Talashonline تلاش
صفحه نخست | ديدگاه | گفتگو | نگاه ژرف | فصلنامه تلاش | نشریات
برگشت
April 28, 2008دوشنبه 9 اردیبهشت 1387
 

گرداب خودساخته جمهوری اسلامی

فرهاد یزدی
 

هم زمان، اتهام دخالت مخرب جمهوری اسلامی در شورش و بی ثباتی موجود در عراق افزایش یافته و اکنون دیگر این تنها آمریکا نیست که جمهوری اسلامی را به مقدار زیاد مسبب بی ثباتی در آن سرزمین می داند. همراه با بلندپایگان سیاسی و نظامی آمریکا، مسئولین حکومتی عراقی، آن هم از نوع شیعه، جنگ افزار، آموزش، رهبری عملیاتی و منابع مالی جمهوری اسلامی را از دلایل اصلی ادامه این وضع می دانند.

در دو هفته گذشته کشاکش سیاسی رژیم اسلامی شدت و گسترش بی سابقه گرفته است. نبرد قدرت که در داخل رژیم اسلامی همیشه وجود داشت، اکنون میان تمام گروه های رقیب به طور آشکار و در دید عموم در جریان است. این نبرد به اندازه ای بالا گرفته که فرآیند تصمیم گیری و سیاست گذاری در داخل رژیم را مختل کرده است. بنا به ساختار سیاسی جمهوری اسلامی، رهبر رژیم با قدرت ترین مرجع و نقش داور نهایی را بازی می کند. این نقش هم اکنون نه تنها توسط رقبا در جامعه ی آخوندهای سنتی و افرادی که در جمهوری اسلامی "لیبرال" نامیده می شدند، به چالش کشیده شده، بلکه رئیس جمهور "اصولگرا" نیز به گروه چالشگران پیوسته است.
برخورد میان رییس جمهور رژیم با گروه های رقیب و حتا شخص رهبر به طور آشکار در جریان است. رئیس جمهور دو وزیر را که هردو سابقه خدمت در دفتر رهبری را داشتند و چنین اشتهار داشت که از سوی رهبر نظام به وزارت منصوب شده بودند را برکنار کرد. وزیر کشور که بنا به سنت جمهوری اسلامی یکی از وزرایی است که انتصاب آن به طور مستقیم با رهبر است، مجبور به استعفا، آن هم در گیرودار انتخابات دور دوم مجلس گردید. وزیر کشور، آخوندی که سابقه دراز اطلاعاتی داشته و متهم به مشارکت در کشتار زندانیان سیاسی است، پس از برکناری دبیر پیشین شورای امنیت ملی (لاریجانی)، دومین شخصیت مهمی است که با وجود حمایت رهبر رژیم، بوسیله رئیس جمهور برکنار می گردد. وزیر دارایی که مسئولیت سیاست اقتصادی کشور را به عهده و پیش از آن مسئولیت مشابهی در دفتر رهبری داشت، در میان اتهام خرابکاری در سیاست های اقتصادی رئیس جمهور از کار برکنار شد. رئیس جمهور تا آن جا پیش می رود که به طور علنی می گوید که زیر بار زور از جانب هیچ کس – که جز رهبر رژیم نمی تواند کس دیگری باشد – برای ابقا آن دو نخواهد رفت. تنها چند روز پس از این گردن کشی رئیس جمهور، وی در نامه ای به رئیس مجلس که انتصابش به این مقام تنها در سایه ی حمایت رهبر رژیم میسر گردید، با واژه هایی که حتا در رژیم اسلامی نیز بی سابقه بوده، حمله برد.
