Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
July 12, 2008شنبه 22 تیر 1387
 

اثرات سیاسی رزمایش اخیر سپاه پاسداران

فرهاد یزدی
 

بن بست سیاسی کشور که خود بازده طبیعی این نظام است، هر روز پیچیده تر می شود. فرآیند تصمیم گیری سیاست های کلان کشور، به مرحله توقف رسیده است. گروه های مختلف مدعی قدرت، نظرات خود را به عنوان نظر قطعی نظام ابراز می کنند که در بیش تر مواقع در تناقض با یکدیگر است.


در بخشی از رزمایش اخیر سپاه پاسدران در خلیج فارس، در دو روز پیاپی چندین موشک دورپرواز و با برد متوسط، شلیک شدند1. در ظاهر، شلیک این موشک ها پاسخی بود به رزمایش در جریان آمریکا در خلیج فارس و پخش خبر تمرین هوایی اخیر اسراییل، که از آن به عنوان اخطاری به رژیم تعبیر شد و همچنین به عنوان بخشی از عملیات بازدارنده جمهوری اسلامی، در برابر حمله ی احتمالی آن دو کشور، می تواند به حساب آید. اما نمی توان رزمایش سپاه پاسداران را تنها از یک بعد در نظر گرفت.
موشک های آزمایش شده که برپایه ی موشک های ساخت کره شمالی که آن نیز بر مبنای اسکادهای روسی ساخته شده اند، از شگردشناسی قدیمی برخوردار است و دستگاه های هدایت شونده آن نامطمئن و غیر دقیق عمل می کنند. این نوع موشک، از سوخت مایع استفاده می کنند که از سال ها پیش از زرادخانه کشورهای پیش خارج شده اند. در نخستین حمله آمریکا به عراق، صدام از این نوع موشک، نه با موفقیت چندان بر علیه اسراییل استفاده کرد. اکنون رژیم اسلامی ادعا می کند که سیستم هدایتی این موشک ها را بهبود بخشیده و بر دقت آن افزوده است. در هر حال قابلیت این نوع موشک از نظر غرب شناخته شده است و از نظر نظامی به نظر نمی رسد که وحشت چندانی، حتا در اسراییل ایجاد کرده باشد ویا به عنوان عامل بازدارنده قاطع، در برابر احتمال حمله ی خارجی عمل کند. زرادخانه غرب، از نظر موشک های دقیق کمبود ندارد و از قابلیت بالای ردیابی و پدافند الکترونیکی، بر علیه موشک نیز برخوردار است. اگر این رزمایش به منظور به نمایش گذاردن توان تهاجمی رژیم باشد، باید گفت که نتیجه ای آن چیزی بیش از نمایش ضعف توان موشکی جمهوری اسلامی در مقایسه با حریف نبوده است. نبرد با جنگ افزارهای پیش رفته برعلیه آمریکا، برای ایران جز فاجعه، نتیجه ی دیگری نخواهد داشت. نمی توان انتظار داشت که طراحان نظامی رژیم نا آگاه از چنین مطلبی باشند.
از این رو، این رزمایش و شلیک موشک ها، بایستی با منظور سیاسی انجام شده باشد. رژیم نیک آگاه است که غرب تلاش می کند از درگیری نظامی ــ که می تواند یک پارچگی سرزمینی ایران را با خطر جدی روبرو کرده و باعث ایجاد آشوب و نافرمانی در ایران گردد ــ با هزینه زیاد حذر کند. اما از سوی دیگر، با در نظر گرفتن ماجراجویی و سابقه ی مساله آفرین رژیم اسلامی و در راستای جلوگیری از گسترش جنگ افزارهای هسته ای در جهان که احتمال دست یابی گروه های تروریستی به این نوع جنگ افزار را به شدت افزایش می دهد، با تمام توان، حتا با به کارگیری نیروی نظامی، از وقوع چنین امری جلوگیری خواهد کرد. تلاش رژیم برای صلح آمیز نشان دادن برنامه هسته ای در دست، با انجام این رزمایش آسیب دید. بمب هسته ای نیاز به اورانیوم غنی شده، تکنولوژی ساخت بمب و وسیله پرتاب آن را دارد. از سه بخش تولید جنگ افزار هسته ای، رژیم با اصرار بر ادامه غنی سازی به این گمان دامن می زند که هدف نهایی دست یابی به شگردشناسی اورانیوم 95 درصد به بالاست که در ساخت بمب به کار می رود. بخش دیگر، مربوط به پرتاب بمب می شود که می تواند با موشک های شهاب 3 با برد 2000 کیلومتر انجام شود. قدرت تخریبی بسیار بالای بمب اتمی و تشعشعات رادیو اکتیو آن، بی دقتی دستگاه های هدایت موشک را جبران می کند و سبب نگرانی شدید غرب گردیده است. تنها بخشی که سازمان های اطلاعاتی آمریکا نیز تایید کردند که رژیم تلاش به دست یابی آن را کنار گذارده، ساخت خود بمب می باشد که از دو بخش دیگر ساده تر است.
این رزمایش و سخنان تحریک آمیز فرماندهان نظامی رژیم دال بر بستن تنگه هرمز در صورت یک درگیری، بحران هسته ای ایران را حادتر از آنچه که بود کرده است. همسایگان ایران مانند ترکیه (که ایران به دوستی آن کشور نیاز بسیار دارد) و به ویژه سرزمین های عرب خلیج فارس، از قدرت نمایی رژیم پریشان شده و چاره ای نخواهند داشت به جز نزدیکی و وابستگی بیش تر به غرب. این امر، جبهه ضد ایران را متحدتر از آنچه اکنون هست، خواهد کرد. گرچه غرب تضمین آزادی کشتیرانی در خلیج فارس را به عهده دارد، اما این تنها غرب نیست که به صادرات نفت از این شاه راه وابسته است. هرگونه احتمال بسته شدن این تنگه، که رژیم گه گاه تهدید به انجام آن می کند، و کما بیش 40 درصد نفت صادراتی جهان از آن عبور می کند، زندگی تمام جهانیان را مختل خواهد کرد. این گونه اعمال و سخنان، به چالش کشیدن همه ی جهان می باشد و نه تنها غرب. رژیم نه تنها وارد بازی شده که منافع ایران در آن در نظر گرفته نمی شود، بلکه از توان ملی بسی دور است.
با وجودی که رییس جمهور رژیم به دفعات امکان حمله ی نظامی را، بخاطر این که "جرئتش را ندارند" منتفی می داند، چنین به نظر می رسد که سپاه پاسداران، این نظر را ردکرده و این رخداد را محتمل می داند. اگر حمله ی صورت گیرد، نیروهای مسلح ایران توان پاسداری از ملت و تاسیسات نظامی و اقتصادی کشور را نخواهند داشت و سپاه از این امر آگاه است. از این رو، می توان به این نتیجه رسید که بیش از هر عامل دیگر، این رزمایش با هدف قدرت نمایی در راستای تثبیت نظام در داخل کشور انجام شده است، به ویژه که با تغییرات اساسی در ساختار سپاه همزمان گردید. ساختار جدید سپاه که به فرماندهان هر استان آزادی عمل داده و همزمان، بنا به گفته فرمانده سپاه، امکان استفاده از جنگ افزارهای سنگین سپاه را وسیله ی بسیج فراهم می کند، بیش تر برای مقابله با شورش های احتمالی داخلی، طراحی شده تا حمله غرب. به احتمال زیاد اگر حمله ای انجام شود، نیروهای خارجی تنها دست به موشک پراکنی و حمله ی هوایی، بدون بکارگیری همه جانبه نیروی زمینی خواهد بود. به احتمال زیاد سپاه نیز چنین برآوردی را کرده است. براثر امکان ناپذیری گزیدارهای دیگر، می توان نتیجه گرفت که آمادگی رزمی سپاه بیش از آن که در برابر حمله ی احتمالی غرب طراحی شده باشد، بیش تر برای مقابله با شوروش های احتمالی داخلی است.
