوئی که خود امروز نمادی از استقلال رأی , اعتماد به نفس , جسارت و توانمندی زن ایرانی و آیندة همه آن چیزی است که باید فردا در انتظارمان باشد .
باید ازگفتگوهای پیگیرمان بـا علـی میـرفطـروس مـی گفتیم کـه در همین تجربة دوسالة انتشار تلاش هر بار کـه بـا او بـه سخن نشسته ایم و وی با زبانی صریح و بُرنده به نقد گذشته پرداخته است , گوئی بیشترین آب به لانـة مورچـگان غنوده درمورچـالهای تاریـک گذشته سرازیر شده وآشوب و بلوائی در صفوف دون کیشوتهای حافظ تاریخ خیالی و تحریف شده برخاسته و روان آشفتة آنان در وزش بادهای حقیقت پریشان تر می گردد .
بحق جاداشت در این شماره توجه خوانندگان خود را به تعمق بیشتر برمبانی نظریة تازه نفس , جوان و متهورانة " خروج از سه جهان ما " ی داریوش همایون معطوف می داشتیم . تعمق بیشتر بر نظریه ای برخاسته از نگاه تیز و هوشمندانة وی بر واقعیتهای جان گداز و دل آزار امروز برای هر ایرانی و بنیان گذار و شالودة انقلابی عظیم در عرصه اندیشه و عمل ایرانی و در رهانیدن خویش از غل و زنجیر خود بافتة سه جهان اسلامی , خاورمیانه ای و جهان سومیش .
امّا برخی نامه ها و مطالب رسیده به تلاش و همچنین تماسها و بحثهائی که ما اخیراً بطور مستقیم با تنی چند ار معترضین به نویسندگان و صاحب نظرانی که بخشهائی از دیدگاههایشان در تـلاش درج مـی گـردد و پـافشـاری ایـن معترضین در انتشار گفته ها و مطالبشان ـ که حتماً نمونه هائی از آنها را خوانندگان ما در برخی از نشریات خارج کشور و همچنین در نشریات اینترنتی ملاحظه نموده اند ـ ما را ازآن همه میل درونی به پرداختن به نمونه های پراهمیت فوق بازداشت و وادارمان ساخت , در این صفحه باردیگر باب سخنی را با خوانندگان خود و این معترضین در مورد چارچوب و روش کار خود بازکنیم . هر چند که ما به این امر مهم در همان آغاز کار برآمده و در شماره های پیشین خود به توضیح اهداف و اساساً انگیزه ای که مارا به انتشار تلاش واداشت پرداختیم . حتا بدین حد ـ که کمتر توسط نشریه ای به جدّ گرفته می شود ـ بسنده ننموده در نوشته ای فشرده تحت عنوان " در بارة ما " به توضیح و ثبت اهداف و روش کار تلاش مبادرت نموده و آن را در صفحـة اینتـرنتی خـود جـای دادیم . آنچـه بیش از هـر چیز مـا را به ایـن توضیحات دوباره واداشته است , متهم شدنمان به برخورد "غیردموکراتیک" و " جانبدارانه " بدلیل مخالفت و عدم تمایلمان به درج مطالب کسانی است که عادت کرده اند بنام نقد و با تشبث به توهین و برخوردهای شخصی به تکه های گزینش شده از اندیشة دیگری بپردازند . بدون آنکه خود بضاعت طرح مستقل نظری منسجم و جامع یا تحلیلی مشخص و قائم به خود در مورد موضوعی معین داشته باشند , با پریدن به دیگران یا در صدد جستن نامی بوده یا تلاش می کنند با تکرار محفوظات کهنه و رنگ باختة خود در لابلای پرخاش به دیگران به بقای تکه پاره و نیمه جان سیاسی خود ادامه دهند , آنهم بـا آویختن بـه همت و امکانات دیگران , و بـا ترویج تصوری بی پایه و اشاعة درکی اشتباه از اصل " بـی طـرفـی " و روش " دموکراتیک " مطبوعات که گوئی هر جا همتی هرچند اندک و هـرچند بسختی فـراهم آمـده و صرف نشر دیـدگـاهـها و بحثـهای اجتماعی ـ سیاسی مـی گـردد مـوظف است بـرای کسب مـدال " بی طرفی " و " روش دموکراتیک " بازیر پا گذاشتن حق انتخاب برای خود , صفحات را بـا اتهامات بی پایه , وصله های بی اساس یا فضل فروشیهای بی سرو ته بیآرایند .
برخلاف ذهنیت و باورهای سنتی کسانی که بنام بی طرفی اوراق مطبوعات را محل انتقام جوئیهای ایدئولوژیک و از آن ناشایست تر مکان کین توزیهای شخصی می پندارند , باید نخست گفت ؛ در کنار به رسمیت شناختن و احترام به حضور دیگری چه در عرصة نظر و چه در میدان عمل , همچنین احترام به حق انتخاب برای دیگری از نخستین الفبای برخورد دمکراتیک , از جمله در کار نشر و مطبوعات است .
برپایه این اصل " تلاش " از همان ابتدا همراه با توضیح علت و ضرورت وجودی خود , مضمون و محتوائی را که برگزیده بود با صراحت تمام و بدون هیچگونه ابهامی اعلام داشت یعنی :
1 ـ بررسی و بازنگری گذشتة ایران بویژه در دوران معاصر آن , به منظور دستیابی به پاسخ این پرسش که " چرا ایران عقب ماند " . چه از نظر ما آنچه برگذشته امان رفته , سرنوشت فلاکت بار امروزمان را محتوم و گریزناپذیر ساخته است . لذا جستجوی گوشه های تاریک این گذشته می تواند ما را در اجتناب از تکرار آن در آینده یاری دهد .
2 ـ امّا نقد گذشته بدون تکیه برمبانی و معیارهای روشن , جز نفی گرائی و خرده گیری روشنفکری نیست . لذا خواست ما به شرکت فعال در چالش فکری با گذشتة خود و ایستادگی قاطع در برابر فکر و رفتار سُنتی و پادر گِلان کهنگی نمی توانست بدون تکیه بر تفکر ترقیخواهی , تجددطلبی , آزادیخواهی و بدون تکیه بردریافتی روشن از مبانی اندیشه مدرن انجام پذیرد .
مسلماً انتخاب و سازماندهی موضوعات اعم از گزینش مطالب برپایة محتوا و انتخاب افرادی که در عرصة قلم و اندیشه به مسائل مورد توجه تلاش در چارچوب های فوق می پردازند , را حق خود دانسته و در چگونگی بهره گیری از این حق , با اتکاء به استقلال رأی کامل خود , نسبت به فضا سازیها , اتهام زنیها و برخوردهای ارزان متداول در فرهنگ کهنه شدة " سیاسیون " و " روشنفکران " امان بی اعتنائیم . صد البته میدان را نیز برای مخالفین تلاشِ خود و مخالفین دیدگاههای صاحب نظرانمان باز دانسته و نه در صدد تنگ ساختن این میدان هستیم و نه با عمل آنان مخالف . بی طرفی یا بعبارت دیگر جانبداری ما نیز می تواند در مفهوم گزینشی که کرده ایم معنا یابد . بدین مفهوم که اختصاص هر چند اندک از امکانات و منابع مالی و انسانی خود ـ بنام بی طرفی مطبوعاتی ـ به مخالفین و بویژه معترضینی که هیچ کرداری جز تکرار همان گذشته و مقدس نمودن بخشهائی از تاریخ مورد علاقة خود ندارند , در اصل به منزلة صرف نظر از نشر و اشاعة بخشی از حاصل تلاشها و کوشش هائی است که آیندة ایران را در تکرار آن گذشته اجتناب پذیر و نا محتوم می سازند . چنین انتظاری از ما بسیار بیهوده و از سر زیاده خواهی است .
|