Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
April 11, 2010یک شنبه 22 فروردین 1389
 

هوشیاری آمیخته با اخلاق حرفه‌ای

مهشید (یک روزنامه نگار جوان از ایران)
 

اعتبار گرفتن اگر قرار است از اشتباهی که گاهی رخ می‌دهد نیز امتیاز محسوب شود و هوشیاری، اعتبار و امتیاز اولیه‌ی این ماجرا را بهتر است به مترجم متن سخنرانی بدهیم که حساسیت نخستین را برانگیختند.

در پاسخ به نوشته ی آقای علی کشگر

آقای علی کشگر در نوشته‌ای زیر عنوان «هوشیاری همواره لازم است»، از جانب سامانه‌ی تلاش آنلاین به شرح روند مصاحبه‌ی این سامانه بر موضوع سخنرانی شاهزاده رضا پهلوی درباره ی چالش برقراری مردم سالاری و حقوق بشر در ایران پرداخته‌اند. مصاحبه‌ای که به گفته‌ی نویسنده‌ی متن مزبور کتبی و با ارسال مجموعه‌ی کامل پرسش‌ها به مصاحبه شوندگان و احتمالا بدون محدودیت زمانی برای دریافت پاسخ یا درج در سامانه‌ی تلاش صورت گرفته است.

هر روزنامه نگار می‌داند که این نوع مصاحبه‌ها چند خصوصیت دارند از جمله این که مصاحبه کننده‌ی "هوشیار" پس از دریافت پاسخ‌ها معمولا به پرسش‌های دیگری می‌رسد یا درمی‌یابد برخی از پرسش‌هایش را می‌تواند با توجه به پاسخی که دریافت کرده است یکی کند یا بر عکس بشکند تا متن نهایی "بی ربط" نشود. این کار را در روزنامه‌نگاری" تنظیم مصاحبه" می‌نامند و روزنامه‌نگاران متقدم معتقدند تنظیم هر مصاحبه مهم‌ترین اثر را در اثرگذاربودن متن نهایی دارد، چون جریان ذهن خواننده را نظم می‌بخشد و از همین رو مصاحبه‌های کتبی می‌توانند اثرگذارترین نوشته های روزنامه‌نگاری باشند یا بشوند.

در مصاحبۀ مورد بحث نوشته ی آقای کشگر چند نکته هست که به دلیل تاکید ایشان بر لزوم هوشیاری- از جانب نویسنده و خواننده هر دو- اگر مطرح نشوند دلیل بی توجهی، بی تفاوتی یا عدم هوشیاری جامعه خواهد بود:

1 پرسش‌ها پیشاپیش بر این اساس طراحی شده‌اند که شاهزاده صحبتی کرده است که بسیار اشتباه و خطرناک است و منِ پرسشگر از شمای پاسخ دهنده می‌خواهم نظر مرا تایید کنید،( نه این که نظری داشته باشید.) آنچه در روزنامه‌نگاری نگاه جهت دار روزنامه نگار خوانده می‌شود. یعنی پرسشگر پرسش نمی‌کند، بحث نمی‌کند، بیانیه می‌دهد.
نمونه: "آيا تاکنون شما و ما و نسل‌های پيش از ما که ايرانيان ساکن در سرزمين ايران ـ آنچه که به نام رسمی اين سرزمين باقی مانده است ـ را يک ملت قلمداد کرده و نام برده‌ايم برخطا بوده‌ايم." (مصاحبه کننده حتی گذاشتن علامت سوال را لازم نمی‌داند.)

2 سراسر مصاحبه بر اساس یک اشتباه در ترجمه طرح شده است و گرچه آقای کشگر در نوشته‌شان کوشیده‌اند مسئولیت این اشتباه را ( نه فقط اشتباه ترجمه و گزارش که تمام آنچه پیش آمده است) بر دوش «حزب مشروطه ایران» بگذارند و راحت از نقش پرسشگر که زحمت خواندن اصل مطلب را به خود نداده حتی سخنی در حد یک اشاره به میان نیاورند، بار اشتباه یا پیشداوری توام با هیجان از یافتن جایی برای تاختن به شاهزاده و حزب مشروطه توسط سوال کننده بر کسی پوشیده نمی‌ماند. ( پاسخ دهندگان را هیچ وظیفه‌ای نمی‌بود که جویای متن اصلی مورد پرسش شوند، گرچه " هوشیاری" روزنامه نگار و سیاستگر پیش کسوت میهمنمان به چنین جستجویی انجامیده است.) ایرادی ندارد و کاملا هم اخلاقی و حرفه‌ای است یک کوشنده‌ی سیاسی از هر ظرافتی استفاده کند و راهی دیگر برای مبارزه حتی در حد نوشتاری با شکل نظام حکومتی که مورد پذیرشش نیست بیابد، از اشتباه شاهزاده یا حزب مشروطه ایران سخن بگوید و یک امتیاز بگیرد، اگر و تنها اگر این همه واقعیت می‌داشت. چون در حالتی که اکنون پیش آمده است متاسفانه از جانب مبارزان هم فکر آقای کشگر و خوشبختانه از جانب هواداران شاهزاده و حزب مشروطه تنها سامانه ی تلاش زیر سوال رفته است و هوشیاری آقای همایون یک امتیاز دیگر به حزب مشروطه ایران داد.

3 پس از دریافت پاسخ آقای همایون و درک اشتباهی که پیش آمده بوده است، ایرادی نمی‌داشت اگر مصاحبه کننده، با اندکی تغییر در پرسش‌های بعد، متن را بر اساس حقیقت تنظیم کند و اساس داعیه ی لزوم هوشیاری را به هوشیار بودن و هوشیار کردن به معنای حساس بودن به آنچه درست است نه آنچه نام می‌آورد و صدا می‌کند می‌گذاشت. با توجه به پاسخ‌های آقای همایون انجام چنان اصلاحی ساعتی بیش نمی‌کشید و هوشیاری سامانه‌ی تلاش را شفاف‌تر و درست‌تر و راست‌تر نشان می‌داد و آن حساسیتی که آقای کشگر می‌گویند بر اثر هوشیاری این سامانه به وجود آمد- و ما خوانندگان این سوی پرده که طبعا از آن سوی پرده بی خبریم می‌بینیم در هر جا که این مصاحبه یا متن سخنرانی با همان اشتباه چاپ شده است بیشتر حساسیت و اعتراض‌ها به نحوه‌ی طرح پرسش‌های سامانه ی تلاش بود و اشتباهی که بر اساس یک فرض اشتباه پایه گذاشته شده بود- حساسیتی مثبت و موید هوشیاری مصاحبه‌گر می‌شد.

برای من چندان قابل قبول نخواهد بود اگر سامانه‌ی تلاش از عدم امکان تغییر یا حتی حذف مطلبی بگوید چون این مسئله بارها در این سامانه پیش آمده است.

4 پس از تمام این مسائل نویسنده‌ی متن مورد بحث مانند بیشتر نیروهای اپوزیسیون خارج از ایران خود را یک قدم به منجی ایران بودن نزدیک‌تر می‌بیند و فاتحانه از رفع خطری که می‌رفت تا کشور را از هم بپاشد سخن می‌گوید (ما بسیار خرسندیم که بار دیگر هوشیاری و حساسیت‌مان نسبت به مواضع انحرافی و اقدام به موقع‌مان موجب تصحیح نظرات مخدوش نسبت به هستی میهنمان گردید.)
آقای کشگر در این میان چنان بر امتیاز گرفتن برای سامانه‌شان اصراردارند- و همه برای حفظ میهن‌مان، نه نام تلاش- که دلشان نمی‌آید کوچک‌ترین امتیاز تصحیح بند اشتباه ترجمه را هم به حزب مشروطه ایران بدهند، هوشیاری رایزن حزب مشروطه و ترجمه‌ی دقیق و درست ایشان هم لازم است در کنار "گفتگو با تلاش" مطرح شود تا مانند همیشه حق مصاحبه در انحصار تلاش بماند. یعنی آقای همایون امکان نداشت خودشان این متن را بخوانند و اصلاح کنند، اگر تلاش این اشتباه را نمی‌کرد.

و یک بار دیگر من روزنامه‌نگار جوان ساکن میهن را به این سوال همیشه بی جواب می‌رساند که چرا نسل انقلاب اسلامی نمی‌تواند بپذیرد انسان می‌تواند اشتباه کند و سخن گفتن از اشتباه انکار هویت‌کاری یا انسانی نیست، نقدی است که تنها از آن که با هوشیاری و آگاهی رو به کمال است برمی‌آید.
مطلب آقای کشگر با همه‌ی آنچه به نظر من آمد و برشمردم می‌توانست اخلاقی‌تر و حرفه‌ای‌تر پایان یابد و ذره‌ای آزاردهنده نباشد اگر ایشان پس از همه‌ی آنچه نوشته‌اند در یک اشاره می‌پذیرفتند در طرح سوال‌ها شتاب به خرج داده‌اند- همچنان که مترجم در برگرداندن متن سخنرانی- و درست‌تر می‌بود اگر در مقام یک روزنامه‌نگار و کوشنده‌ی سیاسی پیش از نوشتن از چنان متنی اندکی بیشتر تامل می‌کردند.

اعتبار گرفتن اگر قرار است از اشتباهی که گاهی رخ می‌دهد نیز امتیاز محسوب شود و هوشیاری، اعتبار و امتیاز اولیه‌ی این ماجرا را بهتر است به مترجم متن سخنرانی بدهیم که حساسیت نخستین را برانگیختند.

5 در نهایت امیدوارم همه‌ی ما در آنچه به نام کوشیدن برای ساختن ایرانی بهتر داریم صادق و صمیمی باشیم. جنبش سبز اگر پیروز است به دلیل جویای نام نبودن و انحصار طلبی را در هم شکستن است. بسیاری در این جنبش می‌نویسند و بسیاری نوشته‌ها را پخش می‌کنند و نه حرف نجات ایران به میان می‌آید نه نام آن بسیاران.
حزب مشروطه ایران یکی از آن بسیاران است. گسترش گفتمان دمکراسی لیبرال، تعریف دقیق و درست آزادی‌خواهی، حقوق شهروندی و مبارزه مردمی و نیروی مردم ایران از این حزب بهره‌ها برده است- بی آن که حزب یا رایزنانش تلاشی برای ابراز چنین حرف‌هایی داشته باشند، تلاش که سهل است، حتی یک بار متنی مانند نوشته‌ی مورد بحث ما منتشر کرده باشند. ، که مثلا " بار دیگر هوشیاری و حساسیت مان نسبت به مواضع انحرافی و اقدام به موقع‌مان موجب تصحیح نظرات مخدوش نسبت به هستی میهنمان گردید." آقای کشگر گرامی، " آنچه اصل است از دیده پنهان است."
این نوشته نه تاختن به شخص است نه کینه ورزیدن به ذهنیت سیاسی یک کوشنده. این نوشته یادآور چیزی است که جنبش سبز می‌کوشد از آن بگذرد: اشخاص، نام‌ها، امتیازها- دادن یا گرفتن، داعیه‌ها، شعارهای آرمان‌گرا مانند "تصحیح نظرات مخدوش به هستی میهن" و انحصار طلبی‌ها.

با احترام و با آرزوی سربلندی ایران و ایرانی
مهشید (یک روزنامه نگار جوان از ایران)

به نقل از سایت حزب مشروطه ایران


جستجو در سامانه

آثـار:
دکتر جمشید بهنام
دکتر محمدرضا خوبروی پاک

برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما