یادآوری گاهگاهی نقش عادت ها و قالب های ذهنی، همانکه ازجمله ایمان نامیده می شود، در مصیبت هائی که به سر مردم می آید به ویژه در بحران های بزرگ، لازم است.
در دوره رضاشاه، خیلی از نهادهای مدرن اداری، حقوقی، اقتصادی در ایران ایجاد شد و این مساله به تمرکز سیاسی و نظامی و حفظ یکپارچگی خیلی کمک کرد. اما آنچه به حاشیه رفت در حقیقت همان پیام اولیه مشروطهخواهی بود که همان محدودیت قدرت حاکمه و حقوق و آزادیهای فردی بود.
. با توجه به بی تفاوتی رژیم از آن چه که در پاکستان می گذرد، در واقع می توان گفت که سیاست خارجی نه پهنه ایست برای پاسداری از منافع ایران، بلکه صحنه دیگریست از مبارزه قدرت، در کانون رژیم. بار دیگر منافع ایران، قربانی بازی های رژیم گردیده و در راستای منافع حقیر سرآمدان حکومتی، تغییر جهت می دهد.
حق حاکمیت ملی و پاسداری از تمامیت ارضی، پادزهر حقوق ایرانیانی که زبان مادریشان، زبانی جز پارسی است نبوده و نیست. پاسداری از تمامیت ارضی ایران، پاسداری از سرزمینی است که هستی مشترک همه ایرانیان، از هر تبار و پیشینه است. حق غیرقابل انکار مردم در سخن گفتن به زبان مادریشان و ارج نهادن بر فرهنگ خویش، در کنار زبان و فرهنگ مشترک ایران، حق اداره سیاسی امور شهرها و استان های ایران از سوی ساکنان آن دیار، نه ستیزی با تمامیت ارضی ایران دارد و نه این دو حوزه، دوسوی یک گفتمان سیاسی واحد اند. یکی، حق مشترک ملی ساکنان ایران است و دیگری بخشی از حقوق شهروندی مردم.
ایرانی بودن در وجود ما، در تاروپود ما، در نان روز و شب ما، در رنجها و دلهره های ما، در شادیهای ما، در طنزها و داستانهای ما، در ناز و نوازش ما، در محبت و مهربانی ما، در لجاجت کودکانه ی ما و در نهایت در همه ی هستی و نیستی ما جاریست. بجای خجالت چه بهتر که ایرانیت مان را لمسش کنیم، بپذیریم، پاسش داریم و در حفظش بکوشیم. حفظ تمامیت ارضی ایران حفظ هویت همه ی ما ایرانیان است. چپ ایران نیز بدون تمامیت ارضی ایران هویت سیاسی خود را از دست می دهد.
اگر علیه جنگ نباشیم، در کنار نیرویی قرار میگیریم که دعوت کننده حمله نظامی به کشور خواهد بود؛ اگر علیه جمهوری اسلامی و سیاستهایش نباشیم ما را به لابی ضد جنگ جمهوری اسلامی نزدیک خواهد کرد و به نیروهای بنیادگرایی که در سطح حهان هستند؛ و اگر بر حفظ یکپارچگی کشور و خطراتی که آن را تهدید میکند تاکید نکنیم ما را به این ورطه میغلتاند که بیتوجه باشیم به مماشاتگریهایی که در این زمینه صورت میگیرد.
جمهوری اسلامی آرزوئی بیش از آن ندارد که جهانیان برنامه اتمی آن را فراموش کنند و نغمه صلح به اضافه هر چیز دیگر سر دهند. تجزیه طلبان نیز بیش از این نمی خواهند که سر ها به جاهای دیگر گرم باشد
یک اصل کلی را نباید از خاطر برد و آن افزایش امکان درگیری نظامی، به موازات افزایش تنش و بی ثباتی است. از این رو، اگر کردستان تنها منطقه ی آرام عراق نیز دستخوش بی ثباتی گردد، احتمال کشیده شدن دیگر نیروها، به درگیری مستقیم و اشتباه محاسبه، افزایش می یابد.
این دفتر شامل یک «نامهء سرگشاده » ، یک مقاله و یک مصاحبه است
موضوع مرکزی هرسهء این مطالب، جنگ خانمانسوز و ویرانگری ست
که احتمال وقوع آن دو سه سالی ست ، اکثریت مطلق ما ایرانیان را نگران کرده ودر وضعیتی بیمناک وناگوار قرار داده است.
به جای طفره رفتن ودر فکر جنبش جهانی صلح و مبارزه با آمریکا بودن، ما نیازمندیم که پروژه تعلیق غنی سازی را به خانه های مردم ببریم و برای آنها آشکار سازیم که این آمریکا نیست که قصد حمله به ایران را دارد، بلکه این رژیم اسلامی است که در پی بمب اتمی است و ما به آن احتیاجی نداریم.