Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
August 03, 2007جمعه 12 مرداد 1386
 

گذار از ژرفای عقب ماندگی به زندگی انسان امروزی

گفتگو با دکتر حسن منصور
 

تردیدی نمی‌توان كرد كه دوران حكومت بیست ساله رضاشاه، دوران گذار دشوار از ژرفای عقب‌ماندگی و پوسیدگی اجتماعی به زندگی انسان امروزی است. در این گذار اشكالات هم فراوان است و هم ناگزیر، ولی اگر ایران امروز، پس از تجربه انقلاب اسلامی، به حد قبایل بادیه‌نشین فرو نیفتاد، این را مدیون دوران گذار 57 ساله هستیم كه نهادهایی از دنیای مدرن را ـ با همه كژی‌هاو كاستی‌ها ـ استوار نمود.

تلاش ـ از بد روزگار نخستین رودرروئیهای ما با جهان پیشرفته با تجربه‌هایی نه چندان موفق و خاطرات تاریخی نه چندان خوشایند همراه بوده است. قرارداد 1919 نمونه‌ای از این تجربه‌هاست.

از سوی بسیاری از مورخین ما این قرارداد “استعماری“ خوانده شده، اما انگلیسیها از آن به‌عنوان قرارداد “تحت‌الحمایگی“ ایران یادكرده‌اند. هرچند از نظر معنا، میان دومفهوم “تحت‌الحمایگی“ و “استعماری“ اختلاف اساسی وجود دارد، با وجود این به‌نظر می‌رسد؛ شرایط حاكم بركشورهای مستعمره همچون حلقة مشتركی ایندو مفهوم را بهم مربوط و یكی را مولد دیگری می‌ساختند.

اگر ایران در وضعیتی غیر از آنچه كه در قرن هفدهم تا آغاز قرن بیستم برآن حاكم بود، بسر می‌برد و از حداقلی از توان مالی، نظامی و ثبات سیاسی برخوردار و برای حفظ امنیت مرزها و یكپارچگی كشور بی‌نیاز از حمایت دیگری می‌بود، آیا اساساً انگلیس (یا هر كشور صاحب قدرت و ثروت دیگری) در صدد تحمیل شرایط خود بدان برمی‌آمد؟


دکترمنصور ـ نگرانی شما بجاست. ایران از سده شانزدهم راه گم كرده است. علیرغم اینكه بنیانگذاری پادشاهی صفویه و بویژه دوران حكومت شاه‌عباس با استقرار دولت متمركز همزمان است لیكن تمسك به تشیع بعنوان دین رسمی و برانگیزاندن تعصبات مذهبی ـ فرقه‌ای از یكسو زمینه‌ساز جنگ‌های میان ایران و عثمانی است كه با استراتژی قدرت‌های اروپائی همخوانی دارد و از سوی دیگر، آغازی است برای خواب زمستانی مردم ایران، در دورانی كه تمدنی نوپا و پرتوان در اروپا پاگرفته و در سراسر جهان بال می‌گستراند. جنگ‌های ایران و عثمانی، گسترش امپراتوری عثمانی در بلاد فرنگ را متوقف می‌كند و قوای هر دو كشور قدرتمند منطقه را تحلیل می‌برد و در معرض انهدام می‌گذارد. و در درون جهل برانگیخته‌ای كه به قدرت دولتی متمركز تكیه دارد آنچنان قوای حیاتی مردم را می‌پوشاند كه حتی فصل كوتاه نادری ـ كه خود از ندانم كاری‌ها پیراسته نبود ـ نتوانست رمقی تازه در آن بدمد. و سرانجام، دوران قاجاریه، دوران هذیان تاریخی ایران است در شرایطی كه امپراتوری انگلیس و روسیه تزاری دنیا را میان خود قسمت می‌كنند. دورانی كه با جنگهای ایران و روس آغاز یافته و به عقد معاهده‌های گلستان و تركمانچای انجامیده و دنباله ناصری، مظفری آن تا انقلاب مشروطه، داستان پرتب و تاب رقابت این دوقدرت بزرگ است كه در نهایت ایران را به واقعیت درماندگی و شكست‌خوردگی خود واقف می‌كند.

قرارداد 1919 ـ معروف به قرارداد وثوق‌الدوله ـ اوج‌گیری منطقی قراردادهای زیرین است: قرارداد رویتر در 25 ژوئیه 1872 برای مدت 70 سال امضاء شده بود ولی رسمیت نیافت؛ قرارداد ویلیام‌ناكس دارسی در 28 ماه مه 1901 كه برای مدت 60 سال امضا شده بود؛ قرارداد 1907 كه ایران را به سه منطقه تقسیم كرده، شمال را به روسها، جنوب و جنوب شرقی را به انگلیسها اختصاص می‌داد و مركز را بعنوان منطقه حائل می‌شناخت؛ قرارداد دوم میان روس و انگلیس كه در سال 1915 مناطق نفت‌خیز جنوب ایران را با واگذاری امتیازاتی در قسطنطنیه به روسها، در انحصار خود می‌گرفت. تفاوت عمدة قرارداد 1919 با قرارداد 1907 در آن بود كه دیگر روسیه تزاری وجود نداشت و روسیه بلشویك با مشكلات درونی دست‌وپنجه نرم می‌كرد بنابراین امپراتوری انگلیس در ایران بلامنازع بود. این قرارداد، اعم از اینكه به حیث شكل، استعماری (Colonial) نیست و به تحت‌الحمایگی (Protectorat) نزدیكتر است، بلحاظ مضمون، منابع و مقدرات مردم و كشور را در ید اختیار انگلیس می‌گذارد.

اما پاسخ به بند آخر پرسش شما، نیازمند حدس و گمان است. انگلیس در ایران هم منافع تجاری و مالی داشت؛ هم منافع سیاسی و استراتژیك. می‌توان تصور كرد كه اگر ایران به مقدرات خود حاكم می‌بود، دولت انگلیس از طریق همكاری با آن در صدد تامین مصالح استراتژیك خود ـ نظیر جلوگیری از گسترش بلشویسم ـ برآید. ولی در یك كشور در حال احتضار راهی جز اداره آن برای خود نمی‌دید.


تلاش ـ در بسیاری از كتب تاریخی به‌ویژه آنها كه به‌كودتای سوم اسفند 1299 و برآمدن رضاشاه پرداخته‌اند، بحث قرارداد 1919 جایگاه ویژه‌ای داشته و دربارة تأثیرات و پیامدهای سیاسی آن تا كنون سخن بسیار رفته است. اما برعكس از قرارداد 1907 كه در اصل پیش‌پردة قرارداد فوق بود، صحبت بسیار مختصر و گذراست. چرا تا كنون به‌قرارداد 1907 كمتر پرداخته شده است؟ و این قرارداد (1907) تحت چه شرایطی به‌ایران تحمیل شد؟ و چرا روسیه و انگلیس بدون دخالت و نظرخواهی ایران به‌انعقاد چنین عهدنامه‌ای دست زدند؟


دکترمنصور ـ عهدنامه سن پترزبورگ (1907) میان روس و انگلیس منعقد می‌شود و مضمون آن تقسیم ایران است به دو منطقه نفوذ: مطابق این عهدنامه، منطقه واقع در جنوب خطی كه از قصرشیرین آغاز شده و از اصفهان و یزد و كاخك تا مرز روسیه با افغانستان می‌رسد به منطقه نفوذ انگلیس تعلق دارد و منطقه شمال خطی كه از مرز افغانستان و روسیه آغاز شده و از راه گزیك، بیرجند، كرمان تا بندرعباس می‌رسد به منطقه نفوذ روسیه تعلق دارد. در میان این دو منطقه، منطقه حایلی هم باقی می‌ماند كه مانع تلاقی منافع دو قدرت باشد. این عهدنامه، بدون اطلاع ایران امضا می‌شود و نشان دهنده حضیض قدرت و زبونی دولت ایران است. دو دولت توافق می‌كنند كه در بیرون از منطقه نفوذ خود امتیاز خط آهن، بانك، تلگراف، جاده و ترانسپورت طلب نكنند و این كار را هم بنام “حفظ تمامیت و استقلال ایران“ انجام می‌دهند. قرار می‌شود كه درآمدهای ناشی از گمركات ایران باستثنای گمركات «فارسستان» و خلیج‌فارس، وثیقه بازپرداخت اصل و فرع وامهای دولت اعلیحضرت به روسیه باشد در نزد “بانك تنزیل و دیون ایران“؛ و كلیه درآمدهای گمركات فارسستان و خلیج فارس و نیز درآمد شیلات خزر، و پست و تلگراف صرف بازپرداخت اصل و فرع دیون اعلیحضرت باشد به بانك شاهی ایران. اما قرارداد 1919 ـ قرارداد وثوق‌الدوله ـ دوسال پس از اتفاق انقلاب سوسیالیستی بلشویك‌ها در روسیه میان امپراتوری انگلیس و دولت در حال احتضار ایران قاجاری امضا می‌شود. وقوع انقلاب در روسیه، موجب شده است كه سه ماه پس از اكتبر 1917 یعنی در ژانویه 1918 قوای اشغالگر روس از ایران فراخوانده شود و روسیه شوروی میدان را برای انگلیس خالی گذاشته است. كشور ایران دچار نابسامانی مزمن است؛ بودجه‌ای وجود ندارد و دولت دست به‌دهان زندگی می‌كند. دولت هرماه معادل 250000 تومان كسری دارد و آنرا از محل “عطایای“ انگلیس و دیون بانكی تامین می‌كند. حدود یكسال پس از امضای این قرارداد، دولت امپراتوری، تحت‌الحمایگی Mesopotamia را نیز دریافت می‌كند و بقول لردكورزن وزیر خارجه وقت بریتانیا دیگر نمی‌تواند میان مرزهای هند و بلوچستان از یكسو و منطقه Mesopotamia از سوی دیگر به قبول هرج و مرج مالی، سوء مدیریت و دسایس دشمن تن دردهد. همزمان, در ایران, پلیس جنوب نیز با یونیفورم و سلاح انگلیس و با هزینه امپراتوری تشكیل شده و رهبران ایلات و عشایر نیز به خدمت گرفته شده‌اند. در این دوران، منافع اقتصادی و مالی انگلیس در ایران در دو شركت بانك شاهی ایران و نفت انگلیس و پارس (Anglo - Persian) تبلور می‌یابد. دیون ایران به انگلیس در سال 1924 به مبلغ 4.549.200 لیره بالغ شده بود. بنابراین قرارداد 1919 ضمن اینكه ادامه قراردادهای سابق از جمله عهدنامه 1907 است در عین حال ثمره تغییر وضعیت استراتژیك منطقه نیز هست. این قرارداد در شرایطی امضا شد كه قرارداد 1907 از سوی دولت بلشویكی باطل اعلام شده بود.


تلاش ـ تفاوت‌های اساسی میان دوقرارداد 1907 و 1919 چه بود و از نظر عملی هریك چه‌پیامدهایی برای مسائلی نظیر استقلال، یكپارچگی حاكمیت ملی و تمامیت ارضی كشور بدنبال داشت؟


دکترمنصور ـ در قرارداد یا عهدنامه 1907 انگلیس و روسیه دو شریك و رقیب, ایران را میان خود تقسیم كردند ولی در قرارداد 1919 امپراتوری انگلیس ایران را بعنوان حلقه واسط میان هندوستان و تركیه و عراق كنونی، ضمیمه خود كرده است. از سوی دیگر، با تبدیل روسیه تزاری به كشور انقلاب سوسیالیستی بلشویكها، روسیه دیگر متحد امپراتوری نیست بلكه بصورت دشمن استراتژیك آن درآمده است. منافع تجاری انگلیس در ایران به سده هفدهم و فعالیتهای شركت هندشرقی برمی‌گردد. لیكن بریتانیا از دهه 1850 در ایران نمایندگی سیاسی دارد. ژنرال كنسول انگلیس در سال 1878 در بوشهر در سال 1891 در اصفهان، در سال 1889 در مشهد و سپس در شهرهای اهواز، كرمان، كرمانشاه، خرمشهر، رشت، سیستان و شیراز فعال بود. هركدام از این كنسولگری‌ها دارای یك بخش اطلاعاتی بودند و به ستاد مركزی ارتش هند (از سال 1878) گزارش می‌دادند. درسالهای 13 ـ 1912 در جریان بازسازی ارتش هند، سرویس اطلاعاتی M03 حاوی چهاربخش تشكیل شد كه یكی از آنها ویژه ایران و پنجمی مختص عملیات محرمانه بود. مراكز تهران، كرمانشاه، رشت و شیراز به لندن گزارش می‌دادند و اطلاعات از آنجا به “اداره هند“ می‌رفت. ولی اهواز، كرمان، مشهد و سیستان اطلاعات را مستقیماً به دولت هند می‌فرستادند و از دهلی به “اداره هند“ و وزارت خارجه در لندن گزارش می‌شد.

آغاز جنگ جهانی اول در سال 1914 نقشه جغرافیائی و ژئوپولتیك منطقه را بهم زده بود. ایران به اشغال انگلیس و روسیه درآمده بود؛ روسیه تزاری دستخوش آماج انقلاب بلشویكی گردیده بود، امپراتوری عثمانی پاشیده بود و انگلیس در جبهه‌های مختلف موضع خود را از نو تعریف می‌كرد و قرارداد وثوق‌الدوله بیان این موضع‌گیری امپراتوری در منطقه ایران است كه عملاً ایران را ضمیمه بریتانیا می‌كرد.


تلاش ـ علاوه بردو قرارداد فوق و درهمان دوره، قرارداد دیگری موسوم به قرارداد 1921 میان ایران و دولت نوپای اتحاد جماهیر شوروی بسته شد. به‌نظر می‌رسد این تنها قراردادی بود كه از زمان آغاز نهضت مشروطه تا آن مقطع و شاید هم بعدها، به‌نفع ایران منعقد شد. آیا دولت ایران و دیپلماسی آن در بستن این قرارداد نقش اساسی داشت یا اینكه از تصادف روزگار و تنها با توجه به وضعیت روسیه یا شوروی كسب این امتیاز برای ایران قابل توضیح است؟


دکترمنصور ـ در باره قرارداد 1921 میان ایران و اتحاد شوروی مطالب زیادی گفته شده كه غالب به چاشنی ایدئولوژی آلوده‌اند و از اینرو از ارزش علمی اندكی برخوردارند. واقع امر این است كه دولت نوبنیاد سوسیالیستی از یكسو گرفتار درون خود بود و می‌خواست نیروهای خود را روی مسائل خود متمركز كند. از سوی دیگر مایل بود به جهان اعلام كند كه سوسیالیسم، مطامع نظام تزاری را نمی‌پذیرد و به این ترتیب نظر مثبت مردم جهان را بسوی خود جلب كند. بعلاوه حكومت نوپای سوسیالیستی كه برپایه انترناسیونالیسم پرولتری استوار می‌شد سازوكار دیگری را برای گسترش خود تعریف می‌كرد.

اما، ایران ضعیف و گرفتار هیچ نقشی در پدید آمدن قرارداد 1921 نداشت و حتی آمادگی بهره‌برداری از فرصت پدید آمده را نیز فاقد بود.


تلاش ـ انگلیسی‌ها با طرح قرارداد 1919 در عمل امتیازات و تعهدات خود ناشی از قرارداد 1907 را لغو نمودند و روس‌ها نیز با انعقاد عهدنامة 1921 از همة امتیازات، انحصارات و اموال خود برخاسته از قرارداد 1907 صرف‌نظر نمودند.

اما عاقبت كار قرارداد 1919 كه بدلیل مقاومت شدید مردم و بخش بزرگی از رهبری سیاسی كشور هرگز اعتبار قانونی نیافت، عملاً پس از كودتای 1299 و استقرار حكومت مركزی مقتدر رضاشاه متروك گردید.

