با وجودی که بسیاری از سرآمدان جنبش سبز از بطن جمهوری اسلامی برخاسته اند، سخنان و واژه هایی که به کار می برند برای آن نظام و ادبيات سياسی آن بيگانه است. در نظام اسلامی جایی برای "منافع ملی" و "همبستگی ملی" وجود نداشته و ندارد. این مفاهيم و عبارتها نشانه های آشکار دورتر شدن آنان از نظام اسلامی و وضع موجود است.
هر روزبر تعداد و عمق مسایلی که نظام اسلامی قادر به حل آن نیست افزوده می گردد. این مسایل زاده خود رژیم هستند و از این رو حل آن وسیله ی رهبران کنونی رژیم غیر ممکن است. بازارـ سنگر توانمند محافظه کاران ـ که دهه های دراز به محافظه کاران از طريق کمک های بزرگ مالی و نیروی انسانی ياری رسانده و در قبال آن یکی از معدود نهادهایی بود که از جمهوری اسلامی متنفع شده بود، نیز به گروه مخالفان حکومت پیوسته است. گرچه انگيزه اعتصاب کنونی بازار افزایش مالیات بردرآمد می باشد، اما علت اصلی نارضايتی بازار از دست دادن قدرت نسبی خود در برابر سپاه پاسداران است. همراه با افزایش قدرت سپاه در اقتصاد کشور، به ویژه در دوره ی حکومت کنونی، و دست اندازای آنان نه تنها در طرح های میلیارد دلاری بلکه ورود مستقیم به امور بازرگانی و واردات که همیشه در اختيار بازار بود، کفه قدرت به ضرر بازار چرخیده است. اعتصاب کنونی بازار، بازتاب نارضایتی این نهاد از حکومت امنیتی – سپاهی می باشد و با در نظر گرفتن روند افزایش قدرت سپاه در اقتصاد کشور و تداوم کاهش قدرت باقی مانده بازار، به نظر می رسد که در درازمدت ادامه يابد.
مسئله ديگر اختلاف مجلس اسلامی و حکومت است که راهی به جز ژرف شدن در پیش ندارد. حکومت که اشتهای سیری ناپذیر خود را برای در دست گرفتن تمامی اهرم های قدرت به نمایش گذارده و در این راه از دشمن تراشی برای خود باکی نداشته است، تاب تحمل مجلس توانمند را ندارد. دست اندازی هرچه بیش تر حکومت بر منابع مالی گسترده تر و همزمان خواست کاستن از قدرت مجلس در امر نظارت برآن منابع رو به افزایش است. مجلس به عنوان یک نهاد، ادامه این حکومت را مساوی با کاسته شدن از قدرت خود می بیند و به ناچار یا باید شاهد زوال خود یا تجهيیز منابع برای مقابله با حکومت گردد. از سوی دیگر رییس مجلس که همراه با برادر خود دو قوه قضاییه و مقننه را مهار می کنند، خود از مدعیان قدرت در جمهوری اسلامی است. جنگ قدرت و رقابت شخصی در نظامی که هرروزه مشروعیت خود را از دست می دهد و مکانیسم مهار قدرت هر روزه ضعیف تر می گردد، کینه و حس انتقام جویی بیش تر را پرورش می دهد. همراه با وخیم شدن اوضاع سیاسی، اقتصادی و امنیتی جمهوری اسلامی، این اختلاف به اندازه ای بالا گرفته که یکی از رهبران "اصول" گرای مجلس به طور آشکار تهدید به برکناری رییس جمهور را کرده است.
در جبهه ی سرآمدان نظام، نيزجنگ قدرت و برنامه حذف رفسنجانی همچنان ادامه دارد. با حملاتی که محسن رضایی در مصاحبه با فارس نیوز انجام داد و در آن به طور صریح اظهار داشت که «هاشمی حاظر برای بسیج امکانات برای جنگ نبود» اتهام سنگینی را متوجه وی نمود. با توجه به این که تا کنون رضایی تلاش می کرد که رابطه خود را با رفسنجانی در حد دوستانه حفظ کند و همزمان با غلطيدن کامل رضایی به دامن رهبر انقلاب، چنین به نظر می رسد که این حملات از حمایت رهبر رژیم نیز برخوردار باشد که همزمان نشان دهنده کاهش نفوذ رفسنجانی در سپاه پاسداران است. هر گونه حمله به رفسنجانی، قدرت رییس جمهور نظام را افزایش خواهد داد و طرح حذف او را سرعت خواهد بخشید. با گذشت زمان، امکان حل مسالمت آمیز اختلاف میان سرآمدان رژیم کوچکتر و کمرنگ تر می گردد.
وضعیت امنیتی کشور و به ویژه در منطقه کردستان و بلوچستان رو به وخامت گذارده است. چنین به نظر می رسد که میان ترکیه، سورویه و جمهوری اسلامی توافقی برای حمله نظامی به مناطق کردنشین در هر سه کشور به دست آمده باشد. حملات نظامی جمهوری اسلامی به مناطق کردنشین در داخل و خارج مرزهای کشور، آنهم وسیله ی حکومتی که مشروعیت خود را از دست داده است، تضمینی بر برقراری امنیت در منطقه نیست و بدون شک نتایج منفی چنین حملاتی، بر قراری امنیت در منطقه را مشکل تر خواهد کرد. با نزدیک شدن زمان خروج نیروهای آمریکا از عراق، شاهد افزایش بی ثباتی، بمب اندازی و ترور و وحشت در اين کشور هستیم بی ترديد با خروج بیش تر نیروهای آمریکا، این روند تشدید خواهد یافت. موج بی ثباتی در عراق بدون شک کردستان آن کشور و ایران را نیز در بر خواهد گرفت. باید انتظار وخیم ترشدن وضعیت امنیتی در باختر کشور را داشت.
در بلوچستان وضع حتا حادتر شده است. سه نماینده زاهدان در مجلس در اعتراض به نبود امنیت از نمایندگی استعفا دادند. حکومت از پاکستان به شدت انتقاد کرده و رییس مجلس و رییس کمیسیون امنیت ملی از احتمال ورود نیروهای ایران به خاک پاکستان برای مقابله، سخن به میان آورده اند. با ادامه ی این موضع گیری، پاکستان از معدود کشورهایی که هنوز با جمهوری اسلامی روابط خصمانه ندارد نیز به گروه مخالفان خواهد پیوست. پاکستان که حاکمیت ملی آن کشور به خاطر وجود جنگ در افغانستان و حملات طالبان داخلی و دست اندازی نیروهای آمریکایی به شدت آسیب دیده است، به سختی به تواند تحمل حمله دیگری بر حاکمیت ملی خود را داشته باشد. افزایش حملات طالبان در افغانستان و افزایش تلفات نیروهای داخلی و خارجی در آن سرزمین، بر پیچیدگی و بی ثباتی وضع در اين منطقه افزوده است. نیروهای شورشی و قاچاقچیان مواد مخدر با آزادی عمل بیش تر بر فعالیت خود در خاور ایران می افزایند.
حلقه محاصره اقتصادی ایران هر روزه تنگ تر می گردد. اثرات منفی این محاصره خود را در اقتصاد کشور آشکار می کند. اقتصاد ایران که با مسایل کمرشکن روبرو بود، شاهد شدت گرفتن نرخ تورم و بیکاری می باشد. همزمان، هزینه خدمات و کالاها که از یارانه ها استفاده می کردنند به شدت افزایش یافته است. در حالی که تعداد اندکی از پژوهشگران هوادار یارانه در اقتصاد کشور می باشند، بخش بزرگتر در باره عامل به شدت تورم زای نحوه و زمان اجرای این طرح، اشتراک نظر دارند. حکومت به شدت به دنبال در دست گرفتن طرح برداشتن یارانه ها و دست اندازی به منابع مالی آن بدون نظارت مجلس می باشد. این دو عامل توامان ـ تحریم ها و اجرای طرح یارانه ها ـ دارای اثرات مخرب کوتاه ودرازمدت بر اقتصاد ایران است. مشکلات اقتصادی، ملموس تر از هميشه برای بخشهای بزرگ جامعه، برمسایل و بحرانهای سیاسی پيشی گرفته و بر حکومت سایه انداخته و در حال بدل شدن به اولویت نخست می باشد.
***
در حالی که رژیم بدست خود بر گستردگی و ژرفای مسایل خويش می افزاید و همراه با آن خشونت و سبعیت آن نظام افزایش می یابد، جنبش سبز با وجود سکون ظاهری، سرزنده و در حال استواری ریشه های خود در جامعه می باشد. هم ملت و هم سرآمدان این جنبش چه در داخل و خارج زندان سخت در مواضع خود ایستاده اند و برای به دست آوردن آزادی های مدنی مبارزه می کنند. دفاعیات چند تن از این افراد در دادگاه که شخص رهبر رژیم را مسئول ایجاد وضع کنونی می دانند، در این راستا می باشد. بیرون از زندانها نیز سخن رانی و مصاحبه ها ادامه دارند. موسوی به صراحت مسئولان حکومتی را متهم می کند که "منافع خود و جناح خود را به جای منافع ملی جا می زنند" و هشدار می دهد "حفظ امنیت ملی بدون پشتوانه شهروندانی آزاد و آگاه ممکن نیست" وی از درگیری سپاه در مسایل سئوال برانگیز سخن می گوید. با وجودی که بسیاری از سرآمدان جنبش سبز از بطن جمهوری اسلامی برخاسته اند، سخنان و واژه هایی که به کار می برند برای آن نظام و ادبيات سياسی آن بيگانه است. در نظام اسلامی جایی برای "منافع ملی" و "همبستگی ملی" وجود نداشته و ندارد. این مفاهيم و عبارتها نشانه های آشکار دورتر شدن آنان از نظام اسلامی و وضع موجود است.
تا هنگامی که رژیم اسلامی با تمام مشخصه ها که بالاترین آن اولویت دادن به منافع رژیم در برابر منافع ملی است، در موضع حکومت در ایران باشد، باید انتظار افزایش مسایل خود آفرین رژيم و بی ثباتی بیش تر در کشور و منطقه را داشته باشیم.
19 ژوئیه 2010