Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
May 30, 2008جمعه 10 خرداد 1387
 

نگاهی به وضعیت کنونی ایران

فرهاد یزدی
 

ایران در حال حاضر، با فشارهای شدید خارجی، تراژدی اقتصادی و بحران مشروعیت رژیم حاکم روبروست که با افزایش جنگ قدرت در کانون سامان تصمیم گیری، ناگهان می تواند با درهم پاشی سیاسی روبرو گردد.

تراژدی (به معنای فاجعه و غیر قابل اجنتناب) در انتظار اقتصاد ایران است. از يکسو با اقدامات اخیر رییس جمهور مانند کاهش نرخ بهره و به احتمال زیاد تصميم به ادغام بانک ها در واحدهایی به نام "قرض الحسنه"، و از سوی ديگر وجود چند دستگی و اختلاف نظر شدید ميان نهادهای تصمیم گیری اقتصادی کشور، مانند بانک مرکزی در برابر وزارت اقتصاد و دارایی و وزارت کار، اين تراژدی را به حادثه‌ئی قريب به وقوع و در راه بدل نموده است. افزايش تحريمهای غرب که بتدريج تأثيرشان بر اقتصاد کشور نمایان می شود و پیوستن جدی روسیه و چین به این تحریم ها روند وقوع حادثه را سرعت خواهد بخشید. در مقابله با بحران و پيشگيری از نارضائی عمومی و حل مشکلات روزمره حکومت بار ديگر دست به افزایش حجم نقدینگی خواهد زد که اين سياست موجب شتاب صعودی تورم و به همراه آن تعطیل شدن واحدهای تولیدی بیش تر، خواهد شد. نه تنها دست یابی به یک میلیون و دویست هزار شغل جدید که به گفته وزیر کار، هرساله با ورود نیروی جوان به بازار کار مورد نیاز است، غیر ممکن خواهد بود، بلکه باید انتظار داشت که براین مشگل، مساله ی کارگران واحدهای صنعتی که تعطیل خواهند شد، نیز افزوده شود.

مشگلات اقتصادی و پيامدهای تحریم، تنها مساله ی فوری پیش روی کارگردانان رژیم نیست. فشارهای ناشی از نبرد قدرت در داخل رژیم و تحولات در خارج از کشور و فشارهای ناشی از بحران روابط بين‌المللی، هرروزه از توان پایداری حکومت می کاهد. موفقیت چشم گیر علی لاریجانی، خویشاوند و مشاور نزدیک رهبر رژیم، در دست یابی به کرسی ریاست مجلس، حریفی سرسخت در راس قوه مقننه، در مقابل رییس جمهور وامکانی برای مهار قدرت وی به وجود آورده است. لاریجانی دبیری شورای امنیت ملی و مقام مذاکره کننده نخست با گروه 1 +5 در باره مساله ی هسته ای، که به دستور رییس جمهور از این مقام برکنار شد، اکنون با تکیه بر سپاه پاسداران و جناح راست رژیم، همراه با حمايت تعداد قابل توجهی از آخوندهای سنتی، در موقعیتی قرار گرفته است که می‌تواند به طور موثر، از شعاع عمل احمدی نژاد به کاهد. عليرغم همه اخطارهای رهبر رژیم و تکيه وی بر ضرورت هم کاری میان دو قوه مقننه و اجرایی، امکان برخورد دو رقیب، به شدت افزايش يافته و قابل پةيش‌بينی است. انتخابات ریاست جمهوری در یک سال آینده، از هم اکنون بر شدت رقابت و جنگ قدرت میان سرآمدان رژیم، در طیف های مختلف و هواداران آنها در حاشیه افزوده است. در این میان، هر يک از جناح‌های رقيب در پی دست یابی به حمایت توامان افکار عمومی و سپاه‌پاسداران می‌باشد. در اين ميان در خور توجه است که در سیاهه ی نامزدهای با بخت بالا، چند سردار بازنشسته سپاه دیده می شوند.