شتاب رو به تزاید تورم در داخل ایران، فشار غیر قابل تحملی را به طبقات کم درآمد که انقلاب اسلامی می بایستی در راستای تامین منافع آنان حرکت می کرد، وارد کرده است. آثار تحریم اقتصادی (آخرین آن خروج توتال از طرح گاز پارس جنوبی است) به صورت کاهش سرمایه گذاری اشتغال زا و کمبودهای داخلی در حال ظاهر شدن هستند. در حالی که ایران بر دریایی از ذخایر فسیلی نشسته است، بخاطر کمبود بنزین، قیمت آن دربازار آزاد به بیش از 4 برابر نرخ رسمی رسیده است. کمبود بنزین و گازوییل در حالی وخیم تر می شود که بهای مواد خوراکی در یک ماه گذشته به شدت افزایش یافته است و با کاسته شدن از فعالیت شبکه ی حمل و نقل باید انتظار اختلال در رسیدن مواد خوراکی و سرعت گرفتن بهای آن را داشت. چنین به نظر می رسد که فروشندگان خارجی بنزین به ایران، تا مقدار زیاد از حجم صادرات خود به این سرزمین کاسته اند. در حالی که در 50 سال گذشته ایران با مساله ی بنزین دست به گریبان بوده و در دوران جمهوری اسلامی این مساله وخیم تر شده، ناگهان وزیر نفت ادعا می کند که مساله بنزین را حل کرده ایم و همزمان با کاسته شدن از حجم واردات این ماده، شبکه حمل و نقل کشور در خطر فلج شدن قرار دارد.
تمامی این تحولات فاجعه بار، بازده سیاسی – اقتصادی – اجتماعی ساختار بدوی نظام جمهوری اسلامی است و نمی توانست غیر از این باشد. بن بست سیاسی کشور که خود بازده طبیعی این نظام است، هر روز پیچیده تر می شود. فرآیند تصمیم گیری سیاست های کلان کشور، به مرحله توقف رسیده است. گروه های مختلف مدعی قدرت، نظرات خود را به عنوان نظر قطعی نظام ابراز می کنند که در بیش تر مواقع در تناقض با یکدیگر است. در حالی که "مشاور عالی بین المللی" رهبر و وزیر خارجه نظام با خوش بینی از امکان دسترسی به توافق بر سر مساله ای هسته ای با گروه 1 + 5 سخن می گفتند و به نظر می رسید که مجلس وظیفه ی قبول بسته پیشنهادی را به عهده گرفته، رییس جمهور نظام پس از چند روز سکوت، به ناگه عنان از دست داده و سخنانی تند در جهت دیگر بر زبان می آورد. باید نتیجه گرفت که بحران سیاسی در کانون رژیم ژرف تر شده و اقتدار رهبر رژیم به عنوان داور نهایی، تا مقدار زیاد کاربرد خود را از دست داده است. بحران های سیاسی، با شدت بیش تر، در راه است.
نابسامانی ها در کانون قدرت رژیم، خطر برخورد نظامی با غرب را، چه براثر اشتباه و چه براثر عمل نسنجیده یکی از مراکز قدرت به شدت افزایش می دهد. امنیت ملی ایران، سرنوشت نسل های آینده، منافع ملی و حتا یک پارچگی سرزمینی این کشور، بدون دخالت اراده ملی، بازیچه ی رقابت گروه های مدعی قدرت شده است.
ـــــــــــــــــــــــــ
1 ـ وسابل ارتباط جمعی غرب تعداد موشک هایی را که شلیک شد، کم تر از تعداد اعلان شده رژیم، برآورد کردند.

یازدهم ژوییه 2008


جستجو در سامانه


برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما