در ارتباط با مساله هستهای ايران و به منظور دريافت پاسخ روشن جمهوری اسلامی در مورد غنیسازی، نشستی با حضور نمايندگان گروه کشورهای 1 + 5 و نماينده حکومت ايران تشکيل گرديد. هرچند، پاسخ نوشتاری جمهوری اسلامی بسیار گنگ1 و گفتگوها نه در اصل مطلب بلکه در حاشیه ی دستور کار نشست جريان يافت، اما هر دو طرف با احتیاط آن را مثبت خواندند. نکته درخور توجه اين که آخرین بسته ی پیشنهادی به ایران، نه تنها توسط وزیر خارجه آمریکا نیز امضا شده بود، بلکه نماینده آن کشور نیز در سر میز مذاکرات اينبار حضور داشت. هردو واقعه يعنی تأئيد بسته پيشنهادی به ايران توسط مقامات رسمی آمريکائی و حضور نماينده اين کشور در مذاکرات، برای نخستین بار، نشان از سنگینتر شدن وزنه ی راه حل سیاسی این مساله در مقابل گزینه ی نظامی، نزد آمریکائيان دارد.
رژیم اسلامی نیز به نوبه خود، علائمی دال بر تمايل به دست یابی به راه حل سیاسی این مساله و در بافتار بزرگ تر با حضور آمریکا، از خود نشان داد. با اقرار فرمانده سپاه مبنی بر احتمال خطر برخورد نظامی با آمریکا بیش از هر زمان دیگر، رژیم آشکارا تا حدی خوش خیالی خود را کنار گذاشت. همزمان با آمادگی و تدارکات سپاه برای مقابله با شورشهای داخلی به عنوان تبعات اين درگيری، در عين حال تلاشهائی در جهت کاستن از تنش را آغازنموده است. استقبال از گشایش دفتر حافظ منافع آمریکا در ایران و مثبت خواندن مذاکرات ژنو و بالاتر از همه، کاهستن از فعالیت های ضد آمریکایی در عراق را، باید از این زاويه مورد ارزیابی قرار داد.
حال با توجه به اين تحولات و با در نظر گرفتن این واقعیت که در سی سال گذشته، در مخالفت با آمريکا و سیاست های اين کشور، رژیم انعطاف ناپذیر بوده است، اين پرسش پيش میآيد که این "نرمش" را چگونه باید توجیه کرد؟ آیا پس از گذشت سی سال از عمر جمهوری اسلامی، "منافع ملی" توانسته به عنوان مهم ترین عامل، ارزش خود را در تعیین سیاست های درآزمدت تثبیت کند؟ یا یک بار دیگر، اصل بقای رژیم به عنوان اولویت نخست، منشا دگرگونی اخیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی بوده است؟ برای يافتن پاسخ دقيقتری به اين پرسشها نگاهی کوتاه به وضعيت ايران در جهان و منطقه ياری دهنده است:
1 – موقعيت بينالمللی ايران- با توجه به موقعيت نه چندان درخشان و مناسب ايران در ميان کشورهای جهان می توان چنین برداشت کرد که سیاست افزایش تنش در منطقه که رژیم تا چندی پیش دنبال می کرد، عليرغم صرف هزينهای سنگين وهدر دادن منابع بسيار، با شکست مواجه شد. تهدید بدور از منطق "محو اسراییل" که درجه تزلزل موقعیت بین المللی آن واحد سیاسی را در جهان بسیار بالابرد، تنها یک نتیجه داشت و آن هم نزدیک کردن سیاست اروپا و آمریکا در مقابله با ایران. هرچند دو کشور چین و روسیه از تحریم اقتصادی جمهوری اسلامی، منافع مالی می برند. و با وجود اين که هردو کشور، دارای حکومت های به نسبت خودکامه بوده و از فشار و اقدامات "حقوق بشر"ی غرب که آن را دخالت در امورد داخلی کشورها (و از آن میان کشور خود می دانند)، به شدت آزرده خاطر هستند، از این رو، به طور طبیعی با جمهوری اسلامی که کوچک ترین احترامی به منشور حقوق بشر قائل نیست، احساس مشترک داشته وتا مقدار زیادی، در مقابل فشارهای غرب مقاومت می کردنند، اما آن کشور هر دو، در نهایت و با سبک و سنگین کردن سود و زیان حمایت از جمهوری اسلامی، از پشتیبانی خود از اين رژيم کاستند. حمایت چین و روسیه از جمهوری اسلامی، با در نظر گرفتن منافع سترگی که با غرب دارند، بسیار محدود و گذراست. به ویژه چین در موقعیت حساسی است. اين کشور خواستار برگزاری آرام و باشکوه مسابقات المپیک است که مشروعیت حزب کمونیست را تقویت خواهد کرد. چين به تایید غرب و شرکت رهبران آن، برای افزایش اعتبار جهانی خود و افزايش اعتماد بنفس ملت ، نیازمند است. از سوی دیگر، اين کشور به عنوان دومين واردکننده بزرگ نفت، از جريان افزایش قیمت نفت که بخشی از آن بر اثر افزایش تنش در خلیج فارس می باشد، زيان ديده و بنابراين در نارضائی از اين افزايش با غرب هم سو می باشد. افزايش قيمت نفت تأثير قابل توجهی بر افزایش تورم داخلی آن کشور داشته است.
سخنان بیپايه و تحریک آمیز رییس جمهور رژیم در باره اسراییل، به نوبه خود، نه تنها سبب تقویت گروه های تندرو در داخل آن کشور گردید، بلکه نیاز به کاستن از تنش با همسایگان و به ویژه دوگروه حماس و حزب الله را برای اين کشور فوری تر کرد. با حمایت یک پارچه وبی سابقه ای که همه ی کشورهای غرب از اسراییل در برابر رژیم اسلامی به عمل آوردند، تا مقداری اعتماد وشهامت لازم برای کاستن از تنش با همسایگان را فراهم آورد. حزب الله لبنان در مقابل آزادی چند اسیر، اجساد دو سرباز اسراییلی را تحویل داد. آتش بس با حماس هنوز پا برجاست. از همه مهم تر گفتگوهای صلح با سوریه است که با پادرمیانی ترکیه در جریان است. سوریه، باز پس گیری بلندی های جولان، اصلی ترین خواست خود را، در دست رس می بیند. چنین به نظر می رسد که بدون قرار داد صلح با اسراییل این امر امکان پذیر نباشد و امروز پیش از هرزمان دیگر، سوریه از خود آمادگی پرداخت این بها رانشان میدهد. اگر سوریه، به نوعی مناسبات صلحآميز و آرام با غرب دست يابد که پیش شرط دست یابی به توافق با اسراییل است، به اين ترتيب، با در نظر گرفتن جبهه یک پارچه ی ضد جمهوری اسلامی میان کشورهای عرب، حلقه انزوای رژیم در خاورمیانه، کامل خواهد شد. از دست دادن سوریه، تنها متحد تاکتیکی رژیم در منطقه، برای رژیم بسیار گران تمام خواهد شد. از این رو، وزیر خارجه ی رژیم دوان دوان به سوریه و پس از آن به ترکیه ( واسطه مذاکرات صلح اسراییل و سوریه)، سفر می کند. همزمان با سفر وزیر خارجه ایران به ترکیه، مشاور امنیت ملی آمریکا نیز در آنکارا به سر می برد. این امر البته نمی توانست اتفاقی بوده باشد و می توان تصور کرد که ترکیه نیز نقش میانجیگری میان رژیم و آمریکا را نیز به عهده گیرد. ترکیه از این که بتواند در امر کاستن از تنش میان کشورهای اسلامی با جهان غرب، به عنوان بازیگر مهم، نقش خود را تثبیت کند، بر موقعیت خود خواهد افزود و گام دیگری به عضویت در اتحادیه اروپانزديک خواهد شد.
پس از گذشت چند سال و از دست دادن فرصت های بسيار، رژیم اسلامی در عراق، دست به کاستن از تنش زده است. مقتدی صدر که مسبب بسیاری از نا آرامی های همراه با قتل و جنایت بوده است، به ناگه ساکت شده و بنا به نوشته سامانه تابناک در قم به ادامه ی "تحصیل" مشغول است. بنا بر شایعات، حکیم رقیب او نیز در ایران بسر می برد. اگر سیاست جمهوری اسلامی در همین راه ادامه پیدا کند، می توان انتظار داشت که آرامش به تدریج به عراق بازگشته و یک پارچگی سرزمینی آن واحد سیاسی، هر چند نیم بند، ادامه پیدا کند.
عامل خارجی دیگری که بر رفتار رژیم اثر گذارده، وخیم شدن اوضاع در خاور کشور است. قدرت یابی طالبان در پاکستان و نفوذ مذهبی های تندرو در بالاترین لایه های نظامی و امنیتی آن کشور، ایران را با بالاترین تهدید درآزمدت، روبرو می کند. هر روزه بخش های بزرگ تری از سرزمین پاکستان از دایره ی حاکمیت مطلق دولت مرکزی، خارج می شوند. با قدرت یابی طالبان پاکستانی، حمله به نظامیان غرب و افغانی افزایش می یابد. شدت گرفتن عملیات نظامی تنها به افغانستان محدود نشده و مناطق خاوری ایران را نیز در بر می گیرد. برای مقابله با تهدید رو به افزایش تندروهای مذهبی در پاکستان، ایران نیاز به همکاری نزدیک با آمریکا، ناتو، هندوستان و چین دارد. تنها در صورت وجود یک برنامه همکاری نزدیک، امکان مبارزه مؤثر با این خطرفراهم خواهد شد. نخست با نجات نظامی افغانستان و ایجاد ثبات در آن سرزمین و پس از آن با سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال و کمک های سیاسی و نظامی در هر دو کشور افغانستان و پاکستان، می توان نسبت به بهبود وضع امیدوار بود.
2 - اوضاع داخلی کشور- مسایل اقتصادی – اجتماعی داخلی، رژیم را به سوی کاستن از تنش با غرب هل می دهد و از سوی دیگر بن بست سیاسی حاکم بر کانون قدرت و مرکز سیاست گذاری رژیم، آنان را ناتوان از دست یابی به سیاستی روشن و مشخص در این باره می کند.
آشفتگی اقتصادی، پدیده ناهمگن تورم – بی کاری2 را بهمراه آورده است. در حالی که هرروز بر خیل بی کاران افزوده می شود، تورم، لگام گسیخته شتاب می گیرد. در حالی که مدتهاست رژیم اسلامی اعلان کرده بود به خود کفایی در تولید گندم دست یافته است، امروز خبر از واردات 5 میلیون تن گندم در سال جاری مسیحی و نیاز به 5 میلیون تن دیگر، به گوش می رسد. بر اثر اکراه کشورهای صادر کننده بنزین به ایران، کمبود این ماده بر تمام شبکه ی توزیع کشور اثر گذارده است. باید انتظار داشت که وضعیت این ماده، حتا از آنچه که هست، وخیم تر گردد. این مطلب دارای ظرفیت مساله آفرینی بسیار بالاییست. امنیت ملی ایران، در برابر این دو کالا (گندم و بنزین) بسیار آسیب پذیر است. در حالی که زمان خاموشی برق در همه ی شهرها رو به فزونی است، معاون وزارت نیرو اعلان کرده است که قیمت برق در نیمه ی دوم سال، پنج برابر خواهد شد.3 همزمان نه تنها اشتغال جدیدی ایجاد نمی گردد، بلکه بسیاری از مراکز تولیدی یا از ظرفیت خود کاسته و یا به طور کامل تعطیل شده اند. عليرغم اين واقعيتهای انکارناپذير، رییس جمهور رژیم در گردهم آیی به اقتصاد دانان گفته است که به سرعت اولین اقتصاد جهان می شویم4.
بدون تردید، وخیم شدن وضعیت اجتماعی و اقتصادی، شرایط را برای ایجاد شورش و نا امنی مناسبخواهد نمود. امکانی که از دید سپاه پاسداران دور نمانده است. تشکیلات جدید سپاه، حرکتی است برای مبارزه با شورش و به سوی برقراری حکومت نظامی اعلان نشده در کشور.
تمامی این مسایل که فعالیت هسته ای رژیم را نیز در بر گیرد، به راه حل سیاسی نیاز دارد. با وجودی که رژیم حتا برای نجات خود نیز شده، نیاز به کاهش تنش دارد، براثر ساختار غیر دمکراتیک، قاطعیت لازم برای تصمیم گیری را ندارد. همچنین باید توجه کرد که براثر تبلیغات غیر منطقی که رژیم انجام داده است، صلابت و اعتبار تمامی جمهوری اسلامی، تا مقدار زیاد در گرو غنی سازی است. رژیم نمی تواند بدون هزینه کردن از صلابت و اعتبار خود، دست به چنین اقدامی زند. سابقه ی تاریخی این رژیم، ثابت کرده که انعطاف لازم برای کنار گذاشتن ارثیه ی بجا مانده از رهبر انقلاب اسلامی را ندارد و تنها در برابر فشار، واکنش نشان می دهد. بسيار بعيد به نظر میرسد که کشورهای درگیر در مساله ی هسته ای ایران از چنین امری آگاه نباشند. از این رو، انتظار کاهش فشار و تهدیدهای خارجی تا هنگامی که رژیم پاسخی روشن و قطعی نداده، بخت کمی دارد. اما دست کم تا هنگامی که گفتگو در باره ی این مساله ادامه دارد، می توان امیدوار بود که از فوریت خطر حمله نظامی به ایران، کاسته شده است.
22 ژوییه 2008
- پاسخ جمهوری اسلامی به اندازه ای نامربوط بود که نماینده روسیه نتوانست از خنده خود جلوگیری کند. نیویورک تایمز 22 ژوییه 2008
2 - STAGFLATION
3- سامانه امروز – 22 ژوئیه
4ـ سامانه روز – 21 ژوئیه
|