در سیاست خارجی، چند تحول مهم در حال شکل گیری است. در دو هفته گذشته، به نظر می آید که با مهار مقتدا صدر و یا بنا به شایعه بسیار قوی، تحت نظر قرارگرفتن او در ایران توسط رژیم، از قدرت عملیاتی سپاه مهدی وابسته به وی در عراق به شدت کاسته شده باشد. با ضعیف شدن گروه صدر، اعتبار دولت مرکزی و دیگر گروه های شیعه رقیب بالا رفته است. حکومت مرکزی عراق که در چند مورد، با احتیاط ایران را به دست داشتن در تجهیيز و فعال نمودن گروه های مخالف دولت مرکزی عراق، متهم کرده بود، مدتی است که از تکرار ادعاهای خود مبنی بر اين دخالت دولت ايرانخودداری نموده است. البته احتمال می‌رود با افزايش فشار و بالا رفتن خطر جنگ با آمریکا، رژیم تلاش می کند با آرام کردن نسبی اوضاع در عراق، تا مقدار زیادی از امکان در گیری نظامی با آمریکا به کاهد. فرض ديگر در اين باره احتمال برقراری صلح ميان سوریه و اسراییل است که پس از مدت ها دوباره مطرح شده و رژيم تهران را در سياستهای منطقه ای محتاط نموده است.
سوریه و اسراییل، در چند هفته گذشته، گامهای مهمی در راه رسیدن به صلح برداشته اند. علنی کردن تماس های دیپلماتیک (از طریق ترکیه)، که برای هردو کشور و به ویژه سوریه در رابطه با ایران، حزب الله و حماس، مخاطرات بسیار دارد، نشان از علاقه شدید هردو کشور برای موفقیت این مذاکرات است. گرچه تا کنون چندین بار اقدامات مشابه برای برقراری صلح میان دو کشور، بدون موفقیت انجام گرفته، اما این بار به نظر می‌رسد شرایط، دستکم از سوی سوریه، مناسب تر باشد. بشار اسد، دارای اقتدار پدر خود نیست و هیچ گاه نتوانسته از اعتماد بنفس حافظ اسد برخوردار گردد. بازگرداندن بلندی های جولان، امری که پدرش از تحقق آن عاجز ماند، بر محبوبیت و اقتدار او به شدت خواهد افزود. قرارداد صلح با اسراییل تا مقدار زیادی ثبات را درآن منطقه برقرار کرده و رابطه ی سوریه با دنیای غرب و دیگر کشورهای بزرگ عرب را بهبود خواهد بخشید. در آن صورت او می تواند انتظار داشته باشد که سرمایه گذاری خارجی، هم از منابع غربی و هم عربی، در حد چشم گیر آغاز گردیده و به تبع آن وضعیت اشتغال در اين کشور بهبود یابد. از سوی دیگر، او امیدوار است که بتواند در لبنان بر نفوذ خود افزوده و به امکانات بيشتری در حفظ منافع خود در لبنان دست یابد. اشکال بزرگ در راه صلح اسراییل با سوریه در شرایط کنونی،، نبود رهبر با اقتدار و محبوب در اسراییل است. کابنیه ی ائتلافی متزلزل اسراییل، با اتهام سوء استفاده مالی نخست وزیر، هر لحظه امکان دارد که سقوط کند.

در صورت صلح با اسراییل، برای سوریه اقداماتی که ثبات را بر هم زند آسان نخواهد و هزینه ی سنگینی به همراه خواهد آورد. از این رو، صلح سوریه با اسراییل، به خودی خود و بدون نیاز به قرار دادن پیش شرط از سوی اسراییل، از نفوذ رژیم اسلامی بر سوریه خواهد کاست. کشورهای عرب دارای منابع نفت، در حالی که از دست بازتری از رژیم اسلامی برای کمک مالی به آن کشور برخوردار هستند، با هدف پیوند آن کشور به حلقه خود، با خرسندی آماده سرمایه گذاری های سخاوتمندانه در سوریه خواهند بود. برای کنترل حزب الله در لبنان، میان ایران و سوریه رقابت در خواهد گرفت. چون تغذیه ی تجهیزاتی و مالی حزب الله از راه سوریه است، بنابراين سوری‌ها امکان بیش تری برای این کنترل خواهند داشت.
اگر سوریه با اسراییل به توافق صلح به رسد، حل نسبی مساله فلسطین به صورت ایجاد کشوری مستقل، ساده تر خواهد شد و سرمایه گذاری های رژیم اسلامی در حماس بر باد خواهد رفت. با درنظر گرفتن این احتمالات و احتمال این که با جذب سوریه به سوی غرب، جمهوری اسلامی به تمام معنا منزوی شود، رژیم از هم اکنون دست به اقدامات پدافندی زده است که تلاش در راه آرام کردن عراق (اگر چنین چیزی در دستور کار رژیم باشد)، می‌تواند بخشی از آن سیاست باشد. اتحادی میان کشورهای عرب همراه با اتحاد کشورهای غربی برای مقابله با ماجراجویی های رژیم اسلامی، اگر مبارزه داخلی در درون حکومت اجازه دهد، رژیم را ناچار به تجدید نظر در سیاست های خارجی مخرب خود خواهد کرد.

