رژیم های خودکامه به ویژه در خاورمیانه، وضعیت کنونی جهان دمکرات و پیش رفته را، به صورت «زنگ تنفسی» که به آنان امکان تجدید قوا داده و همزمان خوراک تبلیغاتی در رویارویی با بی ثباتی های اجتماعی درونی خود در اختیارشان قرار می دهد، به حساب آورده و از اين فرصت استقبال می کنند.
مخالفت حزب با شورای رهبری سازی و تلاش ها برای جا انداختن فدرالی کردن ایران و ایران چند ملتی و چند ملیتی از ملت ایران – سه گانه ای که بی تردید در پشت پرده جفت و جور شده اند- تاریخی به درازای تاریخ حزب دارد و موضع گیری در برابر آنها از موضع گیری های برجسته زنده یاد همایون است.
نجات نظام اسلامی دیگر ممکن نيست؛ رهبر رژیم حتا به هزینه ی جنگ داخلی و تجزیه ایران خواستار ادامه ی حکومت است؛ ادامه رژیم نیمه جان اسلامی جز زیان بیش تر به امنیت ملی ایران نتیجه دیگری ندارد؛ و بالاخره راه نجات برای ایران و برای نهاد سپاه، تنها همراهی با ملت میسر خواهد بود و بس. با درس گرفتن از سوریه، ایران را نباید به آن سو راند.
نوشته کوتاهی که می خوانید گوشه ای از یادداشت های پراکندهء من است که اینجا و آنجا در حواشی برخی سایت ها در پاسخ به برخی دعوی های رایج نوشته شده اند . دعوی هایی که غالبا از سوی افراد یا گروههای منطقه گرا و قوم پرست مطرح می شوند و البته در سالهای اخیر به دلایل گوناگون پرو بالی گرفته اند...
میهن ـ آیدا قجر: دیروز داریوش آشوری ۷۳ ساله شد؛ برای دیدار و گفتگویی به بهانه تبریک تولدش می توان از زوایای گوناگونی وارد شد و آرای او را شنید. زبان شناسی که سال ها در زمینه ی پیشرفت و توسعه ی زبان فارسی تلاش کرده است و با نگاه نقادش در جریان روشنفکری ایران سهیم بوده است.
اگر کسی از نسل انقلاب مشروطه زنده میشد از "پروژه نيمه تمام مشروطيت" که امروز بر زبانهاست تعجبی نمیکرد. پويش دمکراسی و حقوق بشر، آرزوی رسيدن به سطح زندگی جهان غرب، باز آوردن بزرگی ايران که آرزو های نسل او میبود هنوز بسيار کار دارد. ولی او در نسل کنونی همان جوششی را احساس میکرد که صد سال پيش ايران خوابرفته سدهها را برآشفت.
یافتن راه حلی برای خروج از بن بست سیاسی کنونی ایران، بدون مشارکت مستقیم جنبش سبز قابل تصور نیست. در سیاست خارجی هم بدون مذاکره مستقیم با آمریکا، پایان دادن به انزوای سیاسی ممکن نخواهد بود.
پرسش من از دکتر رضا براهنی هم همین است. آیا به راه انداختن چنین انجمنی با هدف های پنهان و مرزبندی های قومی تنگ آن هم در شرایطی که بالکانیزه شدن ایران تنها به سود دیگران است و نه ما و نه حتی ترک زبانان ایران، کار سنجیده ای است؟ آیا بازنویسی و بازنگاری اطلس جغرافیایی تازه ای برای ایران آن هم در این شرایط سخت کار درستی است؟
گرچه حائری تحت تأثیر فضای فرهنگی و سیاسی جدید ایران و جهان حوزه قم را بنیاد نهاد و از این رو حوزه خیلی سریع رشد و گسترش یافت اما در دوران آیتالله بروجردی بود که حوزه قم از جهات فرهنگی و علمی و اقدامات اصلاحی شکوفا شد و به اعتلا رسید.
اما فکر اصلاحی در شماری از روحانیان غالبا جوانتر حوزه ایران در این قرن عمدتا برآمده از تحولات جدید در دوران پس از مشروطیت بود. به هرحال تغییرات فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و اقتصادی در یک جامعه همه اقشار و گروههای اجتماعی را کم و بیش تحت تأثیر قرار میدهد.
آن فضای نسبتاً بازی که اشاره میکنید در دوران ریاست جمهوری آقای خاتمی در زمینهی اطلاعرسانی و آگاهسازی عمومی ایجاد شد، بیشترین تأثیرش، دل و جرأت بخشیدن به مردمی بود که تا پیش از آن اگرچه شاید به بسیاری مسائل آگاه بودند، کمتر جرأت اظهار نظر در آن باره را پیدا میکردند.
آنچه شما ارجمندان در این مجموعه میخوانید عرضة فروتنانهیی است از صد مقاله و برگزیده از میان انبوهی از نوشتارها و مصاحبهها و ترجمههای سالهای گذشته. گفتنی است که مودت و محبت تنی چند از دوستان علاقمند، این گزیدهها را برای انتشار فراهم آورده است.
تا چه اندازه ادامه جمهوری اسلامی، به امنیت ملی ایران آسیب جدی می رساند؟ برای داوری در اين امر و پاسخ به اين پرسش باید بازهم يادآوری کرد که محرک نخستین جمهوری اسلامی، حفظ نظام به هر قیمت است.
ما چه اندازه می توانیم در جنبش داخل نقش داشته باشیم و نقش و وزن مخصوص مان چه اندازه است؟ نباید در محاسبه دچار اشتباه شد. وانگهی مگر قرار است اپوزیسیون داخل و یا خارج بدون اتکا به نیروی بی زوال مردم و مشارکت دموکراتیک آنان بر استبداد پیروز شود و به آزادی و دموکراسی برسد؟
يكي از كابوس هاي كودتاگران پيوستن ارتش به صف ملت و ريخته شدن ترس ارتشيان از مقاومت در برابر حكومت بوده وهست و باتوجه به احساس قدرتي كه اكنون در اثر گوش بفرماني مفرط فرماندهان تحميلي ارتش به حاكميت دست داده، كودتاچيان درصدد از پيش روبرداشتن ارتش برآمده اند.
در یک مبارزه سیاسی نباید هیچگاه امکان مذاکره با طرف مقابل را از دست داد. زمانی که دیگر نتوان مذاکره کرد، شرایط برای «مشروعیت» بخشیدن به خشونت فراهم می گردد.
«اشاره: داریوش همایون در تاریخ ۱۵ ژانویه ۲۰۱۱ درست ۱۳ روز قبل از درگذشتش، در یک جلسه پاکتاکی پیرامون خطرات فدرالیسم در ایران سخنرانی و به پرسش حاضرین پاسخ گفت. اکنون این گفتگو و پرسش و پاسخ توسط تلاش از فایل صوتی پیاده و بصورت کتبی تنظیم و در اختیار علاقمندان قرار میگیرد.»
مفهوم ماتریالیزم مارکس با استفاده از امکان منحصر به فرد زبان آلمانی گفت که آگاهی عبارت از آگاه بودن است و نتیجه بسیار مهمی از این جمله گرفت و آن تقدم واقعیت بر فکربود، البته این تقسیم بندی کم وبیش قبل ازمارکس هم میان برخی فلاسفه ایدئالیست وجود داشت اما مارکس بیش از دیگران این مسئله را ذیل دو مقوله هستی و اندیشه ساده کرد
اساسا عین خیال اصولگرایان نیست که دولت نهم و دهم دستپخت آنها بود برای مملکت و خوب و بد آن نیز بر گردن آنهاست. بی خیال، با فراغ بال و راحت به دنبال برنامه ریزی برای انتخابات مجلس هستند. همه هم و غم شان صرف بازی با اعداد و ... است. درست مثل اینکه احمدی نژاد رئیس جمهور کشور گینه بیسائو یا بورکینافاسو است و موضوع اینان خیلی به ایران مربوط نمی شود...
حکومتهایی که معضلات واقعی جامعه را جدی نمیگیرند و از آن تفسیری دلخواه و ایدئولوژیک به دست میدهند و تن به پذیرش اصلاحات نمیدهند، معمولا از جایی ضربه میخورند و از ناحیهای اوضاع از کنترلشان خارج میشود که فکرش را نمیکردند