عقب نشینی انگلیسی‌ها از خواست خود مبنی برتصویب و اجرای قرارداد فوق و نقش فعال آنان در برنامه‌ریزی و انجام كودتای سوم اسفند را برخی سندی بر“وابستگی“ رضاشاه و حكومت وی به‌انگلیسی‌ها قلمداد نموده‌اند. پس از بازنگری‌های بسیار، انتشار اسناد و آثار جدید ادعای “وابستگی“ حكومت رضاشاه به‌بیگانه را به‌شدت از اعتبار انداخته است. نظر شما در این‌باره چیست؟


دکترمنصور ـ قرارداد وثوق‌الدوله در اوت 1919 بامضای دولت رسید ولی مجلس كه پانزده ماه دچار تب و تاب آن بود از تائید آن تن زد. روسیه شوروی به مخالفت با آن برخاست. آمریكا كه بدعوت مصرانه دولتیان متوجه ایران شده بود، مهر تائید بدان نزد. آمریكا كه به فعالیت نفتی در استانهای شمالی ایران ـ آذربایجان، گیلان، مازندران، خراسان و استرآباد ـ ترغیب شده بود از زبان وزیر خارجه خود میرل ـ اسمیت (Merle – Smith) “نامطلوب بودن انحصار منابع ایران بتوسط كشور واحد“ را اعلام كرد. كمپانیهای سینكلر و استاندارد اویل وارد مذاكره با دولت ایران شدند. مجلس، اعطای قرارداد به استاندارد اویل را در ازای دریافت پنج میلیون دلار تصویب كرد. جان دیویس، سفیر آمریكا در لندن، در نامه 12 سپتامبر 1919 خود به وزیر خارجه بریتانیا، لردكورزن از “سری بودن“ قرارداد وثوق‌الدوله اعلام نگرانی كرد و در 17 نوامبر 1920 معاون وزیر خارجه آمریكا بین‌بریج كولبی به جان كالدول (Coldwell) وزیر مختار آمریكا در تهران، از خطری كه انحصار نفتی Anglo - Persian برای فعالیتهای نفتی آمریكا ممكن است داشته باشد, اظهار نگرانی كرد و در نهایت در 26 فوریه 1921 سیدضیاالدین نخست‌وزیر وقت بناگزیر این قرارداد را ملغی شده اعلام كرد و مجلس هم در تاریخ 22 ژوئن همان سال به رد و ابطال آن پرداخت.

و اما حمایت انگلیسی‌ها از روی كار آمدن رضاشاه در چهارچوب استراتژی وسیع‌تر روی كار آوردن مردان نیرومند و ناسیونالیست انجام گرفت تا سدی در برابر انترناسیونالیسم مرزناشناس بلشویكها پدید آید و این دلیلی بر وابستگی این شخصیت‌ها به سیاست انگلیس نمی‌تواند باشد.


تلاش ـ علی‌اكبر داور كه یكی از شخصیت‌های سیاسی و طراحان اصلی برنامه‌های اصلاحی دوران رضاشاه بود در نوشته‌ای تحت عنوان “بحران“ با نگاه به‌رفتار و گفتار طبقة سیاسی آن روزگار به‌ویژه نیروهای “ملی“ در نوشته‌ای (مجله آینده 1305) گفته است:

“اساس خرابی كارهای ما بی‌چیزی است ـ ملت فقیر به‌حكم طبیعت محكوم به‌تمام این نكبت‌هاست. شما خیال كردید اصول حكومت ملی را با چند بند و اصل و ماده به‌حلق مردم مفلوك فرو می‌شود كرد ـ این بود كه تمام سعی و توجهتان دنبال حرف آزادی و مساوات رفت... اگر واقعاً میل دارید اوضاع عمومی اصلاح بشود كار نداشته باشید من شبی چند مرتبه از عشق آزادی ضعف می‌كنم. نگاه كنید برای اصلاح زندگی مادی شما چه نقشه و فكر عملی دارم.“

با توجه به‌اوضاع جهان و نگاه به‌وضع كشورهای جهان سوم كه هنوز هم به‌دلیل فقدان توان ملی ـ یا حداقل در سطحی قابل عرضه در جهان امروز ـ كمترین امكان دفاع از استقلال خود را داشته و همچون یك سده گذشته حوادث جهانی، امنیت، ثبات و اساساً موجودیت آن‌ها را دچار طوفان‌های سهمگین می‌سازد، این سخنان داور چه در زمان انتشار آن یعنی هشت دهه پیش و چه امروز تا چه میزان بیانگر حقیقت است؟


دکترمنصور ـ روح كلام داور درست است. رابطه فقر و آزادی بغرنج است. آزادی از یكسو با مالكیت در ارتباط است و مالكیت در غیاب دولت قانونمدار امنیت ندارد بنابراین پیش‌شرط آزادی، حد معینی از رفاه و حضور جامعه مدنی است. ولی تا كجا می‌توان آزادی را بخاطر تامین نبودن پیش شرط‌ها محدود كرد؟ چون سوی دیگر مسئله این است كه آزادی خود، پدید آورندة ثروت و ایجاد كنندة انسان “حق‌مند“ است كه در غیاب آن، كوشش ثروت‌ساز نیز حضور ندارد. همینطور است رابطه آزادی و مساوات (برابری). ایندو مفهوم كه در انقلاب فرانسه بصورت “آزادی، برابری، برادری“ در كنار هم نشستند، بیش از آنچه مكمل هم باشند با یكدیگر تعارض دارند: آزادی، راه به عدم برابری می‌گشاید و اصرار بر برابری، آزادی را می‌كشد. انقلاب فرانسه، نمونه بارز این معنی است. بنابراین، شیفتگان آزادی و برابری باید تعاریف خود را صیقل دهند تا در عمل، پا در گل نمانند. در واقع نیز با حضور اینهمه اندیشه‌های بزرگ و اینهمه تجارب تاریخی، عذری برای كلی‌گوئی باقی نمی‌ماند.


تلاش ـ امروز با نگاهی به‌اقدامات و اصلاحات انجام شده در دوران پادشاهی رضاشاه، خطوط اصلی و اهداف و برنامه آن حكومت، آن دولت و وزرایی چون داور، فروغی، تیمور تاش و... برای “اصلاح زندگی مادی“ مردم ایران آشكارتر می‌شود؛ ایجاد حكومت مركزی قدرتمند، امنیت و یكپارچگی كشور، استقرار یك نظام اداری، قضایی و حقوقی كارا، تربیت كادرها و پرورش مدیران دولتی، ایجاد صنایع ساختاری و ایجاد و گسترش راه‌های ارتباطی، ایجاد مدارس، دانشگاه‌ها و متحول ساختن فرهنگ و باورهای مردم و... تا كجا حكومت فوق و روشنفكران وفادار بدان توانست به‌هدف خود یعنی “اصلاح زندگی مادی“ مردم دست یابد؟


دکترمنصور ـ تردیدی نمی‌توان كرد كه دوران حكومت بیست ساله رضاشاه، دوران گذار دشوار از ژرفای عقب‌ماندگی و پوسیدگی اجتماعی به زندگی انسان امروزی است. در این گذار اشكالات هم فراوان است و هم ناگزیر، ولی اگر ایران امروز، پس از تجربه انقلاب اسلامی، به حد قبایل بادیه‌نشین فرو نیفتاد، این را مدیون دوران گذار 57 ساله هستیم كه نهادهایی از دنیای مدرن را ـ با همه كژی‌هاو كاستی‌ها ـ استوار نمود. نقش كارگزارانی چون تیمورتاش علیرغم وجود جدلها و دودلیها در ارزیابی آنان، و علیرغم اینكه حتی رجلی چون احمد كسروی در سلامت‌شان تردید دارد، مثبت بوده است.


تلاش ـ در رأس برنامه‌های كابینه‌های دوران رضاشاه افزایش درآمد دولت و تأمین بودجه اصلاحات اجتماعی قرار داشت. شاه با افزایش مالیات‌ها مخالف بود. با توجه به‌فقر عمومی جامعه و ضعف بخش خصوصی ایجاد یك نظام مالیاتی كارا و به‌حساب آوردن مالیات بعنوان منبع درآمد اصلی دولت، در آن زمان چقدر امكانپذیر بود؟ و از طرفی بسته بودن راه تأمین درآمد دولت از طرق افزایش مالیات‌ها، زمینه‌ساز دخالت و نفوذ روزافزون دولت در امور اقتصادی شد. از نشانه‌های بارز این افزایش ـ به‌ویژه در زمان وزارت مالیه داور ـ گسترش انحصارات دولتی، ایجاد شركت‌های تجاری و كارخانجات باسرمایه و مدیریت دولتی بود. در سال‌های اخیر در برخی از متون از این روش دولت در آن زمان تحت عنوان “اتاتیسم“ یاد شده است.

آیا دخالت دولت در امر اقتصاد و انجام اصلاحات اجتماعی “از بالا“ توسط حكومت مركزی مقتدر در دوران رضاشاه را می‌توان به‌خواستگاهی ایدئولوژیك و فكری نسبت داد؟ و یا اینكه برای برون رفت جامعه از وضعیت فلاكت و عقب ماندگی چاره‌ای جز این باقی نبود؟


دکترمنصور ـ كودتای رضاشاه در شرایطی انجام گرفت كه ایران دست بگریبان فقر بود. زراعت فقیر و بی‌بنیه، صنعت تقریباً معدوم و نا پیوسته؛ اقلیت اجتماعی ناموجود؛ فساد اجتماعی ریشه‌گیر بود. كشور در گرو عطایا و وامهای دولت انگلیس و در معرض ضمیمه شدن كامل بود. نظام مالیاتی وجود نداشت. بودجه دولت عمدتاً با دیون بانكی پول انگلیس تأمین می‌شد. دولتی كه با كودتا شكل گرفت در درجه نخست نیازمند امن ساختن كشور و برای امنیت آن محتاج پول بود و این پول در غیاب نظام مالیاتی متكی به یك اقتصاد زنده، می‌بایست با ایجاد كارخانه‌ها و شركتهای دولتی پدید آورده شود. طبیعی است كه این شیوه به تسلط بخش دولتی می‌انجامید ولی آیا راه دیگری پیش‌رو بود؟ می‌توان از معایب و مفاسد اتاتیسم تا ابد صحبت كرد ولی همین دوران 20 ساله، استخوان‌بندی اقتصاد مدرن را در ایران پدید آورد، كه بدون آن ایران امروز وجود نمی‌داشت.


تلاش ـ در حالی كه برنامه‌ اصلی كابینه‌های قبل از كودتای سوم اسفند و یكی‌دوسالی پس از آن، به‌منظور ایستادگی در برابر شرایط تحمیلی روسیه و انگلیس، عبارت بود از كشاندن پای كشورهای دیگر به‌صحنه سیاست و اقتصاد ایران، اما در دوران سلطنت رضاشاه امر استقلال كشور از طریق ایجاد تغییرات درونی و تمركز توجه و نیرو روی منابع و امكات داخلی دنبال می‌شد. به‌عنوان نمونه می‌توان از طرح كشیدن خط‌راه‌آهن یا تأسیس بانك ایرانی یاد نمود كه تحقق آن‌ها كه پیش از آن بارها با توسل به‌كشور سومی چون آمریكا یا آلمان به‌شكست انجامیده بود. اما همین طرح‌ها بعد از آغاز كار حكومت رضاشاه و از طریق تأمین سرمایه آن‌ها از منابع داخلی عملی گردید.

با توجه به چنین تجربه‌های موفقی كه روزی از آرزوهای مشروطه‌خواهان نخستین بود، آیا می‌توان براهمیت نقش دولت قوی و صاحب اراده در اجرای طرح‌های اقتصادی و تحولات اجتماعی ـ استراتژیك، آن‌هم در آن دوران قلم بطلان كشید؟


دکترمنصور ـ چندسالی كه قرارداد وثوق (1919)، كودتای رضاشاه (1921) و سالهای نخستین این حكومت را می‌پوشاند حاكی از این دغدغه در میان برخی رجال و دولتمردان است كه باید برای موازنه قدرت میان انگلیس و روس (شوروی)، پای آمریكا و فرانسه را هم بمیدان كشید. ماجرای امتیاز نفت استاندارد اویل و سپس داستان شركت نفت سینكلر كه به تراژدی “سقاخانه حاج شیخ‌هادی“ ، كشته شدن روبرت ویتنی (Robert Whotney) كنسول آمریكا در تهران در 18 ژوئیه 1924 و مختومه شدن ماجرای نفت شمال و آمریكا انجامید, فصلی از این داستان است. روی كارآمدن رضاشاه، در شرایطی انجام گرفت كه بلشویسم عمده‌ترین تهدید امپراتوری انگلیس و لیبرالیسم آمریكا تلقی می‌شود و در چنین شرایطی انگلستان آماده است حضور دولت ناسیونالیست را بعنوان پادزهر انترناسیونالیسم سوسیالیستی پذیرا شود. رضاشاه تبلور این فرصت است و ایران نوین زائیده رضاشاه است كه سنت ناكام نواندیشی امیركبیرها را حیاتی دوباره می‌بخشد.

باز می‌توان در باب معایب دیكتاتوری و دولت قوی سخنها گفت. می‌توان آشفتگی و فروپاشی بعد از شهریور 20 را به تحلیل گذاشت ولی نمی‌توان در این معنی تردید كرد كه دوران رضاشاه یكی از راههای گذار دردناك به دوران مدرن بود.


تلاش ـ دكتر ماشاء‌الله آجودانی در اثر خود“ مشروطه ایرانی و پیش‌زمینه‌های نظریة ولایت فقیه“ آورده است:

“سردار سپه، رضاشاه بعدی زمانی از راه رسید كه ایران خسته از همه افت‌وخیزها تشنة امنیت و آرزومند یك حكومت مقتدر مركزی بود. او قهرمان توانمند و مقتدر مشروطیتی بود كه دمكراسی در آن مشروطیت، در پای درخت استقلال و اقتدار ایران قربانی شده بود. او دو خواست مهم مشروطیت ایران، یعنی ایجاد حكومت مقتدر مركزی و مدرن ساختن جامعه سنتی عقب‌مانده را با همه تناقضاتی كه در مدرنیسم و تجدد ایرانی وجود داشت... در برنامه كار خود قرار داد. و در ظرف بیست‌سال چهره جامعه ایران را دگرگون ساخت.“

برخلاف دیدگاه دكتر آجودانی كه به‌اجمال اما بسیار روشن و گویا در باره دوره بیست‌ساله اقتدار رضاشاه بیان شده است، اما برخی از مورخین و بسیاری از سیاسیون ما رضاشاه را “از بین برنده مشروطیت“، “پایمال كننده“ آرمان‌های آن دانسته‌اند. از نظر شما جایگاه واقعی دوران رضاشاه در تاریخ ایران كجاست؟


دکترمنصور ـ آرمان مشروطیت، حكومت قانون، حاكمیت عدل و نوشدن فرهنگ بود. ولی دوره پس از امضای فرمان مشروطیت تا بلبشوئی كه كودتای رضاشاه را زمینه‌سازی كرد، نتوانسته بود جز ایجاد مجلس كه مدتها دچار تعطیلی بود، گام معنی‌داری در جهت برآوردن این آرمانها بردارد. آزادی فرد در غیاب دولتی متكی به قانون امكان وجود ندارد. فقر، با آزادی و عدالت و نوشدن سازگار نیست. ملوك‌الطوایفی، حضور قانون مدنی را برنمی‌تابد. در واقع در شرایط كودتای رضاشاه، از مشروطیت چیز معنی‌داری حضور نداشت كه قربانی رضاشاه شود. دولت متمركز در دوران رضاشاه استقرار یافت، قانون، با تمام كمی و كاستی‌ها، در این دوران پدید آمد؛ عدلیه مدرن بدست داور و قضات با حمیت او ساخته شد؛ مدرسه مدرن بتوسط رضاشاه بنیاد نهاده شد؛ آزادی زن در این دوران قانونی شد؛ مالیه دولتی در این دوران شكل گرفت؛ دانشگاه بتوسط رضاشاه بنیاد شد و الی آخر. پس نادرست خواهد بود اگر این دوران را تنها با معیار آزادی به نقد بگذاریم. بدون تردید دوران رضاشاه، دوران شكوفائی آزادی فردی نیست ولی دوران پرپیچ‌وخم گذار از یك جامعه در حال احتضار و هذیان، به یك زندگی شبیه به زندگی جوامع مدرن هست كه در نهایت با آزادی فرد ملازمه دارد و از این‌رو طنین آزادیخواهی امروز جامعه ایران از شالودة تمدنی برمی‌خیزد كه سنگ زیرین آنرا اصلاحات رضاشاه استوار كرد.


تلاش ـ آقای دکترمنصور با سپاس فراوان از جنابعالی

به نقل از تلاش شماره 20 ویژه رضاشاه


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما