Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
January 26, 2010سه شنبه 6 بهمن 1388
 

اولويت حفظ ايران و ضرورت تداوم جنبش سبز

گفتگو با فرهاد يزدی
 

خطر در این است که با سقوط ناگهانی این رژیم، کشور دچار بی ثباتی شدید تا آستانه ی جنگ داخلی و هرج و مرج در هر گوشه ایران پیش رود... جنبش سبز که بالاترین اولویتش ایران است، این خطر را درک کرده و با درایت از خشونت و رادیکالیسم تا کنون پرهيز کرده است. اصلاحات و تحول در کشور بایستی با ملایمت و به طور مدوام پیش رفته تا از بروز چنین احتمالی جلوگيری شود.

تلاش ـ در نشست ها و ملاقاتهای ميان سران کشورهای غربی به کرات سخن از تحريم های سخت گيرانه تری عليه ايران مطرح است. آيا تکرار اين سخنان نشانه آنست که مذاکرات به نتيجه نرسيده يا در جائی رها شده، و يا....؟


فرهاد يزدی: میان کشورهای غربی توافق کلی بر سر تحریم های اقتصادی سخت تر برعلیه ایران، وجود دارد. توافق کلی بر آن است که تحریم به گونه ای باشد که سنگینی فشارهای ایجاد شده بیش تر متوجه حکومت گردد تا ملت. بانکداری و بیمه از آن جمله هستند که می تواند بازرگانی خارجی و دادوستد کالا و خدمات را به شدت مختل کند. این تحریم بر خریدهای حکومتی و وابستگان آنان که حجم اصلی و تعيين کننده بازرگانی خارجی را تشکیل می دهد، اثر فوری خواهد داشت. بنزین کالای دیگری است که می تواند اثر قاطع داشته باشد. هم اکنون نیز برخی از فروشندگان از جمله از هند و سویس یا صاردات خود را قطع کرده و یا کاهش داده اند. جمهوری اسلامی ادعا می کند که این کمبود را از ونزوئلا بر طرف خواهد کرد. اگر باقیمانده فروشندگان غربی نیز صادرات خود را متوقف کنند، نه ونزوئلا و نه چین نمی توانند این کمبود را به طور کامل جبران نمايند.
باید توجه داشت که غرب خواستار برقراری تحریم های بسیار شدید و از آن جمله تحریم کامل بنزین و مواد غذایی به ایران نیست. غرب خواهان آشوب و بی ثباتی ایران هفتاد میلیونی و آنهم در منطقه ای که دو جنگ علنی در خاور و باختر آن کشور همراه با نیروی نظامی سهمگین غربی در جریان است، نمی باشد. پاکستان با جمعیت 170 میلیونی و حکومت لرزان با تندروهای مذهبی، منطقه خطرناک برای جهان است. غرب در آن کشور نیز همانند یمن، سودان، سومالی و خاورمیانه عربی در گیر است. بی ثباتی بیش تر به سود منافع غرب نیست. از این رو غرب با این مساله روبروست که تحریم ها در عین حال که بر جمهوری اسلامی فشار می آورد، آن نظام را در حالی که جایگزین معتبری برای آن هنوز وجود ندارد، به شدت بر بی ثباتی موجود آن نیافزاید.


تلاش ـ از ميان طرفين بحران چه کسی تحت چه شرايطی حاضر به مذاکره و حل بحران نيست؟


فرهاد يزدی: جمهوری اسلامی در حال حاضر در شرایطی نیست که به تواند در باره مساله ی هسته ای به تصمیم گیری قاطع دست زند. به خاطر بحران مشروعیت و مبارزه قدرت شدید، توجه نظام به طور کامل متوجه مسایل داخلی است. هر گونه توافق قطعی در برنامه هسته ای ایران، بدون شک با مخالفت گروهای با نفوذ دیگر موجود در نظام روبرو خواهد شد. مرجع نهایی تصمیم گیری، چه مجلس و چه "رهبر" نظام ثابت کرده اند که قادر به انجام چنین مهمی نیستند. از سوی دیگر نظام برای تحریک و استفاده از احساسات ناسیونالیستی و مبارزه با "توطئه خارجی" از مساله ی هسته ای استفاده می کند. بنابراین، نظام خواستار ادامه ی وضع موجود و خرید وقت است و نیازی به حل این مساله در این برهه نمی بیند.


تلاش ـ در صورت تصميم به تحريم های گسترده تر به منظور فشار بر حکومت اسلامی دو دولت چين و روسيه چه نقشی خواهند داشت، مانند سابق تصميم شکن يا تحريم شکن؟


فرهاد يزدی: چین و روسیه از دوام جمهوری اسلامی حمایت می کنند. با موضع ضد غربی که جمهوری اسلامی از ابتدا به خود گرفت، به طور طبیعی به سوی رقبای غرب متمایل شد.
روسیه از مزاحمات هایی که نظام اسلامی در منطقه برای آمریکا ایجاد می کند متنفع می گردد. قدرت بده و بستان آن کشور در برابر غرب افزایش می يابد. آمریکا برای کسب حمایت روسیه که از نظر اقتصادی و نظامی قدرت دست چندم جهانی است، برنامه دفاع ضد موشکی خود در اروپای شرقی را کنار گذاشت. خواسته دیگر آن است که غرب گسترش پیمان ناتو در پشت دروازه های روسیه را متوقف کند. روسیه از این که نظام اسلامی از مسلمانان روسی و به ویژه چچن ها حمایتی به عمل نمی آورد، خوشوقت است. با وجود جمهوری اسلامی در دریای مازندران ساده تر می تواند به مقاصد خود برسد تا جایگزین آن،هر چه می خواهد باشد. اين کشور عملاً حق انحصاری در برنامه های هسته ای نظام اسلامی برای خود قائل است. با این حال از این که جمهوری اسلامی به قدرت نظامی هسته ای بدل گردد، هراس دارد. همزمان روسیه احساس کرده که با پشتیبانی از جمهوری اسلامی، حمایت ملت ایران را از دست داده است. ما شاهد ملایم شدن حمایت روسیه از جمهوری اسلامی و سرد شدن روابط آنان، در چند ماه گذشته بوده ایم. دیگر نظام اسلامی نمی تواند روی حمایت بی چون و چرای روسیه در این مورد حساب کند.
اما چین به حامی اصلی جمهوری اسلامی بدل شده است. چین دومین وارد کننده نفت در جهان است و پس از آمریکا قرار دارد. چین به شدت به دنبال منابع انرژی مطمئن در جهان می گردد که ایران یکی از مهمترین آنان است. اقتصاد چین با سرعت باورنکردنی در حال گسترش است و برآورد می گردد که در سال 2035 به بزرگ ترین اقتصاد جهان بدل گردد. سوخت مطمئن برای توسعه چین از واجبات است. همزمان چین به شریک اصلی بازرگانی جمهوری اسلامی بدل شده است. چین خواستار همراهی و هم آهنگی سیاست های خود با نظام اسلامی در افغانستان است. چین که در پهنه جهانی به تنها رقیب آمریکا، بدل می شود از نقش تخریبی رژیم ایران بر علیه غرب استقبال می کند. با این حال پشتیبانی چین و روسیه از نظام اسلامی تا اندازه ایست که به منافع بسیار بزرگ تری که آنان با غرب دارند، لطمه اساسی وارد نگردد.


تلاش ـ در دوره های گذشته، هربار قرار بود پرونده اتمی ايران به شورای امنيت سازمان ملل برود، دولت ايران با فعال شدن در مناسبات بين المللی، سعی می کرد از يکدستی اين شورا در تصميم عليه ايران جلوگيری بعمل آورد، آن هم تنها با دادن رشوه های گران اقتصادی و سياسی به هزينه ملت و قربانی کردن مصالح کشور. بنا برتوضيحاتی که داديد، چنين روشی ديگر چندان کارساز نيست؟


فرهاد يزدی: هر روز که می گذرد، با افزایش مشکلات داخلی، از قدرت مانور خارجی رژیم کاسته می شود. شکی نیست که رژيم برای حفظ موقعیت خود به همان روش های کهنه ی گذشته متوسل خواهد شد. اما برای کشورهای خارجی، حتا آنانی که دارای آزادی های سیاسی کامل نیستند، مانند چین و روسیه، حمایت از حکومت ایران که هر روزه مشروعیت خود را بیش تر از دست می دهد، مشگل می گردد.


