با تأملی از سر عقلانیت و بدور از حب و بغض عقیدتی به کشورمان، تا فرصت از دست نرفته، فعالانه ایرانمان را در یکپارچگی تاریخی آن و با تنوعات فرهنگی و اقلیمی اش در هر آنچه از دستمان برمی آید پاس داریم.
هنگامی كه حدود دو ماه پیش برای دیدار با دكتر سیدجواد طباطبایی به مركز دایره المعارف اسلامی رفته بودم و موضوع پرونده «اندیشه محافظهكاری» را برای شماره 9 خردنامه مطرح كردم، از آن بسیار استقبال كرد.
در این نوبت به بررسی انتقادات طباطبایی بر روشنفکران پست مدرن خواهیم پرداخت. علت تقدم در طرح این بحث نیز رعایت تقدم و تأخر مباحث مطرح از سوی طباطبایی است. تا جایی که منابع موجود نشان می دهند، نخستین جریان روشنفکری که به گونه ای همه جانبه مورد نقد ایشان قرار گرفت، جریان پست مدرن روشنفکران معاصر بود.
ایران در حال حاضر، با فشارهای شدید خارجی، تراژدی اقتصادی و بحران مشروعیت رژیم حاکم روبروست که با افزایش جنگ قدرت در کانون سامان تصمیم گیری، ناگهان می تواند با درهم پاشی سیاسی روبرو گردد.
عرفیگرائی به معنی سکولاریسم لیبرال انگلو ساکسون، نه بی دینی است نه لائیسته ژاکوبن فرانسوی؛ عرفیگرائی در بن خود یک معنی بیشتر ندارد ــ بیرون بردن تقدس از امر عمومی، از اداره جامعه و نه از وجدانیات افراد
طباطبایی که رویکردهای ایرانیان به سنت و تجدد را از پس مشروطه خواهی، به دو دسته مقلدان گذشته ای که برای همیشه به سرآمده است و در توهم افتادگانی که سنت را مرده ریگی منسوخ می دانند، دسته بندی می کند، بی اعتنایی به مشروطه و دگرگونی هایی که به دنبال آن در نظام مفاهیم ایجاد شد را ، آفت اساسی روشنفکری معاصر ایران دانسته و آن را نیز تالی عرفان بازی، ایدئولوژی زدگی و سنت مداری بی اعتنا به سرشت سنت، می داند.