در خاور کشور در پاکستان، قدرت طالبان و دیگر گروه های مذهبی تندرو، به هزینه دولت مرکزی رو به افزایش است. هر روزه زیر فشار و برای حذر از بی ثباتی، دولت مرکزی بخشی از اقتدار خود را در مناطق هم مرز با افغانستان و تا اندازه ای در بلوچستان، از دست می دهد. خودمختاری و اجرای قوانین اسلامی، به تعبیر ملاهای محلی، در این مناطق هر روز گسترده تر می گردد. با خنثی شدن نیروهای نظامی پاکستان در این مناطق، باید انتظار افزایش درگیری در افغانستان و بلوچستان ایران را داشت.

سیاست هسته ای رژیم هر روز مساله آفرین تر می گردد. آخرین گزارش آژانس بین المللی اتمی با لحن منفی در باره همکاری ایران سخن می گوید. بسته پیشنهادی گروه 1 + 5 که قرار است در ماه آینده مسیحی به ایران تحویل گردد، از هم اکنون از دید بسیاری از ناظران، با در نظر گرفتن اصرار ایران بر عدم توقف فعالیت های هسته ای، احتمال موفقیت ندارد. این بار چین و روسیه، با لحن قاطعی از این بسته حمایت کرده اند. به احتمال زیاد در صورتی که رژیم اسلامی، محتوای بسته پیشنهادی را برای اطلاع ملت ایران علنی نکند، ارایه دهندگان این بسته خود به این امر دست خواهند زد. تمامی کاندیداهای ریاست جمهوری در آمریکا، اصرار رژیم بر ادامه ی فعالیت در این رشته را با هدف نظامی وبه منظور ضربه زدن بر اسراییل می دانند و از این نظر اختلافی میان هیچ یک از آنان وجود ندارد. جیمی کارتر، رییس جمهور اسبق آمریکا، با این که از گفتگوی رو دررو و بدون پیش شرط با رژیم اسلامی حمایت می کند، با اشاره مستقیم به تهدیدات رژیم در باره نابودی اسراییل، در ضمن اعلان کرد که آن کشور یکصدوپنجاه بمب هسته ای در اختیار دارد. یعنی به مراتب بیش از تعدادی که رژیم بتواند امیدوار باشد تا چند دهه به آن دست یابد، حتا اگر همه چیز بدون اشکال پیش رود.

* * *
هم در جبهه خارجی و هم در سیاست های داخلی، رژیم اسلامی بر اثر سیاست های خود، با بن بست روبروست. چنین به نظر می رسد که جبهه ای قوی از کشورهای منطقه با حمایت قدرت های خارجی، برای مقابله با جمهوری اسلامی آماده گردیده که در نهایت صدمات آن، متوجه ایران خواهد گردید. هم زمان، علایمی دال بر بهبود اوضاع در داخل کشور، دیده نمی شود. مشروعیت رژیم که براثر 30 سال جنایت و تجاوز به حقوق ملت همراه با ندانم کاری، پرورش فساد و ماجراجویی در سیاست خارجی، به شدت از دست رفته، با وخیم شدن وضع اقتصادی و افزایش تورم و بیکاری که بالاترین صدمه را بر طبقه کم درآمد وارد خواهد آورد، حتا بیش از این صدمه خواهد دید.

نتيجه‌گری از چنين وضعيتی اين است که ایران در حال حاضر، با فشارهای شدید خارجی، تراژدی اقتصادی و بحران مشروعیت رژیم حاکم روبروست که با افزایش جنگ قدرت در کانون سامان تصمیم گیری، ناگهان می تواند با درهم پاشی سیاسی روبرو گردد.

28 ماه مه 2008


جستجو در سامانه


برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما