در یک مبارزه سیاسی نباید هیچگاه امکان مذاکره با طرف مقابل را از دست داد. زمانی که دیگر نتوان مذاکره کرد، شرایط برای «مشروعیت» بخشیدن به خشونت فراهم می گردد.
مسئولیت تک تک ما در شرايط سخت کنونی تلاش در راه حفظ ایران و جلوگیری از اَعمال فاجعه آور، چه وسیله رژیم و چه توسط مخالفان رژیم، می باشد. به طور مسلم مشارکت در هر اقدامی در جمع آوری تشنه گان زر و زور و تجزیه طلبان، به هم پيوند دادن آنان و حمایتشان جزو این وظیفه نیست!
در روزهای عجیب و پرالتهاب انتخابات در ایران حضور داشت و توانست همه چیز را از نزدیک ببیند و لمس کند. با این حال کتاب او تنها یک گزارش ساده از اعتراضات مردم ایران نیست، بلکه نویسنده تلاش کرده با جستوجو در تاریخ معاصر ایران، این رویدادها را ریشهیابی کند و با تامل در اوضاع جاری ایران، شمایی از آینده ارائه بدهد
جنبش سبز حتا در خانواده و فامیل دولتمردان حکومت اسلامی رسوخ کرده است و به طغیان فرزندان در مقابل والدین واپس گرا نیز انجامیده است. چنین جنبشی فراگیرتر از عرصة خیابان و تظاهرات خیابانی بوده است.
نظامی که می بایستی با سرپنجه "بصیرت" ولی فقیه ـ البته با تائید امام زمان ـ به "حل" مشکلات جهانی به پردازد، امروز با زور رو به اضمحلال سرنیزه سپاه و سربازان "گمنان امام زمان" به سختی قادر است خود را سرپا نگاه دارد.
از دیدرو گرفته تا امیل زولا و از مایاكوفسكی تا نرودا هر كدام به رغم هویت دیگرشان به عنوان شاعر و فیلسوف و رمان نویس و در مقام یك روشنفكر عرصه عمومی به نوعی به جبر زمانه درگیر روز و روزنامه بوده اند.
ما در یکی از شمارههای «ایران فردا» بخش ویژه نشریهمان را به بحث نظامیان اختصاص دادیم. عنوان آن بخش «آقا اجازه!» بود. من هم چنان فکر میکنم بخش نظامی حاضر در ساخت قدرت در ایران، برخلاف مصر، ترکیه، پاکستان و...، بخش مستقلی نیست و در عرصه سیاسی تحت سلطه بیت قرار دارد و بخشی از طیف قدرت آن را تشکیل میدهد.
در اسلام سنتی آنان (در جهان بینی و اصول ارزشهای اخلاقی) و به طور ویژه در فقه و فقاهت آنان مفهومی و مقولهای به نام «محیط زیست» و ضرورت حفظ و حراست از محیط زندگی آدمیان وجود ندارد و از این رو نه هیچ حکمی در این باب و ذیل این عنوان جعل شده و نه اساساً این موضوع برای فقیهان اهمیت دارد.
تاکتیک های لحظه ای حمایت از یک گروه براساس محاسبات کوتاه مدت، به جز اغتشاش فکری و غافل شدن از اصل مبارزه، بازده ای نخواهد داشت. با مشروعیت جنبش سبز نباید بازی کرد.
واژه «عدالت» در سنت چپ ايران معنای «برابری» و همترازی شناخته میشد و در مفهوم دينی هيچ قرابتی با اين مفهوم نداشت و به معنی «قرار گرفتن هر کس و هر چيز در جای درست و به حق آن» تعريف میشد.
نظریه ولایت فقیه در زمانی و در شرایطی محقق شد که حدود هفتاد سال از جنبش مدرن مشروطه و بیش از نیم قرن از مدرنیزاسیون عصر پهلوی گذشته بود و ظاهرا نمیبایست در ایران معاصر یک حکومت مذهبی با زعامت فقیهان بنیادگرا به عرصه میآمد. فهم و تحلیل آن بسیار مهم و برای آینده راهگشاست.
جنبش اعتراضی ایران تصور مردم جهان را نسبت به این کشور از اساس دگرگون کرد. تصویر ایران تا پیش از اوجگیری این جنبش، عمدتا تصویری منفی بود. تو پنداری که تصویر این کشور را در قاب یک حکومت کمابیش طالبانی درگیر یک مناقشه هستهای جای دادهاند.
این رفتارها نه تنها آدم رو در اعتقاداتش سست نمی کنه بلکه باعث میشه به راهی که رفتی ایمان بیاری و بدونی درست عمل کردی. هم اسلام، هم جامعه مدنی، هم حقوق بشر و هم ایران هم اکنون در معرض خطر هستند و همه باید بجنبند که ایران رو نجات بدهند.
هر کسی در این میان نقش خود را بازی کرده و میکند. فعالین جنبش زنان از یک سوی، فعالین حقوق بشر از سویی دیگر، اقتصاددانان غیر دولتی در جایی و فعالین سندیکایی در جایی دیگر، هنرمندانمان ما با حرفه ی خود و فعالین سیاسی ما با نوشتارها و سخنانشان. همه حلقه های به هم پیوسته ای هستیم که با همه ی تفاوتهایمان بدنبال آزادی، دمکراسی، رفاه و سربلندی برای مردم میهنمان هستیم.