Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
May 15, 2007سه شنبه 25 اردیبهشت 1386
 

گفتگوی سامانه گزارشگران با نیلوفر بیضایی

گفتگوی با نیلوفر بیضایی
 

گفتگوی سامانه گزارشگران با نیلوفر بیضایی در 24/04/2007 و 06/05/2007 پیرامون خطر حمله نظامی آمریکا به ایران و مبارزات زنان در ایران

سلام و ممنون از پاسخ مثبت به درخواست سایت
ww.gozareshgar.com
گزارشگران ـ از جمله نگرانی ها و گره های فكری و عمومی ایرانیان و بخصوص تحلیل گران سیاسی، احتمال حمله نظامی آمریكا و متحدانش و وقوع جنگی است كه آتش بیار معركه آن از سوئی سران جمهوری اسلامی و از جانب دیگر امپریالیست های اشغالگر هستند كه در بحرانزائی در منطقه و در طی ماههای گذشته از هیچ كوششی دریغ نكرده اند. تا چه حد این احتمال با واقعیات موجود و پارامترهای سیاسی این بحران در تطابق قرار دارند؟

نیلوفر بیضائی ـ اجازه بدهید پیش از پاسخ دادن به این سوال، یك انتقاد به نحوه ی طرح آن را با شما در میان بگذارم. در اینكه ما ایرانیان نگران احتمال حمله ی نظامی به كشورمان هستیم، هیچ شكی نیست، اما آنجا كه شما برای آتش بیاری معركه از یكسو سران جمهوری اسلامی را با باری خنثی و از سوی دیگر آمریكا را “امپریالیست اشغالگر“ می نامید، مركز ثقل این آتش بیاری را ( ناخواسته) بر دوش “دشمن خارجی“ می گذارید و من نوعی را بعنوان پاسخگوی این سوالات در وضعیت نامناسبی قرار می دهید. وضعیتی كه می تواند ما را به تكرار شعارپردازیهای تكراری این بیست و هشت ساله بغلطاند كه سردمدار اصلی آن در خاور میانه حكومت اسلامی ایران است. البته من مطمئنم كه قصدی در كار نیست و این تنها یك عادت دیرینه است كه “دیگران“ را در پس اذهان ما مقصر اصلی ناكامیهای ما تلقی می كند و احساسات شورانگیر “اجنبی ستیزی“ دیرینه ی ما را بر می انگیزاند.
بازمی گردم به پرسش اصلی شما. بله، این احتمال وجود دارد، اما بنظر من بدلایل بیشمار بسیار ضعیف است. واقعیت روندی كه از زمان فاش شدن غنی سازی پنهانی ایران و نقض آشكار پیمانهای بین المللی توسط حكومت ایران طی شده نشان می دهد كه علیرغم تحریمها علیه ایران كه بزودی وارد دور سوم آن خواهیم شد، حكومت اسلامی بخوبی كنترل این روند را در دست دارد. تهدید نظامی علیه ایران تا آنجا كه بتواند حكومت اسلامی را در سركوب مخالفین، ایجاد یك فضای عمومی مشابه دهه ی شصت، بدین معنا كه در سایه ی حمله ی خارجی (و در این مود احتمال حمله ی خارجی روحیه ی ناسیونالیسم كاذب را كه من در مقاله ای به شباهتهای آن با “ناسیونال سوسیالیسم“ هیتلری اشاره كرده ام و آن را “ناسیونال اسلامیسم“ نامیده ام) بتواند فضای داخل را به فضای اطاعت ، سكوت و همسویی با خود بدل كند، برای حكومت ایران یك “بركت الهی“ بشمار می آید. سوی دیگر ماجرا این است كه حكومت ایران بار دیگر این فرصت را می یابد تا در فقدان پیشوای “ آشتی ناپذیر“ كاریسماتیك خود، آقای خمینی، بار دیگر وجهه ی جدیدی در خاور میانه بیابد و تقویت نیروهای تروریستی اسلام گرا در منطقه را گسترش دهد و دوباره در رهبری بنیادگرایی اسلامی نقش اول را بر عهده گیرد. برای موفقیت در این امر و معرفی دوباره ی اسلام بعنوان تنها عامل وحدت منطقه در برابر “امپریالیسم جهانخوار“ ، برای مخدوش كردن خواسته ی در حال شكل گیری ایرانیان برای برقراری دمكراسی در ایران و به شكست كشاندن این خواسته از طریق تاكید بر جهانخواری كشورهایی كه در آنها دمكراسی برقرار است، برای تحكیم فضایی كه هر صدای مخالف (حتی بخشی ازمخالفین حكومت اسلامی ) صدای وابستگان به “امپریالیسم“ و در نتیجه ی شایسته ی سركوب و حذف تلقی شود، برای اینكه حكومت ایران “مظلوم“ و جهان غرب “ظالم“ شناخته شود، حكومت اسلامی به وجود احتمال حمله ی نظامی نیازمند است. اما دقیقا نیز می داند چه زمان و چگونه به مذاكرات پشت پرده تن بدهد تا از بالفعل شدن این احتمال جلوگیری كند. حكومت اسلامی با وجود تمام تعلقات ایدئولوژیك خود به واپسگرایی ، در عرصه ی سیاست و پس از كسب تجربه ی سه دهه در قدرت سیاسی بودن، مفهوم “ زمان“ و بهره بری از آن را بخوبی در یافته است.

گزارشگران ـ نقش و جایگاه روشنفكران سیاسی مستقل در بحران موجود كدامند؟ و ایا این نكته صحیح است كه یكی از اهداف مهم سیاست های جنگ افروزانه جمهوری اسلامی خاموش كردن صدا و خیزش های اخیر جنبش های درون كشور از جمله زنان و معلمان و كارگران میباشد؟

نیلوفر بیضائی ـ به گمان من در شرایط كنونی روشنفكران سیاسی در صورتی كه هوشیارانه عمل كنند، می توانند گوشهای شنوایی بسیاری بیایند كه از ورای فضای شعاری بدنبال حرفهای معقولی می گردند كه این روزها كمتر شنیده می شود.
امتناع از همسویی با حكومت توتالیتر دینی و روشنگری در اذهان عمومی، همسویی برای تعمیق خواست دمكراسی و جدایی دین از حكومت، مهمترین وظایف این نیروهستند. همانطور كه در پاسخ سوال پیشین نیز نوشته ام، بلی، یكی از مهمترین اهداف سیاتهای جنگ طلبانه ی حكومت اسلامی، سركوب و وادار كردن به سكوت است.

گزارشگران ـ گفته میشود حجم و گستردگی نیروهای نظامی آمریكا و وابستگانش در ادامه اعزام ناوهای هواپیمابر و پرسنل نظامی در منطقه خلیج فارس در اندازه های پیش از وقوع جنگ و اشغال نظامی كشور عراق است. آیا این امر بر احتمال آغاز جنگ با ایران می افزاید؟

نیلوفر بیضائی ـ به هر حال حضور ثوی نیروی نظامی آمریكا در منطقه، از نظر حكومت اسلامی یك تهدید جدی به شمار می آید. نكته در این است كه ما را از نگاه كوكانه ی خود كه گویا یك عده آمریكایی تشنه به خون ملت ایران در كمین نشسته اند تا ما را قتل عام كنند، فاصله بگیریم و مهمتر از همه از توهم سازی برای دیگران.

گزارشگران ـ چنانچه و مفروض چنین اتفاقی روی دهد بنظر شما اهداف حملات نظامی مهاجمان خارجی در ایران كدامند؟

نیلوفر بیضائی ـ من جدا امیدوارم كه جنگ اتفاق نیفتد. چون در شرایط جنگی هر چند در وهله ی اول تاسیسات اتمی و نظامی
پایگاههای حساس مورد حمله قرار می گیرند، اما به هر حال مردم عادی نیز كشته خواهند شد. فكر نمی كنم هیچ ایرانی بتواند كشته شدن هموطنانش را بپذیرد.

گزارشگران ـ نقش نیروهای ضد جنگ و حامیان صلح را در داخل و خارج از كشور چگونه ارزیابی میكنید؟

نیلوفر بیضائی ـ تا جایی كه من اطلاع دارم، علیرغم سانسورشدیدی كه در ایران در مورد معترضین به سیاستهای ماجراجویانه ی حكومت اسلامی اعمال می شود، اعتراضهایی شده كه متاسفانه در سطح جهانی بازتابی نداشته است. نیروهای صلح طلب در خارج در وهله ی اول می توانند در جنبش صلح جهانی به روشنگری دست بزنند و فعالین این جنبش را متوجه حضور جنگ طلبان اسلامیست كه در لباس “صلح دوستی“ در كنار آنها حركت می كنند و پرچمهای بنیادگرایانه ی خود را بر می افرازند، بكنند. امروز دیگر دهه ی شصت میلادی نیست. شرایط سیاسی بسیار پیچیده تر شده است. در اینجا روی سخنم به نیروهای چپ ایران و جهان است . دشمنی ایدئولوژیك با “امپریالیسم“ و به هر قیمتی، امروز می تواند شما را به سمت تقویت نیروهایی براند كه گسترش قدرت آنها در سطح جهانی می تواند به تحقق غیر انسانی ترین فجایع بشری و از دست رفتن دستاوردهای بشری از جمله آزادی بیان، آزادی زنان، حقوق بشرو دمكراسی یشود. مخالفت با جنگ یك خواسته ی انسانی است و صلح نیز یكی ازاین دستاوردهای مهم است. اما صلح خواهی برای پیشرفت و نه صلح خواهی ایدئولوژیك به قیمت تسلط طالبانیسم.

گزارشگران ـ از صدای سوم یا راه و خط سوم گفته میشود. این صدا چه مختصاتی دارد و چگونه صفوف خود را سازمان خواهد داد؟

نیلوفر بیضائی ـ اگر صدا یا راه سومی بتواند شكل بگیرد، می تواند هم با سیاستهای غلط آمریكا كه بخشا به تقویت بنیادگرایی اسلامی انجامیده و هم با بنیادگرایی اسلامی به مخاافت دست بزند. اما این صدای سوم، نمی تواند صرفا جنبشی سلبی باشد، بلكه بخش ایجابی و وجه بسیار مهم دیگر آن می بایست دفاع از حقوق بشر بشر و دمكراسی از یكسو و حمایت از جنبشهای اجتماعی و سیاسی در سطح جهان باشد كه برای دمكراسی و آزادی در كشورهای خود مبازه می كنند.

گزارشگران ـ گفته میشود كه بزرگترین و موثرترین نیروی ضد جنگ در داخل كشور آمریكا و به تعبیری شهروندان این كشور میباشند .آیا این نكته یك حقیقت است؟

نیلوفر بیضائی ـ من آمار دقیقی در این مورد ندارم اما تا جایی كه اطلاع دارم در آمریكا جنبش ضد جنگ بسیار قوی است. آرزوی من این است گه یك جنبش ضد جنگ و برای دمكراسی نیز می توانست در داخل ایران شكل بگیرد. منتها بدلیل ابعاد گسترده ی سركوب در ایران چنین چیزی نا محتمل به نظر می رسد.

گزارشگران ـ تاثیرات تحریم اقتصادی ایران از جانب شورای امنیت و وابستگان را چگونه ارزیابی میكنید؟

نیلوفر بیضائی ـ تاثیر تحریمهای اقتصادی با توجه به اینكه بزودی وارد دور سوم خواهد شد و در هر دور تشدید می شود، در دراز مدت تاثیرات جدی بر اقتصاد ایران خواهد گذاشت . با توجه به اینكه پیش از شروع این تحریمها نیز مافیای اقتصادی ایران به شكاف طبقاتی و اوضاع نابسامان اقتصادی وسختی زندگی روزمره ی مردم دامن زده است، تشدید تحریمها نایسامانیها را گسترده تر می كند.

با تشكر از شما
بهروز سورن
29.4.2007


2 ـ گفتگو پیرامون مبارزات زنان در ایران

سلام و ممنون كه با ما گفتگو میكنید
www.gozareshgar.com

گزارشگران ـ از جمله اخبار روزانه ای كه در نشریات و رسانه ها دیده میشود مربوط به دستگیری ها و ادامه بازداشت فعالین جنبش زنان است. در حال حاضر چه تعداد از این فعالین در زندانها بسر میبرند؟

نیلوفر بیضائی ـ در این مورد شاید بهتر باشد از فعالین داخل كشور سوال شود كه اطلاعات دقیقتری دارند. تا جایی كه من از طریق رسانه های اینترنتی و سایتهای زنان خبر دارم، زنان بسیاری در یك سال گذشته دستگیر و سپس با قرار وثیقه آزاد شده اند، اما بطور مكرر به دادگاه احضار می شوند و برای تعدادی از آنها حكم صادر شده كه آخرین موارد آن نوشین احمدی خراسانی و پروین اردلان هستند كه هر یك به سه سال حبس تعلیقی محكوم شده اند و شش ماه از این حبس لازم الاجرا و از نوع حبس تعزیری است. همچنین خانمها ناهید كشاورز و محبوبه حسین زاده همچنان در اوین در حبس به سر می برند. در مورد فعالین زنان در شهرستانها نیز هیچ خبری به من نرسیده است.

گزارشگران ـ چه راههائی را برای حمایت از این جنبش و تلاش برای آزادی فعالین زندانی موثر میدانید؟

نیلوفر بیضائی ـ در حال حاضر یكی از مهمترین راهها انعكاس اخبار مربوط به فشار بر زنان در سطح بین المللی است كه اعتراض و فشار ارگانهای حقوق بشری ، مدافعین حقوق زنان را در سطح وسیعی بدنبال دارد. یكی دیگر از راهها حمایت فعالین سیاسی و اجتماعی در داخل و خارج از این زنان است. بهر حال بهیچوجه نباید این موضوع را مسكوت گذاشت. باید بطور مكرر از طرق مختلف فشار بر حكومت اسلامی را افزایش داد و هزینه ی ادامه ی چنین رفتارهایی را برای حكومت بالا برد. در عین حال از آنجا كه بدلیل سانسور شدید در داخل این خبرها انعكاس عمومی نمی یابد و اكثر مردم از این دستگیریها بی خبرند، می بایست بدنبال امكاناتی بود كه بتوان مردم را در بیشتر با واقعیاتی كه از آنها پنهان می شود آشنا كرد.

گزارشگران ـ كمپین های تاكنونی كه با تومارهای حمایتی صدها نفر همراه شده است، تا چه حد در حمایت از قزبانیان سركوب و آزادی آنان از زندانها مفید میدانید؟

نیلوفر بیضائی ـ به نظر من بی اثر نیست. همین كمپینها نشان می دهد كه تعداد زیادی این اخبار را دنبال می كنند ودر برابر آن بی تفاوت نیستند. همین تعداد این خبرها را به تعداد دیگری نیز می رسانند و این برای حكومت یك زنگ خطر بشمار می آید كه نشان از پتانسیل عظیم اعتراضی در ایران دارد. از سوی دیگر با توجه به اینكه بسیاری از همراهان بالقوه ی جنبش زنان در ایران حاضر به پرداختن بها نیستند و فضای سركوب شدید، بسیاری را وادار به سكوت می كند و با در نظر گرفتن اینكه بسیاری از همراهان جنبش زنان در خارج از كشور به سر می برند و امكان حضور در ایران ندارند، این كمپینها و حمایتها به عامل نزدیكی بیشتر فعالین داخل و خارج بدل شده است.

گزارشگران ـ نقش رسانه ها و منابع خبری ایرانی در خارج از كشور را در انعكاس اخبار مبارزات زنان و حمایت از این جنبش چگونه ارزیابی میكنید؟ در واقع پیشنهاد و یا پیام شما به دست اندركاران این منابع چیست؟

نیلوفر بیضائی ـ بنظر من بسیاری از این رسانه بخوبی عمل می كنند و در انعكاس چنین خبرهایی بسیار فعالند. از آنجا كه اینطور كه پیداست فشارهای حكومت بر فعالین تمامی ندارد و مرتب ابعاد آن گسترده تر می شود، شاید بد نباشد كه این رسانه ها یك بخش دائمی مربوط به این سركوبها و اعتراضات تعلق بدهند و مرتب آن را به روز كنند.

گزارشگران ـ در همین رابطه و همانطور كه میدانید كارزار زنان در خارج از كشور هرساله تلاشهای ارزشمندی در دفاع از جنبش زنان ایران و لغو قوانین تبعیض آمیز انجام میدهد. نظر شما در اینمورد چیست؟

نیلوفر بیضائی ـ ببینید من هر حركتی را كه در جهت دفاع از حقوق زنان و در اعتراض به قوانین زن ستیز حكومت دینی انجام شود، مثبت می دانم. از جمله حركت دوستانمان را در كارزار زنان كه بسیار در این زمینه زحمت می كشند. منتها به این دوستان سه پیشنهاد یا بعبارت دیگر سه نقد بر مبانی حركت آنها دارم. اولین پیشنهاد من به آنها این است كه تلاش كنند استقلال خود را از سازمانهای سیاسی كه بدانها وابسته هستند و یا سمپاتی دارند حفظ كنند. من تمام اخبار مربوط به كارزار زنان را بدقت و از طریق رسانه دنبال كرده ام. در كارزار اول از سوی بخشی از همرزمان سیاسی این زنان نسبت به حركتی كه آغاز كردند اعتراض شد كه بطور خلاصه مضمون این اعتراضات این بود كه عمده كردن مسئله ی زنان ، مسئله ی “مبارزه با امپریالیسم و سرمایه داری“ را به تعویق می اندازد. البته این دوستان از موضع خود در برابر این اعتراضات دفاع كردند اما شاید بطور ناخودآگاه و شاید هم آگاهانه یكی از مراكز ثقل طرح خواسته هایشان به مسئله ای خارج از حوزه ی زنان یعنی ضدیت با “امپریالیسم“ بدل شد. یعنی یك دیدگاه سیاسی خاص را با طرح خواستهای عام زنان تداخل دادند كه در مورد الویتها در آن توافق عمومی وجود ندارد. این بدین معنا نیست كه من مسئله ی زنان را یك مسئله ی سیاسی ندانم و بخواهم صرفا بعنوان یك مسئله ی صنفی مطرح شود. بلكه من با طرح ایدئولوژیك مسایل دیگر در تلفیق با مسئله ی زنان مخالفم و فكر می كنم چنین برخوردهایی از جنبش زنان یك ابزار می سازد برای طرح یك ایدئولوژی خاص. ممكن است این دوستان در تحلیلهای خود حكومت اسلامی را یك حكومت سرمایه داری بدانند و معتقد باشند كه تا سرمایه داری و امپریالیسم محو نشوند، مسئله ی زنان حل نخواهد شد. اما جای این تحلیل ها در جنبش زنان نیست. چون نگاههای دیگری را كه از زوایای دیگر با حكومت دینی و قوانین ضد زن آن مخالفند از آغاز حذف كرده است. در حالیكه چنین حركتهایی توافق و اشتراك بر سر مسائل مربوط به زنان و قوانین حكومتی می بایست متمركز شود. نكته ی دیگر نوع برخورد این دوستان به فعالین زنان در داخل است. واقعیت این است كه در دوره ی خاتمی بخش مهمی از جنبش های اجتماعی داخل از جمله جنبش زنان، از او دفاع كردند كه به باور من نیز این یك اشتباه بزرگ بود و هم در دوران خودش در این مورد نوشته ام و هم اعتراض كرده ام. در آن دوره بخشی از حاكمین اسلامی برای بقدرت رسیدن با وعده و وعید از این جنبش استفاده ی ابزاری كردند. اما گمان می كنم بسیاری از فعالین این جنبش متوجه اشتباه خود شده اند و این در نوشته ها و تحلیلهایشان نیز به چشم می خورد. امروز جنبش زنان در داخل دارد خواسته های رادیكالی را طرح می كند ، قوانین حكومت دینی را به چالش كشیده است و دارد بهایش را نیز می پردازد. نمی گویم قابل نقد نیست و نمی گویم این وضع دائمی خواهد بود و نمی توانم تضمینی بدهم كه اگر فردا خاتمی دیگری علم شد، باز بخشهایی از این جنبش از او حمایت نخواهند كرد. اما بر این باورم كه جهت امروزی این جنبش قابل دفاع است و می بایست تشویق و حمایت شود و البته مورد نقد نیز قرار بگیرد. بخش سكولار جنبش زنان امروز بسیار قوی شده و باید باز هم قویتر شود و به حمایت و دیدگاه انتقادی ما نیاز دارد. در این مورد كارزار دوم زنان خارج كم كاری كرد و بخشا با برخوردهای سلبی آن را نادیده گرفت و اگر هم به آن اشاره كرد، بسیار ضعیف بود. برای كمك به حفظ استقلال جنبش در داخل، برای اینكه این جنبش در شرایطی كه بسیار تنهاست، بتواند قوی بماند و طرح خواسته های خود را گسترش بدهد، كارزار می توانست نقش مهمی ایفا كند كه متاسفانه نكرد. این كارزار اگر بخواهد موفق شود باید در حركت خود تجدید نظر كند و صف حامیان خود را گسترش دهد. نكته ی آخر اینكه نقش چنین كارزاری با توجه به اینكه در خارج از كشور فعالیت می كند می توانست با ایجاد ارتباط با ارگانهای بین المللی، حقوق بشری و نهادهایی كه نگران وضعیت زنان در ایران هستند، نقش سخنگوی جنبش زنان در داخل را بر عهده گیرد و در مطبوعات و اذهان عمومی در غرب مسائل زنان را انعكاس دهد. اما بدلیل همان نگاه ایدئولوژیك حاكم بر گردانندگان این كارزار كه همه ی این نهادها را امپریالیستی می دانند و حتی بر سر اینكه در مقابل فلان سازمان بین المللی به تجمع دست بزند، در آن اختلاف نظر هست، مسلما نمی تواند چنین مسئولیتی را به انجام برساند. در نتیجه حركتش در همان سطح محلی و در میان بخش خاصی از ایرانیان انعكاس پیدا می كند و پتانسیل اصلی خود را برای تاثیر گذاری در این حركت به هدر می دهد.

گزارشگران ـ بنظر من در سالهای اخیر با اینكه جنبش زنان در كشورمان گامهای بلندی به پیش برداشته است و هم اكنون رشد فزاینده ای یافته است ، چه بلحاظ آگاهی به مضمون و هویت خویش و چه از نظرگاه گسترش خود اما هنوز به جنبشی تمام عیار و عمومی تبدیل نشده است. اگر با من موافقید موانع آن را چه میدانید؟

نیلوفر بیضائی ـ من بارها گفته ام و باز می گویم كه مسئله ی زن پاشنه ی آشیل حكومت اسلامی است و با حیات ایدئولوژیك آن گره خورده است. بهمین دلیل حساسیت حاكمان را بر می انگیزد و بشدت با آن مقابله می شود. پس یكی از موانع همین هزینه ی بالایی است كه شركت در این جنبش برای همراهانش باید پرداخته شود. نكته ی دیگر مسئله ی شكل جنبشی آن است كه حركت جمعی را اجتناب ناپذیر می كند. بسیاری از دختران جوان كه از موقعیت خود ناراضی هستند، بدلیل تجربه ی انقلاب ( كه البته خود نبودند كه در آن شركت داشته باشند) از طریق حافظه ی جمعی و آنچه از تجربیات این انقلاب و نتایج اسفبار آن به آنها منتقل شده است، نظر خوشی به حركتهای جمعی ندارند و اعتماد لازم برای شركت در این حركتها در آنها بسیار ضعیف است كه این البته یك مشكل جنبشهای دیگر اجتماعی نیز هست. نكته ی دیگر در نوع تربیت زنان است. هم در سیستم آموزشی كشور و هم در نگاه سنتی بسیاری از خانواده ها كه توسط قوانین تایید نیز می شود، هم در عرصه ی مطبوعات و سیستمهای تبلیغاتی حاكم، تلاش شده و می شود تا دختران و زنان بنوعی در نقشی منفعل حضور یابند. هر چند این نگاه نتوانسته موفق بشود و نتوانسته سایه ی خود را بتمامی بر زنان ایران بیندازد، هر چند در عكس العمل به آن شاهد مقاومتهای بسیار و تلاش برای حضور در همه ی عرصه ها از سوی زنان هستیم، ولی این تناقض ناشی از پروپاگاندای حاكم و تفكر سنتی حاكم بر خانواده ها نیز در به انفعال كشیدن و تشدید حس تخریب خود در دختران جوان نیز تاثیر خود را گذاشته اند و در بسیاری این روحیه ی مبارزه طلبانه را كشته و بجای آن نوعی انفعال، دپرسیون، میل به تخریب خود یا خودكشی و اصولا نگاه منفی یا منفعل به احتمال تغییر و تحول را در آنها تشدید كرده است. محدودیتهای رسمی و غیر رسمی نیز در این مورد بسیار مخرب عمل می كند. به حال در این میان عامل سركوب را باید بعنوان یك فاكت مهم در نظر داشت. با وجود همه ی این موانع، ما شاهدیم كه درصد دختران جوانی كه به جنبش زنان می پیوندند بالا رفته و رو به ازدیاد دارد. فعالین و متفكرین اصلی جنبش زنان در داخل اكثرا از نسل پیشین یا نسل میانه هستند. در كشوری كه 70 درصد نیروی آن را جوانان تشكیل می دهد، ضرورت تزریق خون جوان به این جنبش یك ضرورت غیر قابل انكار است. این جنبش در صورتی جوان می شود كه زنان جوان به آن اعتماد بیابند و اطمینان بیاند كه می توانند جایگاه خود را در آن بیابند و مهر خود را بر آن بزنند. خوشبختانه فكر می كنم فعالین جنبش به این مسئله آگاهند و در این جهت قدم بر می دارند. مسئله ی بسیار مهم دیگر حفظ استقلال این جنبش است كه در اعتمادسازی نقش مهمی ایفا می كند.

گزارشگران ـ آیا ارتباط تنگاتنگی میان جنبش زنان ایران و جنبش زنان در سطح بین المللی موجود است؟ كدام حمایت ها را موثر میدانید؟

نیلوفر بیضائی ـ صد در صد. این ارتباط وجود دارد و نعمیق آن لازم است. هم برای زنان داخل و هم برای زنان خارج. حمایت شخصیتهای فمینسیت و فعال، تشكلها و نهادهای زنان در كشورهای دیگر می تواند در تقویت جنبش زنان ایران در سطح جهانی كمك مهمی باشد. در این زمینه حركتهایی از هر دو سو انجام می گیرد كه تداوم و تعمیق آن برای جنبش زنان امری حیاتی است.

گزارشگران ـ نقش مردان برابری طلب و آنان كه برای رفع تبعیض جنسی میكوشند را چگونه ارزیابی میكنید؟

نیلوفر بیضائی ـ نقش مردان حامی جنبش زنان و مردانی كه در كنار جنبش زنان قرار می گیرند بسیار مهم است. آنها می توانند هم بعنوان الگو برای مردان دیگر و هم بعنوان فعالین این جنبش در تقویت و گسترش خواسته های آن نقش مهمی ایفا كنند.

گزارشگران ـ بنظر من موفقیت و پیروزی های ملموس و جهش كیفی جنبش زنان در ایران نمیتواند بی ارتباط با دریافت حمایت و پیوند با جنبشهای دیگر از جمله دانشجوئی و كارگری، معلمان و.. باشد. این پروسه را چگونه میبینید؟

نیلوفر بیضائی ـ با نظر شما موافقم. در مصاحبه ی دیگر نیز گفته ام كه پیوستن این جنبشهای اجتماعی به یكدیگر در دراز مدت می تواند عامل ایجاد مهمترین جنبش سیاسی تاریخ معاصر ایران شود كه نه تنها سلبی بلكه ایجابی است و برای برقراری دمكراسی، جدایی دین از حكومت، آزادی و عدالت اجتماعی در ایران حركت می كند

گزارشگران ـ در جائی خواندم كه ماموران انتظامی جمهوری اسلامی روش های جدیدی برای اذیت و آزار زنان در پیش گرفته اند. آیا میتوانید در انباره به خوانندگان سایت اطلاعات بیشتری بدهید؟

نیلوفر بیضائی ـ به حال با توجه به اینكه بعد از سه دهه حاكمیت اسلامگرایان در ایران، پروژه ی وادارد كردن زنان به تمكین و انزوا همچنان ناموفق مانده است، حكومتیان ناچارند، هر بار و هر سال شیوه های جدید را آزمایش كنند. بخصوص در آستانه ی تابستان و بر سر مسئله ی غیر قابل حل حجاب اجباری در ایران. این بار هم حمله ها را آغاز كرده اند و به تحقیر علنی زنان در خیابانها بطور سیستماتیك می پردازند، برای اینكه بترسانند، برای اینكه وادار كنند ، برای اینكه قدرت خود را بنمایش بگذارند. باز هم ناموفق خواهند ماند و این داستان نسل به نسل ادامه دارد. یكی از جدیدترین شیوه های سركوب حكومت ، تهدید زنان “بد حجاب“ به تبعید به مناطق دور افتاده است كه این خود نشان از درماندگی حاكمان دارد. در ضمن آخرین خبری كه امروز اول ماه مه بدست من رسیده این است كه در شهر تبریز دختر جوانی كه بخاطر “بدحجابی“ دستگیر شده در حالیكه تلاش كرده از دست ماموران فرار كند، با شلیك گلوله توسط ماموران انتظامی به قتل رسیده است كه جدا امیدوارم این خبر صحت نداشته باشد.


با تشكر فراوان از اینكه در این گفتگو شركت كردید
بهروز سورن
گزارشگران
6.5.2007


جستجو در سامانه


برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما