Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
February 26, 2007دوشنبه 7 اسفند 1385
 

میثاق مشتزک برای صلح ـ مخالفت با حمله نظامی و مخالفت با جمهوری اسلامی و سیاست های آن

گفتگو با فریدون احمدی
 

همه نیروی های دگرگون خواه ایرانی ناگزیر خواهند بود تعیین تکلیف کنند که می خواهند به نوعی و با همه اما و اگرها، در کنار جامعه جهانی علیه جمهوری اسلامی قرارگیرند یا به نوعی در کنار جمهوری اسلامی علیه جامعه جهانی. آنان که مسائل جهانی، قدرت های جهانی و بویژه ایالات متحده آمریکا را با نگاهی ماهیت گرایانه و ایدئولوژیک می نگرند و نه از منظر منافع ملی که هشیاری نسبت به همه اغراض سلطه طلبانه را نیز می طلبد، استعداد فراوانی دارند که درعمل، به میل و یا علیرغم میل خود، در کنار رژیم جمهوری اسلامی قرار گیرند.

تلاش ـ نخستین اطلاعیه شورای مرکزی منتخب کنگره دهم سازمان فدائیان خلق ایران (اکثریت) با عنوان «صلح حق مسلم ماست» منتشر شد. در این اطلاعیه به درستی بر دغدغه کنونی بخش اعظم ایرانیان که خطر حمله نظامی به ایران است، اشاره شده و از ایرانیان صلحدوست و آزادیخواه خواسته شده که به هر ترتیبی که می توانند مواضع بیزاری ایرانیان از جنگ را به جهانیان اعلام نمایند. همچنین به اعضا و هواداران سازمان رهنمود داده شده در هر گوشه جهان که هستند به عضویت فعال جنبش صلح درآیند.
آیا این اطلاعیه برای ثبت در تاریخ است یا سیاستی سنجیده و حساب شده و با پذیرش نتایجی که حاصل می شود؟ به عنوان نمونه جنبش صلحی که ابتکار آن بسرعت در دست نیروهائی با مواضع ضد دولت آمریکا قرار گیرد ـ که در عمل تجربه ثابت می کند؛ چنین امری چندان بعید نیست ـ آیا فکر نمی کنید، دولت جمهوری اسلامی را در تلاشهای خود دلدارتر می کند؟ در این صورت مکانیسم فشار بر دولت اسلامی و برای جلوگیری از ماجراجوئی های آن چیست؟


فریدون احمدی ـ خطر حمله نظامی و وقوع جنگ که می تواند بسیار ویرانگر و فاجعه بار باشد، دلنگرانی همه کسانی بود که در کنگره دهم سازمان فداییان اکثریت در این زمینه اظهار نظر کردند. طبعا نوع نگاه به روندهای جهانی و تحولات در ایران و مواضع گوناگون در قبال روندها و تحولات، در چند وچون راهکارها و سمت وسوی حملات و لبه تیز آن نقش دارد. خوشبختانه اسناد تاکنونی کنگره های سازمان ما، با اشراف به خطر یکجانبه نگری به امر صلح، خطای عدم پیوند آن به امر استقرار دموکراسی در ایران و توجه شایسته به نقش، مسئولیت، ماجراجویی ها و تنش آفرینی های جمهوری اسلامی، مبنایی قابل اتکا برای تدوین سیاست درست در این عرصه را فراهم آورده است. آن اعلامیه به عنوان نخستین اطلاعیه شورای مرکزی منتخب کنگره دهم، نگرانی مرا هم بر انگیخت و بخش هایی از آن را فاقد دورنگری و پیوند با مواضع قبلی ارزیابی کردم اما همانگونه که ذکر شد اسناد پایه ای سازمان در این زمینه خطوط راهنمای روشنی را ترسیم می کند.
واقعیت این است که با خطیر شدن اوضاع و در پیش رو بودن تحولات و تند پیچ های سیاسی، ما به تدریج به سمتی می رویم که فضای سیاسی جامعه و مواضع نیروهای سیاسی ، خواسته و نا خواسته به سمت قطبی تر شدن پیش رود. صرفنظر از امر جنگ که توافق عمومی تری در مخالفت با آن وجود دارد، در سایر موارد خط فاصل ومرز جدا کننده ای از میان و از درون جریان های مختلف اپوزیسیون خواهد گذشت. و همه نیروی های دگرگون خواه ایرانی ناگزیر خواهند بود تعیین تکلیف کنند که می خواهند به نوعی وبا همه اما و اگرها، در کنار جامعه جهانی علیه جمهوری اسلامی قرارگیرند یا به نوعی در کنار جمهوری اسلامی علیه جامعه جهانی. آنان که مسائل جهانی، قدرت های جهانی و بویژه ایالات متحده آمریکا را با نگاهی ماهیت گرایانه و ایدئولوژیک می نگرند و نه از منظر منافع ملی که هشیاری نسبت به همه اغراض سلطه طلبانه را نیز می طلبد، استعداد فراوانی دارند که درعمل، به میل و یا علیرغم میل خود، در کنار رژیم جمهوری اسلامی قرار گیرند. این نگاه ماهیت گرایانه و ایدئولوژیک یک باردر آغاز دهه 60 بخشی از چپ ابران را به این سرنوشت دچار کرد و تجربه ای تلخ را رقم زد. اکنون همه نحله ها و جریان های سیاسی ایرانی در برابر این انتخاب قرار دارند ویا احتمالا قرار خواهند گرفت.
در باره مکانیسم های اعمال فشار بر جمهوری اسلامی و جلوگیری از ماجراجویی های آن پرسیدید، جدا از فشارها و حرکت های در درون ایران، فشارهای بین المللی از مهمترین عوامل است. باید از اشکال مختلف اعمال فشارهای سیاسی، دیپلماتیک واقتصادی بر جمهوری اسلامی پشتیبانی کرد نه از عادی شدن مناسبات با این نظام. من حتی از اشکالی از تحریم های بین المللی نیز دفاع می کنم. بدون اعمال اشکال معینی از تحریم های بین المللی علیه جمهوری اسلامی، در ایران نه تغییری پدید می آید و نه سیاستی دگرگون می شود. تجربه دو ماهه پس از تصویب طرح تحریم شورای امنیت تاکنون خود موید این امر است. به نظر من نفی تحریم به طور کلی از سوی اکثر نیروهای اپوریسیون، در بهترین حالت، موضعی از سر عادت است و چندان بخردانه نیست.


تلاش ـ مقارن با دریافت پاسخ شما، در همین زمینه از همرزمتان آقای سهراب مبشری مطلبی منتشر شده است. همچنین در اثنای ردوبدل شدن پرسش و پاسخ میان ما ایشان مطلب دیگری در سامانه ها منتشر کردند که در آن اطلاعیه شورای مرکزی سازمان را مورد نقد قرار داده شده بود. به نظر می رسد مقاله دوم مطلبی تکمیلی و دارای راهکارهای معین و روشنی است. وی علاوه بر تکیه بر ضرورت مخالفت فعال ایرانیان بر علیه هرگونه حمله نظامی از سوی ایالات متحده آمریکا و یا هر کشور دیگری به کشورمان، فشار بر جمهوری اسلامی و مخالفت با تحریکات آن را نیز به همان میزان مهم دانسته است. برای پیشبرد چنین سیاستی به صورت مؤثر، در این مطلب، طرح جبهه گسترده ای از تمامی نیروهای مخالف جنگ و مخالف ماجراجوئیهای جمهوری اسلامی ـ صرف نظر از گرایشات سیاسی این نیروها ـ پیشنهاد شده است. نظر شما در باره چنین جبهه دفاع از ایران در برابر حمله نظامی و در برابر جمهوری اسلامی چیست؟ مواضع رسمی سازمان در برابر چنین سیاستی چیست؟ آیا تشکیل آن مورد پشتیبانی سازمان قرار خواهد گرفت؟


فریدون احمدی ـ من کاملا از راهکاری که دوست گرامی ام مبشری طرح کرد پشتیبانی می کنم و خود نیز پیشتر، ضرورت توافق بر سر یک میثاق مشتزک میان نیروها و فعالین سیاسی در عرصه بین المللی را مطرح کردم که دو مولفه اصلی آن میثاق پیشنهادی را مخالفت با جنگ و حمله نظامی و مخالفت با جمهوری اسلامی و نفی سیاست های آن تشکیل می داد. اما متاسفانه باید بگویم مشکل جنبش ما، مشکل اپوزیسیون ایرانی در مجموعه آن جدی تر از آن است که بتواند با تشخیص نیاز و مساله اصلی و مشترک هم در عرصه داخلی و هم در صحنه جهانی، به آن پاسخ شایسته دهد. نسبت به ایجاد این توانایی در کوتاه مدت نیز تردید جدی دارم و نمی دانم اساسا دیگر فرصتی برای کسب این توانایی در دراز مدت تر باقی مانده باشد یا نه. کشور در آستانه فاجعه ای جدید و در زیر بختک فاجعه دیرینه حکومت اسلامی در معرض نابودی هر روزه است اما نیروها و مولفه های اپوزیسیون هر یک راه خود می روند و ساز ناساز خود را سر می دهند. و مشکل نیز چندین سویه است. انتخاب های مختلف و ناهمخوان سیاسی است، مشکل فرهنگی است، وجود نقش بالای رهبران و فعالین سیاسی با ذهنیت های بازمانده از دوران جنگ سرد است، سکتاریسم است و دهها مشکل دیگر. در همین موضوع مبارزه برای صلح و علیه جنگ عده ای در صفوف اپوزیسیون تمام کوششان معطوف به این است که این امر خطیر را دستاویزی سازند برای احیاء اصلاح طلبی شکست خورده حکومتی و دست به دامان شدن و حاجت خواستن از امثال رفسنجانی و خاتمی که مثلا از شر رسانی بیشتر احمدی نژادها جلوگیری شود. برای آن هم که می دانید مدتهاست تئوری سازی می شود. و معمولا پشت دود و گرد وخاکی ضد آمریکایی و ضد امپریالیستی و نیز آنتی سمیت همان مانیفست اصلاح طلبی با موتور و چراغ خاموش به پیش برده می شود. از آنجا که این نیرو یک طرف و طرف اصلی مولد خطر جنگ یعنی جمهوری اسلامی و رهبران طراز اول آن را از زیر ضرب خارج میکند، درواقع در راستای سوق دادن جنبش صلح به سود اغراض جمهوری اسلامی عمل می کند. در میان بخش دیگری از اپوزیسیون مشکل در وهله اول دیدگاهی است نه انتخاب سیاسی. این بخش که عمدتا به نیروی چپ و چپ رادیکال تعلق دارد، با نگاهی ایدئولوژیک به صحنه جهانی می نگرد، وظیفه اصلی خود را تقابل با میلیتاریسم امپریالیستی می داند و نه از موضع یک ایرانی و یک چپ ایرانی که در این زمینه بر اساس منافع نسل های فعلی و آینده ایرانیان، باید اتخاذ سیاست کند، بلکه از موضع یک موجودیت جهانی و یک جهانوند و یک چپ "ضدامپریالیست" جهانی که مبارزه نکرده چپ های اروپایی و آمریکایی را بر دوش جهان سومی و بر گردن ورم کرده از غیرت شرقی ـ اسلامی خود احساس می کند، با مسائل روبرو می شود. همان گونه که ذکر شد این مواضع و این نوع نگاه، استعداد فراوانی دارد که درعمل، در کنار رژیم جمهوری اسلامی قرار گیرد و در جنبش برای صلح ، به عنوان لابی جمهوری اسلامی در خارج کشور عملکرد بیابد. در جریان جنگ لبنان نمونه های آن را شاهد بودیم.
پرسیدید مواضع رسمی سازمان در برابر چنین سیاستی چیست؟ مواضع رسمی سازمان متکی بر همین سیاست است. در سند مصوب کنگره نهم که همچنان معتبر است نیز تاکید شده است : "ما با دخالت احتمالی نظامی دولت آمریکا در ایران مخالفیم. مخالفت ما با چنین سیاستی، در هر حال از موضع مخالفت با جمهوری اسلامی و از جایگاه آلترناتیو آن خواهد بود." اما اینکه راهکاری مبتنی براصول برشمرده بتواند مورد استقبال ارگانهای سازمان قرار گیرد، من بر اساس پای بندها و مشکلاتی که در سطح مجموعه اپوزیسیون ذکر کردم، بر چنین تصوری نیستم.


تلاش ـ آیا می توانیم تصور کنیم که سازمان پا پیش گذاشته ابتکار عمل سازماندهی سلسله ای از اعتراضات سراسری بر علیه جمهوری اسلامی و برعلیه راه حل نظامی بدست گیرد و همه نیروها را صرف نظر از گرایشات سیاسی اشان به این اعتراضات فراخوانده و زمینه ائتلافی گسترده را فراهم آورد؟


فریدون احمدی ـ ارزیابی من این است که شورای مرکزی منتخب کنگره دهم سازمان فداییان خلق اکثریت هرچند کوتاه مدت، اما به هرحال، فاقد توانایی وتحرک برای پاسخ گویی به این گونه الزامات و اتخاذ تصمیم های مهم است. متاسفانه یکی از خطیرترین و پرتلاطم ترین برهه ها در تاریخ کشور ما، همراه شده است با در خود شدن و بسته تر شدن و دست بسته تر شدن ما. به گمان من این وضعیت اگر چه کوتاه و موقت هم که یاشد، اما واقعی است و نباید انتظار غیر واقعی داشت.


تلاش ـ بی تردید هر حمله نظامی به خاک کشور می تواند تا مدتها مبارزات آزادیخواهانه در داخل کشور را زیر سایه برده و صدمات بسیاری بدان وارد سازد. اما از سوی دیگر تجربه نشان داده است که رشد و گسترش محسوس مبارزات دمکراتیک در داخل این امید را در میان جامعه جهانی ایجاد نموده که مشکل جمهوری اسلامی بدست خود مردم ایران حل خواهد شد. در عمل نیز مبارزات آزادیخواهانه مردم ایران در لحظه های اوجگیری همواره مورد حمایت کشورهای غربی قرار گرفته و بعضاً فکر راه حل نظامی را هم به تعویق انداخته است.
به این ترتیب آیا هر گونه کمرنگ شدن مرزهای مبارزه و مخالفت با جمهوری اسلامی از سوی نیروهای ایرانی و مردم ایران عملاً تقویت کننده فکر حل مسئله جمهوری اسلامی از طریق نظامی نیست؟


فریدون احمدی ـ دقیقا همین طور است. اولا اگر حمله نظامی محدود در شکل بمباران های هوایی صورت پذیرد معنای آن برقراری حکومت نظامی و امنیتی در شکل عریان آنست و سرکوب گسترده وخشن آزادیخواهان، حمله نظامی در شکل گسترده آن هم یعنی از هم پاشیدن زیرساختهای اقتصادی و شیرازه مدنیت جامعه و به خطر افتادن موجودیت و یکپارچگی کشور. اتفاقا مهمترین عاملی که می تواند جمهوری اسلامی را در این زمینه به عقب نشینی وادارد دامنه گرفتن اعتراضات از داخل ایران است. تجربه جنگ هشت ساله با عراق نشان داد تنها پس از به گل نشاندن ماشین جنگی رژیم و خودداری وسیع مردم از گرم کردن تنور جنگ، جام زهر نوشیده شد. اکنون اما متاسفانه اعتراضات گسترده ای در این زمینه مشاهده نمی شود. بخشی ازآن به خاطر امید گروهی از مردم به ایجاد تحول، از طریق حمله نظامی بیگانگان است، در میان گروهی دیگر دلیل آن وجود بی تفاوتی سیاسی است و عامل دیگر نیز تاثیر تبلیغات رژیم است. اما همان گونه که گفتید، مهمترین و موثرترین راهها، دامنه گرفتن اعتراضات در داخل کشور است. ناکارایی سایر اشکال اعمال فشار بر جمهوری اسلامی نیز خطر حمله نظامی را افزایش می دهد. از آن جمله است فشارهای دیپلماتیک، سیاسی و اقتصادی. اعمال اشکال معینی از تحریم ها و فشارهای اقتصادی به نوبه خود می تواند بر جو سیاسی وبردامنه حرکات اعتراضی و مبارزات آزادیخواهانه و تحول طلبانه موثر افتد و به برامد آشکار آنها بیانجامد.


تلاش ـ آقای احمدی با سپاس از شما.


جستجو در سامانه


برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما