Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
May 09, 2010یک شنبه 19 اردیبهشت 1389
 

سفر نيويورک و ادامه سیاست خارجی بحرانزای رژیم اسلامی

فرهاد یزدی
 

رژیم اسلامی نه تنها از موقعیت سفر رییس جمهورش به نیویورک استفاده نکرد و پیام آرامش بخشی ارایه نداد، بلکه با دست زدن به دو رزمایش دریایی در آب های خلیج فارس و دریای عمان، در کم تر از یک ماه، موجب تأئيد ظن همسایگان و غرب گرديد.


هر قدرت بزرگ منطقه ای برای همسایگان و قدرت های بزرگ جهان هراس آور است. این امر به ویژه ترسناک تر می شود، اگر کشور مورد بحث در نقطه ای استراتژیک قرار داشته باشد. ایران قدرت برتر در خلیج فارس است و تنگه هرمز که کمابیش 40 درصد نفت صادراتی جهان از آن آبراه عبور می کند را زیر مهار خود دارد. با از میان برداشتن صدام در عراق و در درجه پایین تر طالبان در افغانستان، هردو وسیله ی ابر قدرت جهانی آمریکا، در نبود نیروی نظامی خارجی، ایران به قدرت برتر بدون رقیب در این نقطه از جهان بدل خواهد شد.
در چنین شرایطی، منافع ملی ایران و دوراندیشی حکم می کند، ایران از یک سو میان همسایگانش که برای زندگی خود به امنیت این آبراه وابسته اند و از سوی دیگر ميان قدرت های بزرگ جهانی و دیگر کشورها که آنان نیز برای ادامه زندگی به نفت این منطقه نیاز دارند، دست به اعتماد سازی زند. ایران در راه حفظ منافع خود، می بایستی به لنگرگاه ثبات و حافظ آرامش در این نقطه حساس جهان که به شدت متشنج است، بدل می شد. به ویژه که وابستگی ایران به درآمد نفت برای زنده ماندن در دهسال گذشته به شدت افزایش یافته است. وابستگی ایران به درآمد نفت چنان بالاست که بدون آن نمی تواند به زندگی ادامه دهد. همچنين وابستگی جهان به انرژی منطقه چنان بالاست که ماجراجویی در این مورد، با واکنش سخت و کوبنده قدرت های خارجی روبرو خواهد شد. در راستای اين وابستگی به نفت حوزه ی خلیج فارس و در پی سیاست های ماجراجویانه رژیم، از جمله سیاست هسته ایست که قدرت های بزرگ و میانی جهانی به اعزام نیروی نظامی با هزینه ی بسیار بالا به این منطقه نموده اند. این تجمع شدید قدرت آتش در منطقه امکان در گیری نظامی را به شدت افزایش داده است. تهدید به حمله ی نظامی و خطر بمباران ایران در پنج سال گذشته همیشه وجود داشته است.
در راستای منافع ملی ایران است که باید با تمام توان تلاش شود، از شدت تشنج به سرعت کاسته و اعتماد همسایگان نسبت به مسالمت آمیز بودن برنامه های کشور در حرف و عمل جلب گردد. اما رژیم اسلامی نه تنها از موقعیت سفر رییس جمهورش به نیویورک استفاده نکرد و پیام آرامش بخشی ارایه نداد، بلکه با دست زدن به دو رزمایش دریایی در آب های خلیج فارس و دریای عمان، در کم تر از یک ماه، موجب تأئيد ظن همسایگان و غرب گرديد. سفر اخیر رییس جمهور نظام به نیویورک، از قاعده حکومت های خودکامه و برتر قرار دادن منافع رژیم بر منافع ملی، مستثنی نبود. در حالی که ایران و همچنین خود رژیم با مسایل بسیار پیچیده و مشگلات شديد داخلی روبروست و منطقاً می بایستی در راه کاستن از بی ثباتی، گام های اساسی برداشته شود، اما وی چون هميشه در جهت عکس اين منطق حرکت کرده است. او که از جانب بخش بزرگی از ملت و همچنین دو رهبر جنبش سبز به عنوان رئیس جمهور به رسمیت شناخته نشده، در این سفر نيز نه تنها تلاشی در کاستن از تشنج میان ایران و جامعه جهانی به عمل نیاورد، بلکه بر مواضع از پیش اعلان شده که بیهودگی آن ثابت شده، همچنان پای فشرد، مواضعی که ایران را تا لبه تحریم های سخت آن هم در شرایط اقتصادی تاسف آور کنونی کشور، پیش برده امد. با در نظر گرفتن ترکیب شورای امنیت، چنین به نظر می رسد که این بار برای وضع تحریم های جدید و سخت تر برعلیه ایران، رای کافی به دست آید. روسیه هرروزه از جمهوری اسلامی فاصله بيشتری گرفته و دیگر متحد قابل اعتمادی به شمار نمی آید. روسیه از این که پیشنهادش برای تعویض سوخت هسته ای برای راکتور پزشگی تهران مورد قبول قرار نگرفت سرخورده شده اند. همچنین شعارهائی در تظاهرات جنبش سبز علیه آن کشور به عنوان مدافع رژیم اسلامی، رهبران کرملین را مجبور به بازبینی سیاست های خود در قبال ایران نمود. چین دیگر متحد رژیم، نیز این بار به احتمال زیاد از قدرت وتوی خود در سازمان ملل برای رد تحریم ها استفاده نخواهد کرد.
همزمان شرایط اقتصادی کشور و وضع معیشتی مردم به شدت رو به وخامت گذارده است. درآمد نفتی که وارد بازار ایران می شود، به جای اینکه پایه های اقتصاد ملی را استوار کند، به شیوع فساد، خروج سرمایه از کشور، افزایش تورم و بیکاری دامن می زند و سقوطِ اقتصاد رو به فرود، به شدت شتاب می گیرد. از این رو باید انتظار داشت که اقتصاد ایران که در حال حاضر در سراشیبی تندی افتاده است، با افزایش تحریم ها، بر شتاب سقوطِ آن افزوده شود. این بار تحریم ها بانکداری، بیمه، کشتیرانی و شرکت های وابسته به سپاه پاسداران که بزرگ ترین بنگاه های اقتصادی ایران را تشکیل می دهند، را در بر می گیرند. واردات که در چند سال گذشته حجم آن به شدت افزایش یافته، با کاهش شدید روبرو خواهد شد. تولید داخلی که سال هاست رو به کاهش گذاشته، قادر به پر کردن جای خالی واردات نخواهد بود. کشور با کمبود شدید کالا و بیکاری هرچه بیش تر روبرو خواهد شد. تظاهرات آینده در ایران درمحدوده سیاسی – اجتماعی نخواهد ماند و بخش بزرگی از آن به خاطر مسایل اقتصادی خواهد بود. به تبع آن، ابعاد و تنوع شرکت کننده گان در چنین تظاهراتی نیز گسترش خواهند یافت.

* * *
محرک و انگيزه ی هر کشور مستقل در صحنه ی سیاست جهانی، دست یابی به منافع ملی است. در کشورهای دمکرات هدف های ملی و رژیم حاکم وسیله ی اراده ملت برگزیده می شوند. از این رو به ندرت منافع رژیم حاکم در تضاد با منافع ملی قرار می گیرد. از سوی دیگر در رژیم های خود کامه منافع ملی و منافع رژیم در اکثر مواقع با هم در تضاد می باشند و به ندرت آن دو با هم همسو می گردند. در چنین نظامهائی این منافع ملی است که قربانی منافع رژیم شده و تعیین کننده خط مشی اصلی حکومت منافع رژیم می باشد. از این رو در نظام ها خودکامه، ملت در درازمدت بهره ای جز تیره روزی در مقایسه با توان بالقوه خود نخواهد داشت. رژیم اسلامی نیز مطابق این الگو عمل می کند.
نظام اسلامی برای منحرف کردن اذهان ملت از مسایل داخلی که از حل آنان عاجز است، به افزایش تشنج در سیاست خارجی، دست زده است. مساله هسته ای را به سوی نقطه بدون بازگشت پیش می برد. روابط با اعراب خلیج فارس به شدت تیره شده و آنان از ترس جمهوری اسلامی هر روز بیش تر به دامن غرب و اسراییل پناه می برند. همه ی این اقدامات در حالی انجام می گیرد که اوضاع در مرزهای ایران به شدت وخیم است. در عراق نا امنی و بی ثباتی رو به افزایش است. دولت آینده هنوز نتوانسته تشکیل شود و امکان برخوردهای فیزیکی میان گروه های متعدد قومی و مذهبی افزایش می یابد. با نزدیک تر شدن تاریخ خروج نیروهای آمریکا از آن سرزمین باید انتظار افزایش بی ثباتی را داشت. نمی توان با اطمینان گفت که پس از خروج سربازان آمریکایی از عراق، یکپارچگی سرزمینی در آن واحد سیاسی حفظ خواهد شد و به چند تکه تقسیم نخواهد شد. چنین امکانی به شدت برای امنیت ایران خطرناک است. همزمان اوضاع در خاور ایران در افغانستان نیز به شدت نا معلوم است. با وجود افزایش نیروهای آمریکا در آن کشور، هنوز ثبات نسبی بر قرار نگردیده است. حکومت آن کشور با یک بحران داخلی مانند حمله گسترده طالبان، می تواند از هم بپاشد. پاکستان با دارا بودن جنگ افزار هسته ای نیز به شدت با بی ثباتی دست به گریبان است. بسیاری از مناطق آن کشور در کنترل حکومت مرکزی نمی باشند. نگرانی اصلی ایران این مسایل هستند و نه مساله ی هسته ای و یا شاخ شانه کشیدن در برابر اعراب خلیج فارس یا ماجراجویی در برابر اسراییل و یا برخورد با غرب که رژیم با تمام قوا به آن دامن می زند. نگرانی اصلی خارجی ایران بی ثباتی و امکان شدت گیری جنگ داخلی در همسایگی و تأثير به شدت منفی آن بر کشور می باشد.
هفتم ماه مه 2010


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما