به هرحال از آنجا که اصل نظریة ولایت فقیه از نظر عقلی و نقلی (منابع دینی یعنی قرآن و سنت) بر بنیادی نااستوار بنا شده است، در نظر و عمل گرفتار انواع تناقضها (تناقضاتی به گمان من غیرقابل حل) و چالشها است و تجربه سی ساله تا حدود زیادی ذات و طول و عرض و فرجام عملی و بنبستهای مدل دینی حکومت اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه را آشکار کرده است.
داریم با سرزمین خودمان رفتار قرن هجدهمی می کنیم یعنی دو قرن از مدرنیسم واقعی عقبیم. یکی از مزایای مدرنیته این است که مدام خود را نقد می کند و اصلاح می شود اما ما سنت مان مدرن شده است؛ سنتی که نقدش نمی کنیم اما مدام به آن ناسزا می گوییم. در مقابل طوری راجع به مدرنیسم غرب حرف می زنیم که گویی درباره مقدسات سخن می گوییم.
ملت ایران خواهان رویارویی با غرب که متحد طبیعی آن می باشد، نیست. ایران با غرب مسایل غیر قابل حل ندارد. ایران برای رسیدن به تجدد، غرب را الگوی خود قرار داده است. ملت ایران به خوبی آگاه است که برای مبارزه با این دیکتاتوری نظامی – امنیتی حاکم، غرب یک متحد نیرومند به حساب می آید.
اگر در کشور رفراندومی برگزار شود باید "جایگاه ولایت فقیه و اختیارات آن مورد سئوال قرار گیرد" ... "برای اینکه دین جان سالم به در برد و ایمان مومنان آزادانه و نه به تحمیل صورت گیرد، به نظر من سکولاریزم سیاسی یک امر بسیار پسندیده است. "
مهدی کروبی در مصاحبه با ساندی تلگراف بار دیگر بر آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی و برگزاری انتخابات آزاد بدون نظارت استصوابی شورای نگهبان تاکید کردو گفت: فضای فعلی که تحت تسلط وحشت و نظارت پلیسی است باید از بین برود.
هر نیروی فکری که تحقق جهان بینی خود را تنها راه رستگاری همگان بداند و گمان کند با اعمال قهر می تواند مردم را بسوی این رستگاری رهنمون سازد، تبدیل به نیرویی خطرناک می شود که آماده ی اعمال بدترین انواع خشونت بنام سعادت بشریت است.
ما می توانیم از جمهوری اسلامی تصوری به منزله "جمهوری مسلمانان" داشته باشیم و جمهوری مسلمانان می تواند وجود خارجی و واقعیت داشته باشد بدون اینکه تئوری ولایت فقیه در آن حاکم باشد و بدون اینکه بسیاری از اندیشه های دیگری که از فقه اجتهاد ناشده بیرون می آید در آنجا حکومت بکند. اما وقتی که قرار است نام جمهوری مسلمانان بر آن نهاده شود بهتر است همان جمهوری مطلق بکار برود
قدم به قدم پیش آمده ایم . در هر روز به قدر سالی پیش رفته ایم و در هر ماه ، وقایعی را تجربه کرده ایم که قرنها سکوت را به چالش کشیده است . از 22 خرداد ، از فریاد نخواستن در پای صندوقهای رای شروع کردیم و هر روز مرور کردیم خواسته هایمان را . ابداع کننده اولین خیزش مدنی سایبر شناخته شدیم و مبحثی را در جهان بنیان گذاردیم که به شهروند - رسانه شهرت یافت . خیزش 88 ، خیزش قشر روشنفکری شد در مقابل پوپولیسم و خرافه و جهل و....
مردماند كه مبنای مشروعیت قدرت را تشكیل میدهند. انواع دینداران، مانند بیدینان و یا مخالفان دین، بدون اینكه هیچ یك بر دیگری امتیازی داشته باشند، میبایست در یك فرآیند سالم و دموكراتیك، چه در كلیات و چه در جزئیات، نحوه حكومت و سرنوشت خویش را تعیین كنند و رقم بزنند.
تا هنگامی که دار و دسته خامنه ای - احمدی نژاد کار را یکسره نکرده اند اصلاح طلبان و محافل نزدیک به حکومت اسلامی جای بالا تری خواهند داشت زیرا تنها مجاری ارتباطی جنبش سبز و رهبری نظام هستند
خطر در این است که با سقوط ناگهانی این رژیم، کشور دچار بی ثباتی شدید تا آستانه ی جنگ داخلی و هرج و مرج در هر گوشه ایران پیش رود... جنبش سبز که بالاترین اولویتش ایران است، این خطر را درک کرده و با درایت از خشونت و رادیکالیسم تا کنون پرهيز کرده است. اصلاحات و تحول در کشور بایستی با ملایمت و به طور مدوام پیش رفته تا از بروز چنین احتمالی جلوگيری شود.
جنبش سبز مردم ایران ...یک جنبش مدنی است و سخن از قانونمداری، مطالبات مشخص و بالا بردن سطح درک و توان ابراز قدرت دارد. امروز سخن ما از آزادی بیان و عقیده، تجمع مسالمت آمیز و رسانه خصوصی، توجه دادن به حقوق ملت، انتخابات آزاد و قانونمند است. یعنی پذیرش تکثر و تنوع در جامعه.
آقای خامنه ای به دنبال آن است تا ایران را "به ارتفاع و قد خودش برساند و نهایتا ایرانی خواهد ساخت که در آن، افراد مثل او فکر می کنند، مثل او می اندیشند، اسلام را به اندازه او می شناسند و دنیا را مثل او می فهمند. اگر چنین بشود البته مایه تاسف است. زیراعملکرد بیست ساله اخیر آقای خامنه ای نشان داده است که ایشان از بینش بسیار ناهموار و نادرستی برخوردار است".
گفتگوی پیوست توسط خانم ماندانا زندیان با آقای محمد امینی برای فصلنامۀ ره آورد انجام شده و در فصلنامۀ ره آورد، شمارۀ 89، زمستان هشتاد و هشت درج شده است. از خانم زندیان و هم چنین فصلنامه ره آورد سپاسگزاریم که این گفتگو را جهت درج در سایت تلاش در اختیار ما قرار دادند.
اگر جنبش مدنی و مسالمت جو است، باید رهبرانش بتوانند و آمادگی داشته باشند که با رقیب و حاکمیت وارد گفتگو و تعامل و تفاهم و مصالحه شفاف و روشن شوند. در سیاست گاهی باید یک قدم عقب کشید تا دو قدم به جلو برداشت. در عالم سیاست همیشه مرغ یک پا ندارد.
چگونه ممکن است که عدهای از درد کشیدن یکنفر اینچنین لذت ببرند، انگار که دارند یک فیلم سرگرم کننده میبینند! من بدنبال پاسخ این پرسش هنوز میگردم و پاسخهایی که یافتهام برایم در توضیح این فاجعهی سقوط اخلاق انسانی ناکافی است.
در کشورما روشنفکران و فعالان سیاسی ما باتکا سی سال مبارزه و درد و رنج تحولات نظری را پشت سر گذاردهاند که حاصل آن در جنبش امروز کشور ما منعکس است. جنبشی که اتکا به نهادهای مدنی پایه آن است. جنبشی که مشخصه اصلی آن مقابله با تبعیض است و جنبشی که راه مبارزات مدنی را برگزیده است. جنبشی که قادر گردیده همگرایی نیروهایی با تفکر و سمت گیریهای مختلف را در درون خود بپذیرد.
مهم ترین دستاورد جنبش سبز تا کنون همین فوریت بخشیدن به برچیدن این دستگاه حکومتی است، برای نخستین بار در سی ساله گذشته دورنمای پس از جمهوری اسلامی به هر صورت در افق پدیدار شده است، خود رهبران به چنین احتمالی می اندیشند