تلاش ـ با وجود اين در مسائل بين المللی ياد گرفته ايم که تصميم گيری دولتها يک امر، اراده اجرای آن يک امر و امکان عملی ساختنش کاملاً امر ديگريست. آيا اساساً امکان عملی فشار بر حکومت اسلامی از طريق تحريم های سخت تر يا به اجرا گذاردن اين تحريم ها وجود دارد، عليه حکومتی که با دست ناپاک در هزينه کردن از جان و مال ملت خود و قربانی کردن استقلال و امنيت کشور هيچ باکی ندارد و حکومت های قابل خريد هم کم نيستند؟


فرهاد يزدی: چنان چه اشاره شد، هیچ یک از قدرت های جهانی، نه غرب و نه روسیه و چین خواستار بی ثباتی ایران تا مرحله ی از هم پاشی نیستند. تردید در اجرای تحریم ها، با وجودی که محاسبات اقتصادی در آن بسیار موثر است، در درجه نخست به این امر بستگی دارد. با در نظر گرفتن بی ثباتی موجود، تحریم موثر اقتصادی مانند تحریم کامل بنزین به سادگی می تواند به آشوب و از هم گسیختگی کشور منجر شود.


تلاش ـ هرچه انزوای بين المللی طولانی تر و گسترده تر شود، هزينه ی سياسی و اقتصادی آن برای ملت و آينده کشور سنگين تر خواهد بود، در اين واقعيت ترديدی نيست، اما برای حکومت چطور؟ حکومت اسلامی در تداوم اين بحران چه نفعی می برد که از خود هيچ اراده ای برای حل آن نشان نمی دهد؟


فرهاد يزدی: سیاست ضد غربی و به ویژه ضد آمریکایی، ارثیه به جا مانده از خمینی است. چنین دشمنی که بخش بزرگی از نیرو، منابع و وقت جمهوری اسلامی را از بین می برد، به نفع رژیم نیست. اما وارثان این ارثیه هیچگاه قدرت و شهامت لازم برای رها شدن از این وضعیت را در خود نیافتند. منابع متعدد قدرت هر یک خواهان آن بودند که عادی سازی روابط با آمریکا وسیله ی آنان انجام گیرد و نه گروه های رقیب. در دوره خاتمی، این رهبر رژیم بود که مانع از این امر گردید. احمدی نژاد نیز نتوانست دیگر گروه های قدرت را مجاب کند که او برقرار کننده رابطه با آمریکا باشد. اکنون اوضاع داخلی نا بسامان همراه با مراکز متعدد قدرت چنین امکانی را میسر نمی کند. با در نظر گرفتن کمابیش سیصد هزار سرباز خارجی و همراه با قدرت آتش بسسیار سهمگین در مرزهای ایران، مذاکره رودر رو با آمریکا برای ایران یک باید است. با این حال نظام اسلامی توان انجام چنین مهمی را ندارد، هرچند که آمریکا با به قدرت رسیدن اوباما، چنین امکانی را در دسترس آنان قرار داد. یکسال از این واقعه می گذرد. با اینحال هنوز نظام اسلامی نتوانسته شجاعت و اراده لازم برای اینکار را ارایه دهد. نظام تصمیم گیری در جمهوری اسلامی به حالت فلج در آمده. هم در رابطه با خارج و هم در رابطه با مسایل داخلی بیش تر بر غریزه تکیه می کند تا سامان منظم تصمیم گیری.


تلاش ـ در چند هفته گذشته در ايران شاهد يک خبر هراس آور و يک واقعه تکان دهنده ناميمون بوديم. خبر ـ به گزارش تابناک ـ دستگيری بيش از شش هزار قاچاقچی اسلحه ظرف 9 ماه گذشته و ترور تکان دهنده ی استاد فيزيک در ايران. حلقه مشترک اين دو حادثه، خطر بزرگ از ميان رفتن امنيت داخلی است. اما با وجود اين هريک از آنها در نوع خود ضرورت توجه و درک دقيقتری را می طلبند. ارزيابی شما از اين دو چيست و هر يک ـ صرف نظر از تهديد نهائی عليه امنيت عمومی ـ در نوع خود نشانه چه روندهائی در آينده است؟


فرهاد يزدی: شش هزار قاچاقچی دستگیر شده اسلحه نشان از بازار بزرگ برای این نوع کالا در ایران می دهد. شاید بخش کوچکی از آن واکنشی باشد در برابر ناامنیتی فردی موجود. اما مسلم است که این مورد بخشی است کوچک از بازار بزرگ تر اسلحه در برابر بی ثباتی های احتمالی و حتا جنگ داخلی. البته گروه های تجزیه طلب نیز از مشتریان مهم هستند.
ترور استاد دانشگاه و ترور خواهر زاده موسوی، تیراندازی به خودروی کروبی و تهدیدهای آشکار به قتل مخالفان، بیش از آن که وسیله ی حکومت باشد از جانب گروه های خودسر که در ضمن نیز با مراکز قدرت رابطه نزدیک دارند، انجام گرفته و می گیرد. باید انتظار داشت که تسویه حساب های شخصی و گروهی از راه ترور رایج تر گردد. در هر حال این اقدامات و افزایش تقاضا برای سلاح بر بی ثباتی و عدم امنیت دامن می زند که می تواند با شعله ور شدن، کشور را به پای آشوب و ناامنی درازمدت بکشاند.


تلاش ـ برخی از نمايندگان مجلس اسلامی به صراحت از ادامه روند عمليات تروريستی در ايران عليه چهره های مخالف حکومت و سران جنبش سبز سخن گفتند. و اين سخن تلويحاً به معنای دست داشتن دولتی ها و برای به وحشت انداختن طرفداران جنبش سبز در ادامه ی اعتراضاتشان است. آيا اين روش ـ به تقليد از بنيادگرايان ترويست اسلامی در عراق ، افغانستان و پاکستان ـ به خودی خود شکست دولت و حکومت را در سياست های سرکوبگرانه رسمی نشان نمی دهد؟


فرهاد يزدی: این اقدامات بیش تر نماینگر ناتوانی حکومت بر اجرای قانون، حتا آن طور که خودشان تفسیر کرده اند، می باشد. قدرت دولت با امکان اجرای قانون سنجیده می شود. این حکومت، قدرت اجرایی خود را از دست داده است. غریزه این نظام حکم می کرد که با تمام قوا دست به خشونت رسمی برای خاموش کردن جنبش زند. حتا در این مورد نیز به خاطر تناقض های موجود در اجتماع و نیروهای سرکوب گر و پشتیبانی عظیم ملت از جنبش ملی، از اِعمال موثر نیروی زور محروم است. وقایع چند ماه گذشته از یک سو ثابت کرد که حکومت دیگر نمی تواند تنها بر عامل رو به کاهش ترس و از سوی دیگر بر قدرت اجرایی اِعمال زور حساب کند. مطلب دیگری که باید توجه داشت این است که جنبش سبز هنوز دارای رهبری يکدست و منسجمی نیست که با ترساندن آنان بتوان مسیر جنبش را تغییر داد. اکنون این ملت هستند که رهبری این جنبش را به عهده داشته و شعارها و خواسته های آن را آشکار می کنند. هرفردی که امروز در جایگاه رهبری قرار دارد، اگر نتواند همپای ملت بدود به زودی کنار گذاشته خواهد شد. این اقداماتی که اشاره کردید، تنها ضعف حکومت را آشکارتر می کند.


تلاش ـ دولت احمدی نژاد و حاميان سپاهی ـ امنيتی اش هر بار در مواجه با شکست در يک روش، برای به کرسی نشاندن خود در برابر مخالفين به روش های پرخطرتری دست يازيده اند. کشور تا کجا تاب چنين حکومتگرانی را که برای ماندن در قدرت از هيچ خطری پرهيز ندارند خواهد داشت؟ و تا کنار زدن آن از قدرت، به نظر شما چگونه و با چه ابزاری می توان دامنه سياست های پرخطرش را محدود کرد؟


فرهاد يزدی: نظام اسلامی ثابت کرده است که منافع کشور و ثبات آن از اولویت کم تری در مقایسه با بقای رژیم قرار دارد. از دست زدن به روش هایی که اشاره فرمودید باکی ندارد. شرایط موجود در کشور از توان پایداری ایران بسیار کاسته است. رژیم بقای خود را با ثبات ایران به هم پیوند زده است. خطر در این است که با سقوط ناگهانی این رژیم، کشور دچار بی ثباتی شدید تا آستانه ی جنگ داخلی و هرج و مرج در هر گوشه ایران پیش رود. از این رو، تحولات تند و زیاده رویی در حال حاضر به طور حتم بی ثباتی را شدیدتر خواهد کرد. جنبش سبز که بالاترین اولویتش ایران است، این خطر را درک کرده و با درایت از خشونت و رادیکالیسم تا کنون پرهيز کرده است. اصلاحات و تحول در کشور بایستی با ملایمت و به طور مدوام پیش رفته تا از بروز چنین احتمالی جلوگيری شود.


تلاش ـ آقای يزدی گرامی با سپاس و تا گفتگوی بعدی...


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما