روی سخن ما با ایرانیانی است که در جبهه مبارزه با حکومت دینی ایستاده اند و با این حمله نیز مخالفند، اما خیره گی آنان در حقانیت مبارزه تردید ناپذیرشان با حکومت اسلامی که هدف اصلی این حمله قلمداد می شود، مانع از آن شده است که سهمگینی وابعاد خطر را به جد گرفته و از این مخالفت لفظی به سیاستی عملی دست یازند.
سنت رایج سیاست ورزی هنوز در ایران این است که گروهی خود را به یک رخداد و به یک واقعه گذشته وفادارمیداند به طوری که طوق انقیاد آن را به گردن میگذراند و دربست مرید آن واقعه میشوند.
ما شایعه ای را که شما به آن اشاره کرده اید، نشنیده ایم. با توجه به سابقه برخوردهای خصمانه شما با سازمان ما و برخی جریانهای جمهوریخواه در مطالب قبلی اتان، میتوان این دو شق را در نظر گرفت که یا شما این شایعه را ساخته و پرداخته اید و یا اینکه ساخته و پرداخته دیگران را پرورش داده و دستمایه اتهام زنی به بخشی از نیروهای اپوزیسیون قرار داده اید ...
توسعه اقتصادی در دراز مدت، بدون سرمایه گذاری ممکن نیست. اما، آشفته بازار سیاسی و افزایش روز به روز نفوذ باند نظامی – امنیتی، امکان هر نوع سرمایه گذاری منطقی و درازمدت را از کشور سلب کرده است.
کسی با یک حزب دمکرات اسلامی به قیاس احزاب دمکرات مسیحی مخالف نیست؛ ولی برنامه سیاسی آن حزب دمکرات خواهد بود یا اسلامی، و مثلا درباره برابری زن و مرد و مسلمان و غیر مسلمان و شیعه و سنی و دیندار و بی دین چه خواهد گفت؟
تاکید بالقوه بر روی ارزشهای قومی در تحول تدریجی خود امکان تبدیل شدن به تضاد قومی را در خود نهفته دارد. با تشدید عنصر قومی و خود را یک دیگری ویژه پنداشتن باعث هموار کردن راه خشونت است.
مجموعه سیاسی – فرهنگی تلاش از همه شخصیت های سیاسی و فرهنگی دعوت می کند که با هدف دفاع از یکپارچگی ملت و سرزمین ایران در عین پایبندی به اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق حقوق اقلیت های پیوست اعلامیه، برای گسترش آگاهی عمومی و مقابله با تبلیغات جنگ طلبانه و تجزیه طلبانه و نتایج زیان اور آن برای آینده کشور و دمکراسی در ایران در هر جا و از هر سو باشد به یک پیکار ملی فرهنگی بپیوندند.
مرز زشتی و بدی را تنها حکومت ها نمی کشند، سهم مردم مهم تر است. در بد ترین دیکتاتوری ها نیز "هر ملتی شایسته حکومتی است که دارد" به درجه ای درست است؛ اگر مردم نپذیرند این مرز ها کشیده نمی شوند
بحث درباره فدرالیسم و خودمختارى بیشتر از آنچه مورد درخواست اعضاى گروه قومى باشد، محدود به نخبگانى شده است كه خود را برگزیده گروه هاى قومى مى دانند. آنان ایران را به قول آیزیا برلین « روی میز تشریح » گذاشته اند و میخواهند آن را برای به اصطلاح «آرمان بزرگ» قربانی کنند. فریدون مشیری گفته بود: « صحبت از پژمردن یک برگ نیست – آه جنگل را پریشان می کنند».