دریغا بخشی از نیروی اپوزیسیون شاید بر این خطرات کم وبیش وقوف یافته باشد، اما آنچنان در چنبره روزمره گی و بویژه اسیر قالبهای ذهنی و مرزبندی ها و خط کشی های از پیش ساخته خویش است که دیده بر این واقعیت فرو بسته که خطر و بلا و فاجعه ای ملی را باید با گستره و افق دیدی در مقیاس ملی و سراسری و فارغ از مرزکشی هایی که در چارچوب های دیگری میتواند واقعی هم باشد نگریست. آنان نه در پی راهجویی برای نجات ایران از چنگال آن سناریو و سرنوشت سیاه که در پی اثبات خویش و راهبرد خویش و چارچوب هویتی- سیاسی خویش اند.
|