چنین به نظر می رسد که رئیس جمهور برای تثبیت قدرت خود، رهبری رژیم را نیز به چالس طلبیده است. با در نظر گرفتن سابقه ی پرخاشجویی و بی توجهی به آداب دیپلماتیک و خودستایی که در موارد بسیار در روابط بین المللی از او دیده شده است تا جایی که بسیاری تعادل روانی او را مورد پرسش قرار داده اند، باید در انتظار اوج گرفتن یورش او به مراکز تثبیت شده قدرت در جمهوری اسلامی، بود. رئیس جمهور که با حمایت رهبر نظام و بخشی از سپاه پاسداران و نیروهای امنیتی به این مقام دست یافت، با شکست همه جانبه ای چه در سیاست اقتصادی و چه سیاست خارجی روبرو گردیده است. با وجود درآمد افسانه ای نفت و در حالی که در نبود هیچ مخالفت منظم، دست حکومت برای اجرای برنامه های اقتصادی به طور کامل باز بود، شکنندگی اقتصاد ایران همراه با تورم شدید و افزایش اختلاف طبقاتی، به مراتب بیش از سال های 1998 است که درآمد نفت ایران به ده میلیارد دلار نمی رسید. با افزایش ماجراجویی خارجی، دخالت در موضوعاتی مانند هولاکوست و فلسطین که ربطی به ایران ندارد و تنها می تواند به ایران زیان رساند، لجاجت و بی سیاستی در باره موضوع هسته ای، نه تنها ایران را منزوی و در جهان بدون متحد کرده است، بلکه این کشور را در آستانه جنگ با غرب قرار داده است.
شکست های رئیس جمهور و هزینه ای که برای کشور به بار آورده، سبب کاهش حمایت سپاه پاسداران از وی گردیده است. انتخابات در جمهوری اسلامی مانند هر کشوری بازتابی است از شکل قدرت در آن جامعه. منتخبین در کشورهای دمکرات که با اراده ملی به کرسی قدرت دست می یابند، از مشروعیت مورد نیاز بر خوردار هستند. منتخبین در آخرین انتخابات مجلس در جمهوری اسلامی، در حالی که مشروعیت مورد نیاز را ندارد، اما به هر حال بازتابی است از شکل قدرت در رژیم. این انتخابات در راستای روند سه سال گذشته، اشاره به افزایش قدرت سپاه دارد. در حالی که سپاه به هزینه دیگر گروه ها در حال تثبیت قدرت خود است، هنوز نشانه های محکمی دال بر آمادگی این نهاد برای در دست گرفتن کامل قدرت سیاسی دیده نمی شود. از این رو، در نبود یک قدرت برتر در صحنه ی سیاسی، نوعی هرج و مرج و بلاتکلیفی بر بالاترین رده های تصمیم گیری نظام جمهوری اسلامی حکم فرماست.
در حالی که دستگاه رهبری در ایران در سرگردانی بسر می برد، خطر درگیری نظامی هم چنان بر سر ایران سنگینی می کند.
ژنرال پترائوس، فرمانده کنونی نیروهای آمریکا در عراق و نامزد ریاست "فرماندهی مرکزی" که مسئولیت طرح و رهبری عملیات نظامی آمریکا از آسیای میانه تا خاورمیانه را به عهده دارد، گردیده است. به احتمال زیاد سنای آمریکا نامزدی وی را در این مقام و دستیار کنونیش در عراق را برای جانشینی او تایید خواهد کرد. این انتصاب هماهنگی میان سیاست کاخ سفید و مسئول عملیات نظامی در عراق، افغانستان و ایران را به وجود خواهد آورد. استعفای ریاست پیشین "فرماندهی مرکزی" از این مقام بر اثر نبود همخوانی میان نظرات او با کاخ سفید در باره رویارویی با ایران عنوان شده است. فرمانده پیشین در مقایسه با ژنرال پترآس، آمادگی کم تری برای به کارگیری نیروی نظامی بر علیه ایران داشت. اکنون این مانع داخلی در رده فرماندهی نظامی نیروهای آمریکا در صورت درگیری نظامی با ایران، از میان برداشته شده است و کاخ سفید در این مورد، اکنون دست بازتری دارد تا چندی پیش. البته این گفته به این معنا نیست که گزینه درگیری نظامی با ایران قطعی شده است، بلکه اشاره به این واقعیت دارد که در صورت گزینش چنین امری، برنامه ریزی و اجرای آن با سرعت و هم آهنگی بیش تر و تنش داخلی کم تر، همراه خواهد بود.
هم زمان، اتهام دخالت مخرب جمهوری اسلامی در شورش و بی ثباتی موجود در عراق افزایش یافته و اکنون دیگر این تنها آمریکا نیست که جمهوری اسلامی را به مقدار زیاد مسبب بی ثباتی در آن سرزمین می داند. همراه با بلندپایگان سیاسی و نظامی آمریکا، مسئولین حکومتی عراقی، آن هم از نوع شیعه، جنگ افزار، آموزش، رهبری عملیاتی و منابع مالی جمهوری اسلامی را از دلایل اصلی ادامه این وضع می دانند. مشاور امنیت ملی دولت عراق تا آن جا پیش می رود که ادعا می کند جمهوری اسلامی برای پیش برد هدف های خود، به همه ی گروه های درگیر، کمک های مالی و تجهیزاتی می کند. این امر حتا القاعده، دشمن قسم خورده جمهوری اسلامی را نیز در بر می گیرد. خبر کشف جنگ افزارهای ساخت ایران، هر چقدر هم که ایران چنین ادعایی را انکار کند، نقش مخرب جمهوری اسلامی در عراق را پر رنگ تر می نماید.
خبر اقامت مقتدی صدر در ایران، برای ادامه ی "تحصیل" در قم، تائید شد. این خبر از یک سو می تواند اشاره به مهار این آخوند تندخو و ضد ایرانی داشته باشد. از سوی دیگر، مسئولیت هرگونه درگیری نظامی گروه هایی که به نوعی خود را به او وابسته می دانند – هرچند صدر بر آنان مهاری نداشته باشد – چه با نیروهای عراقی و چه آمریکایی، بر دوش ایران سنگینی خواهد کرد. سیاست های رژیم در عراق که در مخالفت با منافع ایران بوده است، چنان پرونده سیاه و وضع پیچیده ای برای رژیم و به تبع آن ایران، به وجود آورده که رهایی از آن تنها با دگرگونی آشکار و سریع در سیاست های در پیش گرفته امکان پذیر خواهد بود. آشفتگی دستگاه رهبری رژیم، چنین گزینشی را بسیار مشگل می کند.
همانند این وضع در افغانستان نیز دیده می شود. شکوه از دخالت های جمهوری اسلامی، وسیله ی مسئولین افغان و متحدین غربی، افزایش یافته است. درگیری نظامی میان مرزبانان ایران و افغانستان، بر بی ثباتی اوضاع در آن منطقه افزوده است. یکی از رهبران با نفوذ طالبان پاکستان، از هواداران خود خواسته که از حمله به مواضع دولت مرکزی خود داری کنند. می توان نتیجه گرفت که این نیروها توجه خود را متوجه افغانستان خواهند کرد و از این رو باید در انتظار تشدید برخورد میان نیروهای طالبان با نیروهای نظامی غرب در نواحی مرزی میان آن دو کشور بود.
* * *
همه ی این رخدادها، از درهم ریزی سیاسی ناشی از نبرد قدرت در داخل ایران تا افزایش اخیر بی ثباتی در عراق، خطر درگیری نظامی ایران با آمریکا را افزایش داده است. تیراندازی ناو باربری آمریکا به سوی ناوچه های تندرو ایرانی، گزارش بمباران تاسیساتی که از آن به عنوان مرکز هسته ای سوریه یاد شده، وسیله ی اسرائیل در کنگره آمریکا، سخنان رئیس ستاد ارتش آمریکا که بار دیگر ایران را به طور مستقیم متهم به شرکت در بی ثباتی عراق کرد، نه تنها قدرت نمایی و تهدید آمریکا به شمار می آید بلکه نشان دهنده شکنندگی وضعیت موجود میان دو کشور می باشد. هرگونه اشتباه از جانب هریک و یا عمل خودسرانه ای وسیله ی یکی از چندین مرکز قدرت در جمهوری اسلامی، می تواند یک جنگ ناخواسته و فاجعه آور را سبب گردد.
24 آوریل 2008


جستجو در سامانه


برگشت

استفاده از مطالب "تلاش آنلاین" تنها با ذكر منبع و نام نويسنده مجاز است
صفحه نخست | تماس با ما