هر روزه گام دیگری در راه نظامی شدن ایران برداشته می شود. بن بست سیاسی در داخل رژیم و نیاز روز افزون گروه های درگیر به پشتیبانی نیروهای مسلح، وزنه ی تاثیر گذاری نیروهای مسلح را در کانون تصمیم گیری رژیم جمهوری اسلامی افزایش داده است. چنین فرآیندی غیر قابل انتظار نبود. زیرا نظامی که مشروعیتی در نزد ملت ندارد و هر روزه، برای ادامه زندگی نیاز بیش تری به تکیه زدن بر عامل زور احساس می کند، راه دیگری در پیش ندارد. با افزایش نفوذ، بر اعتماد بنفس سپاه برای به عهده گرفتن نقش مهم تر، نیز افزوده می گردد. در نهایت، هنگامی که راه حل های سنتی سیاسی، کارآیی خود را نزد گروه های رقیب مدعی قدرت به طور کامل از دست می دهند، همه ی آنان برای بازکردن گره کور سیاسی نه تنها به دامن نیروهای مسلح پناه خواهند برد، بلکه برای پیش گیری از درهم پاشی کامل حکومت، خواستار ورود مستقیم آنان به صحنه سیاسی خواهند شد. خلا سیاسی، بنا به سرشت خود نمی تواند به درازا بکشد و به سرعت پر خواهد شد. در حال حاضر، در صحنه ی سیاسی ایران، نهاد دیگری که به تواند در هنگام لزوم، خلا را پر کند، دیده نمی شود.
رژیم اسلامی با کنار گذاردن اراده ملی به عنوان داور نهایی، شرایط لازم برای ایجاد جنگ قدرت را در داخل رژیم، فراهم کرد. در درازای 30 سال حکومت، تعداد مراکز قدرت در داخل رژیم افزایش یافت که سبب کاهش قدرت نسبی هریک از این مراکز گردید. برای هریک از این مراکز قدرت، جلب پشتیبانی نیروهای مسلح که در هر نظام دمکراتیک باید به دور از دایره سیاسی، با وفاداری به قانون اساسی، تنها در خدمت اراده ملی عمل کند، هر روزه اهمیت بیش تر یافت. با ادامه این راه چنین به نظر می رسد، که نیروهای مسلح، در حال تبدیل شدن به تعیین کننده نهایی می باشند.هم اکنون، نشانه های چنین تحولی، به طور آشکار دیده می شود.
جانشین فرمانده نیروهای انتظامی خبر از واگذار کردن امنیت محله ها به بسیج داد. بر مبنای این برنامه طرح، تحویل جنگ افزار و تجهیزات به بسیج آغاز شده است. با این حال اعلان شده که این "نیروها بنای به کارگیری از تجهیزات و سلاح را ندارند". او همزمان خبر از مانور گسترده نیروهای انتظامی در سه استان را اعلان کرد.(1) چند روز پیش از آن نیز مانور گسترده ای با حضور 30000 مامورین نیروهای انتظامی در تهران انجام شد. چند روز پس از آن خبر رزمایش "سه هزار گردان بسیج" در سراسر ایران برای "نمایش قدرت" به گوش رسید.(2) بر مبنای گفته جانشین ریاست ستاد ارتش سه خطر فوری جمهوری اسلامی را تهدید می کند، حمله ی نظامی [خارجی]، سقوط قیمت نفت و امکان تکرار وقایع هژدهم تیر(3). او از باختر ایران و خوزستان و جنوب خاوری به عنوان سه منطقه پر خطر نام می برد. فرمانده سابق سپاه از قابلیت شلیک هر چند دقیقه یک بار موشک های ساخت داخل کشور خبر می دهد. همزمان سپاه، خبر از انهدام یک شبکه ی جاسوسی اسراییلی را پخش می کند.
1ـ این مانورها نمی تواند تنها برای ایجاد رعب و وحشت باشد، گرچه بخش مهمی از آن را تشکیل می دهد(4). عامل مهم تر آمادگی برای سرکوب شورش های مورد انتظار است. با وخیم شدن اوضاع اقتصادی کشور و کاهش شدید و سریع درآمد نفت، دست باز حکومت در ارایه یارانه، بالا نگاه داشتن ارزش ریال ایران و اجازه واردات در سطح گسترده، تا مقدار زیادی بسته خواهد شد. نارضایتی شدید عمومی، فزونی خواهد یافت. این امر می تواند بی ثباتی تا مرز شورش های گسترده را همراه آورد. رژیم اسلامی به این واقعیت آگاهی دارد و با نمایش توان سرکوب خود، در تلاش است که مانع انجام آن گردد. از سوی دیگر نمایش قدرت و استقرار آشکار نیروهای ضد شورش در شهرها، می تواند نشان از آمادگی برای سرکوب فوری هرگونه واکنش احتمالی، در برابر افزایش قدرت سیاسی نیروهای مسلح، که به نظر می رسد در چندماه گذشته، بر شتاب آن افزوده شده است، باشد.
2ـ درگیری نظامی با آمریکا و یا اسراییل، با وجودی که در چندماه گذشته به نظر می رسد از احتمال آن کاسته شده، از نظر نیروهای مسلح نظام هنوز بسیار جدی است. بیش از هر قدرت دیگر در داخل رژیم، نیروهای مسلح با آگاهی از فاجعه ای که برای آنان می تواند پیش آید، خواهان اجتناب از جنگ هستند. آغاز مذاکره با آمریکا سریع ترین و مطمئن ترین گام نخست در این راه می باشد. اما تا هنگامی که جنگ داخلی قدرت ادامه دارد، گفتگوی موثر نمی تواند شکل گیرد. این آگاهی، فشار دیگری است بر نیروهای مسلح که هر روزه موقعیت خود را مستحکم تر ارزیابی می کنند، تا نقش خود را در گزینش سیاست های کلان رژیم، پر رنگ تر کنند.
اگر بی ثباتی سیاسی در داخل رژیم تا خرداد ماه آینده ادامه داشته باشد(5)، می توان انتظار داشت که در انتخابات ریاست جمهوری، وزنه ی سپاه در میان مدعیان قدرت، تعیین کننده باشد. نیروهای مسلح ممکن است وزنه ی خود را به سوی نامزدهای غیر نظامی متمایل کنند. همزمان، نیروهای مسلح نیز مانند دیگر نهادهای رژیم، دچار چند دستگی است و از این رو، انتخابات آینده با تنش و درگیری گسترده می تواند همراه باشد که آمادگی کنونی، بخشی از عملیات برای پیش گیری از وقوع آن است. با در نظر گرفتن عملکرد رییس جمهور کنونی که در تمام زمینه ها، اقتصادی، اجتماعی و سیاسی (چه در جبهه داخلی و چه در جبهه خارجی) با شکست روبرو شده، احتمال بسیار دارد که این بار نیروهای مسلح نظر مساعدتری نسبت به میانه روهای رژیم داشته باشند تا بتوانند با آرامش و سرعت بیش تر به نوعی تفاهم با غرب رسیده و از انزوای جهانی خود به کاهند.
مانند هر رژیم تمامیت خواه، نظام اسلامی نه تنها قادر به حل مسایل کلی کشور در درازمدت نخواهد بود، بلکه هر روز برای خود رژیم مسایل جدید به وجود می آورد که در نهایت، زیر فشار آن از میان خواهد رفت. حتا اگر رژیم اسلامی به تواند در کوتاه مدت با نظامی کردن هرچه بیش تر جامعه، چند روزی به زندگی خود ادامه دهد، تا هنگامی که مشروعیت خود را از ملت به دست نیاورد نمی تواند به ثبات در کوتاه مدت و ادامه زندگی در درازمدت امیدوار باشد. اما هنگامی که مشروعیت از ملت به دست آید، دیگر آن نظام "جمهوری اسلامی" نخواهد بود.
26 نوامبر 2008
زیرنویس:
1 - رادیو فردا 4 آذر 1387 (24 نوامبر 2008)
2 - همان منبع، 5 آذز 1387
3- رادیو بی بی سی – 4 آذر 1387.
4 - موج اعدام باردیگر شدت گرفت. در چند روز گذشته دستکم چهارده نفر در نقاط مختلف کشور اعدام شدند.
5- هییت دولت با استعفا، استیضاح ویا برکناری تنها یک وزیر دیگر، باید از مجلس تقاضای رای اعتماد کند. امری که نتیجه آن، با تمام حمایتی که رهبر رژیم از رییس جمهور به عمل آورده، به هیچ وجه تضمین شده نیست. از کار افتادن دستگاه دیوان سالاری کشور، خطری است که امکان وقوع آن هر روز محتمل تر می گردد.
|